یادداشت
رمزگشایی از بُعد بالای کارگاهی در بوشهر
یونس خسروانی - مدیرکل تامیناجتماعی استان بوشهر
استان بوشهر، حدود 10 هزار و 500 کارگاه دارد. تعداد بیمهشدههای این استان، بیشتر مربوط به مناطق صنعتی استان است که اکثرا مهاجر هستند. یعنی در داخل استان، سکونت ندارند و از طرف دیگر، کارگاههای بسیار بزرگی مثل پتروشیمیها یا پالایشگاهها هستند که تعداد بیمهشدههایشان، بسیار بالاست. مثلا ما کارگاهی داریم که شش هزار بیمهشده دارد.
کارگاههای کوچک هم وجود دارند که در داخل استان، مشغول به کارند و اغلب صنفی هستند. بنابراین، تقریبا اکثر بیمهشدهها در استان بوشهر، در سه چهار شعبهای که صنایع نفت و گاز را پوشش میدهند، مستقر هستند. در واقع، یکی از اصلیترین دلایلی که توازن بعد کارگاهی را برهم میزند، همین نکته است.
در این بین، جامعه کارگری و کارفرمایی هم مطالباتی دارند. یکی از مشکلاتی که صنعت در کشور ما دارد، نبود «صنعتشهر» یا شهرکهای صنعتی است که جای خالیاش، بسیار احساس میشود. استان بوشهر هم از این موضوع مستثنی نیست. از آنجایی که کارفرماها و بیمهشدهها اغلب مهاجر هستند، در نتیجه برخی از آنها تلاش نمیکنند آن ابزاری را که برای یک شهر مدرن نیاز است، به وجود آورند. مثلا در شهر کنگان -که قبلا 70 هزار نفر جمعیت داشته و الان یک شهر 250 هزار نفری شده است- ترکیب جنسیتی جمعیت شش به یک است؛ یعنی به ازای هر ششنفر مرد، یک زن وجود دارد. در این منطقه، خودکشی و مشکلات روانی، بسیار بالاست. چون ما صنعتشهر درست نکردهایم. عدهای برای مدتی زندگی مجردی دارند و پس از مدتی، به محل زندگی خود برمیگردند. بهعبارتی بُعد بالای بیمه پردازی در استان بوشهر حداقل نکتهای که به ما میگوید تراکم نبروی کار در مناطق کوچک خارج شهر است.ما باید دیوار بین صنعت و شهر را برداریم و اجازه دهیم مردم با صنعت، یکی شوند. در یک صنعتشهر، ما میتوانیم تمام امکانات یک زندگی مطلوب را -اعم از بیمارستان، فضای تفریح، مراکز آموزشی و ... - فراهم کنیم. در این صورت، به جای اینکه فقط صنعت در جریان باشد، زندگی هم در جریان است. به این ترتیب، تلفات ناشی از زندگی در نقاط صنعتی که دور از امکانات است و افرادی که به دور از خانوادههایشان مشغول به کار هستند، کاهش خواهد یافت. مردم در این نقاط، تفریحی به جز کار ندارند و آنجا را محل سکونت موقت به حساب میآورند.
البته الزامی وجود ندارد که برای برقراری توازن بُعد کارگاهی، همه شهرهای کشور، صنعتی شوند. من به شدت با این مسئله مخالفم که در شهرهای مختلف، پتروشیمی ایجاد میکنند. بوشهر اولین استانی بود که مردمش به دلایل زیستمحیطی تجمع کردند و اجازه ندادند که وزیر صنعت و معدن در اسفندماه گذشته، کلنگ پتروشیمی را بزند. این در حالی است که در گذشته، مطالبه مردم همین احداث پتروشیمی بوده، ولی کمکم به این نتیجه رسیدند که صنعت، چندان دردی از مردم دوا نمیکند؛ چون صنعت هر جا که پا گذاشته، دیواری دور خود کشیده و امکانات خاصی را فقط برای خودش محصور کرده و جز آلودگی، برای مردم چیزی به همراه نداشته است. بُعد بالای کارگاهی در بوشهر موید این نکته است که کارگاههای کوچک شهری رونقی ندارند و این یعنی مردم در شهرهای این استان از بیکاری رنج میبرند اما در حاشیه شهرها و در مناطق خاص صنعتی هزاران کارگر مهاجر به دور از امکانات زندگی شهری در حال کار هستند. در واقع ما در شرایطی باید صنعتیشدن را در شهرها و استانهای کشور پیاده کنیم که شرایط یک زندگی مطلوب برای مردم آن منطقه، مهیا باشد تا زندگی جریان داشته باشد، نه اینکه فقط کار در جریان باشد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها
تیتر خبرها




