
نقش مردم در کاهش آسیبهای اجتماعی
آزادی زندانیان غیرعمد با کمک خیریهها
سروش غفاری روزنامه نگار
دیماه امسال بود که خبری مثل بمب در رسانهها و فضای مجازی ترکید. ستاد دیه اعلام کرد که محسن چاوشی، خواننده محبوب، با راهاندازی پویش و با استفاده از محبوبیت خود در میان مردم، توانسته 600 زندانی را آزاد کند. اسدالله جولایی، رئیس هیئتامنای ستاد دیه کشور، در اینباره در یک نشست خبری توضیح داد که این پویش از سوی محسن چاوشی راه افتاده و با جمع شدن هفت میلیارد تومان پول کمک، 600 زندانی آزاد شدند و نزد خانواده برگشتند.
سلبریتیهای دنیای مجازی گرچه این روزها سرشان به تبلیغ شامپو و مزون و سالن زیبایی گرم است، اما برخی از آنها هنوز میدانند که چقدر میتوانند در بسیج نیروهای مردمی و آگاهسازی مردم مؤثر باشند. ستاد دیه ایران از اواخر دهه 60 راهاندازی شده و روی آزادی زندانیان جرائم غیرعمد تمرکز دارد. آنها روی پرونده زندانیان جرائم عمدی کار نمیکنند.
600 البته عدد بسیار بزرگی است، اما برای آنکه متوجه شویم تداوم حرکتهای مردمی چقدر ضروری است باید نگاهی به ارقام و آمار داشته باشیم. همین حالا، صرفنظر از جمعیت بیش از 200 هزار نفری زندانیان جرائم عمدی، تعداد ١۵ هزار و ۶١ نفر زندانی جرائم غیرعمد در کشور داریم. آمار زندانیان جرائم غیرعمد مهریه 1910 نفر، بدهکار دیه ٨١ نفر، محکومیتهای مالی ١٢هزار و ۶١٣ نفر و بدهکاران نفقه ۴۵٧ نفر است.
همچنین، آمار جمعیت زندانیان در ایران و جهان نشان میدهد طبق آخرین بهروزرسانی جهانی که در سال 2018 انجام شده، جمعیت زندانیان ایران برابر با 284 نفر در هر صد هزار نفر بوده است. این آمار در مقایسه با تعداد زندانیان در جهان، آمار متوسطی است. بنابراین گرچه تعداد زندانیان در کشور ما زیاد نیست، اما کم هم نیست و رسیدگی به وضعیت آنها حیاتی به نظر میرسد.
ملاقاتیهای خسته و بیپناه
گرفتاری یک نفر در زندان فقط گرفتاری خودش نیست، بلکه حداقل یک خانواده متأثر از آن هستند. بسیاری از محکومان زندانی، خانوادههایی بسیار آسیبپذیر دارند و این خانوادهها آنقدر توانمند نیستند که تا آزادی عضو مهم خانواده تاب بیاورند. بنابراین آن طرف میلهها هم اوضاع نابسامان است. کسانی که مشکل تأمین معاش دارند، کودکان بیسرپرست و همچنین نوجوانان در معرض آسیبهای اجتماعی تنها بخشی از قربانیان خاموش این جرائم محسوب میشوند.
همواره یکی از اولویتهای بسیاری از سازمانهای مردمنهاد و همچنین ستاد دیه، آزادی زندانیان غیرعمد زن بوده است. رئیس ستاد دیه در این زمینه میگوید: «مادران و دختران بدون اعمال کیفری در کمترین زمان ممکن تعیین تکلیف میشوند. تلاش ما این است که زنان حتی یک روز بیشتر در بند نمانند. مگر اینکه یک پرونده میلیاردی بوده یا موضع شکات بسیار باشد. همین امسال 422 زن تا آذرماه آزاد شدند و در ایام ولادت حضرت فاطمه (س) نیز به مناسبت روز مادر، صد زن از زندان آزاد شدند.»
زندان جای خوبی نیست، هر ساعتش به اندازه یک عمر میگذرد، مخصوصاً اگر در میانه روال عادی زندگی ناگهان چشم باز کنی و ببینی از بد روزگار گرفتار شدهای. یعنی خلافکار نبوده باشی. این روزها بهخصوص به دلیل مشکلات اقتصادی، نوسانات بازار و رکود برخی صنایع، بسیاری از مردم یکشبه ممکن است زمین بخورند یا به فریب و سودای ثروت یکشبه، طعمه کلاهبرداران شوند. در چنین شرایطی، دامنه مشکلات اقتصادی به خانوادهها هم کشیده میشود و حتماً دلایل اختلافات مالی خانوادهها مثل مسئله مهریه، ریشه در مشکلات اجتماعی و اقتصادی دارد. بنابراین، تعداد زیادی از مردم، بیگناه و یا بر اثر اشتباه خود را در وضعیت ناگواری میبینند که صدالبته راهی برای خلاصی از آن ندارند. نه میتوانند بیرون از سالن بند و هواخوری قدمی بردارند و نه میتوانند از تخصص خود استفاده کنند؛ برای همین مینشینند و چشم میدوزند به میلهها. این موضوع بهخصوص برای زندانیان جوانتر ممکن است خطرناک باشد. چون، آنطور که از قدیم گفتهاند، زندان برای خلافکارها مثل آموزشگاه است. ممکن است همنشینی با مجرمان، زندانیان را به راههای خلاف بکشاند. به همین دلیل همیشه در میان فعالان خیرخواه این حوزه، صحبت بر سر این است که زندانیان غیرعمد هرچه زودتر خلاص شوند برای خودشان، خانوادهشان و جامعه بهتر است.
نمیخواستم بمیرد!
اما همه اینها شاید به اندازه قتل غیرعمد دردناک نباشد. در سالهای گذشته برخی آثار سینمایی هم به این موضوع پرداختند. از نوجوانی که در ترقهبازی چهارشنبهسوری دوستش را کشته، تا راننده کامیونی که به خاطر خوابآلودگی تصادف کرده و یا جوانی که در یک نزاع خیابانی همسایهاش را کشته است. اینها قاتل بالفطره نیستند و از روی عمد جانی را نگرفتهاند. بلکه قربانی اشتباه مرگبار خود هستند؛ اشتباهی که جبرانپذیر نیست، چون جانی که رفت، دیگر رفته است.
اولین اقدام نیکوکاران وقتی کسی به اصطلاح زیر تیغ است، تلاش برای اخذ رضایت از خانواده مقتول است. البته گاهی موضوع به همین سادگی حل نمیشود و کار به مطالبه دیه میرسد. اینجاست که سمنها و اشخاص حقیقی وارد گود میشوند و برای جمعآوری دیه و جلب رضایت ولیدم گلریزان میکنند. بارها این صحنه را در تلویزیون دیدهایم. صحنهای که متهم، تا روی چهارپایه اعدام میرود اما در آخرین لحظه بخشیده میشود. چه تصویری دردناکتر و در عین حال زیباتر از این؟
مهریه گرفتنی است
مهریه همان چیزی است که به شوخی و جدی بارها شنیدهایم که «کی داده و کی گرفته؟» این جمله معمولاً برای خاتمه دادن به اختلافات دو خانواده در جلسه خواستگاری گفته میشود اما در سالهای اخیر با افزایش قیمت سکه طلا، شاهد بودیم که مهریه هم مثل هر دین دیگری گرفتنی است و زندانها بسیار بیشتر از گذشته شاهد حضور زندانیان مهریه بودند. بنابراین، به مرور نهادهای قانونگذار وارد شدند. با ایجاد امکان تقسیط مهریه، گذاشتن سقف برای تعیین مهریه و اقدامات اینچنینی سعی کردند مسئله را از سرچشمه حل کنند. با این وجود همین حالا حدود 2000 مرد به خاطر بدهی مهریه در زندان به سر میبرند.
از دانشآموزانی که برای آزادی زندانیان تلاش میکنند و اعتبار جذب میکنند تا پیرمردی که فیش حج خود را پس از سالها انتظار به نیت آزادی زندانیان میفروشد و تازهعروسی که طلاهای خود را هبه میکند، بسیاری از مردم نیکوکار کشورمان تلاش میکنند به آنها که پشت میلهها هستند و دستشان از همهچیز کوتاه است ثابت کنند که تنها نیستند. ستاد دیه تنها سازمان مردمنهادی نیست که در این زمینه فعالیت میکند. بسیاری از خیریهها در شهرهای مختلف کشور، هرسال با جمعآوری کمک و اطلاعرسانی زمینه آزادی زندانیان زیادی را فراهم میکنند. نهادهای رسمی مثل دفتر رهبری و قوای سهگانه هم هرسال در پویشهای گلریزان ماه مبارک رمضان و عید نوروز پیشقدم میشوند تا گرفتاران جرائم غیرعمد به خانه برگردند.
البته همچنان این اقدامات کافی نیست و جامعه باید هرروز بیشتر در این زمینه مطلع شود که گاهی برخی فقط چند ده میلیون تومان تا آزادی فاصله دارند. مبلغی که گرچه این روزها ناچیز است اما خیلیها قدرت تأمین آن را ندارند و در چرخه نداری اسیر شدهاند.
همهچیز هم همینجا به پایان نمیرسد. توانمندسازی زندانیان پس از آزادی، رسالت مهم دیگری است که آنها را از چرخه جرم و بزه دور نگه میدارد.
ارسال دیدگاه