پیام آمارها به سیاستگذاران اشتغال

یادداشت

پیام آمارها به سیاستگذاران اشتغال

حسین مشیری - مدیرکل دفتر آمار و محاسبات اقتصادی و اجتماعی تامین‌اجتماعی

در بحث‌های محاسبات بیمه‌ای سازمان تامین‌اجتماعی، شاخصی به نام بعد کارگاهی وجود دارد که عبارت است از تعداد بیمه‌شدگان اجباری، به تعداد کارگاه‌های فعال زیرپوشش. این شاخص، از جمله شاخصی‌هایی است که به صورت ایستا و تک‌بعدی موضوع مشخصی را به ما نمی‌گوید.
بنابراین برای تحلیل وضعیت استان‌ها و مناطق مختلف کشور، از نظر نوع و پراکندگی کارگاه‌ها و همین‌طور اثرگذاری آنها باید به شاخص‌های پویا توجه کرد.
مثلا دوره‌‌های مختلف را بررسی کنیم تا ببینیم کارگاه‌های هر استان یا منطقه، چه تحولاتی را پشت سر گذاشته‌اند. برای مثال، در استان‌هایی مانند مازندران و گلستان، تعداد کارگاه‌های کوچک، بسیار زیاد است اما در استانی مانند بوشهر، کارگاه‌هایی فعال‌اند که هزاران نفر در آنها شاغل‌اند. طبیعی است که نسبت تعداد بیمه‌شدگان (صورت کسر) به تعداد کارگاه‌ها (مخرج کسر) در استانی مانند بوشهر، بسیار بیشتر از استان‌های شمالی کشور دارای کارگاه‌های کوچک است.
به همین دلیل است که گفته می‌شود بعد کارگاه، شاخصی کامل نیست و استناد به آن، برای تحلیل وضعیت کارگاه‌ها، به تنهایی کافی نیست. ضمن اینکه این شاخص، قدری گمراه‌کننده است. بدین معنا که اگر فرض کنیم تعداد کارگاه‌ها به یک‌باره کم شود اما در عوض، تعداد بیمه‌شدگان ثابت یا زیاد باشد، بعد کارگاه به یک‌باره بالا می‌رود.بنابراین، صحبت بر سر این است که بعد کارگاه، شاخصی نیست که درباره وضعیت کارگاه‌ها در مناطق مختلف هشدار دهد. در حقیقت، این شاخص وضعیت مناطق و استان‌ها را توصیف می‌کند. برای مثال، در مناطقی که این شاخص، پائین‌تر از حد متوسط است، همان مناطقی هستند که فعالیت صنفی در آنها زیاد است و عموم بیمه‌شدگان نیز در کارگاه‌های کوچک زیر 5 نفر کار می‌کنند. به همین ترتیب، استان‌هایی دارای بعد کارگاهی بالاتر از حد متوسط، استان‌هایی هستند که کارخانه‌ها و واحدهای صنعتی بزرگ آنها بیشتر است. بنابراین، این نوع تفکر که بگوییم با سرمایه‌گذاری‌ در مناطقی خاص، می‌توان بعد کارگاهی را افزایش داد، از اساس، نادرست است؛ چراکه ممکن است ظرفیت اشتغال در استانی که می‌خواهیم سرمایه‌گذاری کنیم، پاسخگو نباشد. برای نمونه، شاخص بعد کارگاه در استان گلستان، کمتر از میانگین کشوری است و اگر هدف‌مان این باشد که با سرمایه‌گذاری در برخی حوزه‌های صنعتی این استان، به شاخصی شبیه به استان بوشهر-با بعد کارگاهی بیشتر از میانگین کشوری- دست پیدا کنیم، از اساس راه را غلط رفته‌ایم؛ چراکه در استان گلستان، کسب‌وکارهای فردی و خانوادگی رواج دارد و آمارهای چندسال اخیر نیز همین موضوع را نشان می‌دهد. بنابراین به نظر می‌رسد اگر بخواهیم سرمایه‌گذاری انجام دهیم، بهتر است در حوزه‌ای صورت بگیرد که ظرفیت‌های آن وجود داشته باشد و علاوه بر آن، کلیدی‌ترین پیش‌نیاز، گزارش‌های توجیهی و پیوست‌های اقتصادی و اجتماعی است. حتی ممکن است کم یا زیادبودن شاخص‌ بعد کارگاه در یک منطقه، معانی دیگری مانند جابه‌جایی نیروهای کار هم داشته باشد. در این حالت، نمی‌توان رای داد که الزاما وضعیت کارگاه‌ها نیز بدتر شده است. به طور خلاصه، اگر شاخص بعد کارگاهی در یک استان بیشتر از میانگین کشوری باشد، به این معناست که اکثر کارگاه‌های فعال، صنعتی و بزرگ هستند و بالعکس. نکته مهم این است که با شاخص بعد کارگاهی، به طور دقیق و مشخص نمی‌توان حکم کرد که سیاستگذارها و برنامه‌ریزان در استان‌های مختلف کشور بر چه بخش‌های اقتصادی تمرکز کنند؛ بلکه متغیرهای کلیدی دیگری در موضوع حیاتی کار و اشتغال دخیل‌اند که باید به آنها نیز توجه کرد.
 
ارسال دیدگاه