نقش مهارت در دنیای فناوری
اصغر فیضی معاون دفتر همکاریهای علمی و بینالمللی دانشگاه فنیوحرفهای
تحولات پرسرعت فناوری و تأثیرپذیری مناسبات بازار کار از آن، در کنار تغییرات عمده فعالیتهای اشتغال بسیاری از بخشهای کسبوکار، الزامات مهارتی جدیدی برای حضور و ماندگاری شاغلان در فضای کار تعریف کرده است. به این واسطه، نهادهای آموزشی بسیاری کشورها در حوزههای دانش و مهارت، تنظیم سیاستهای کلان آموزشی مطابق با استانداردهای بهروز فناوری را در اولویت قرار دادهاند.
در شرایط ترسیم شده، چگونگی هماهنگی سیاستهای آموزش مهارت متناسب با رشد فناوری و اثرگذاری آن بر کسبوکار تولید را باید موضوع چالشی سیستمهای آموزش فنیوحرفهای بهشمار آورد. در واقع سرعت پایین تحولات کسبوکار و رشد بالای تغییرات فناوری، موجب عدم تناسب این بسترها و ناهماهنگی مهارتی و نیاز بازار کار شده است.
همگام کردن آموزشهای دانشگاهی و فنیوحرفهای با تحولات فناوری در برنامههای درسی و استانداردهای مهارتی را میتوان بخشی از تلاش تصمیمسازان حوزه دانش و مهارت برای کاهش فاصله بین این دو شاخص محسوب کرد. اثرگذاری بسیاری از این اقدامات به موضوع «نیمه عمر مهارت» بستگی دارد. نیمه عمر مهارت بهمعنای تعداد سالهایی است که بهدلیل توسعه فناوریهای جدید، ارزش نیمی از مهارت افراد از بین میرود. این زمان بهطور کلی پنج سال و در حوزه فناوری اطلاعات ۲.۵سال برآورد میشود.
بر این اساس نظامهای آموزشی برای هماهنگی با تغییرات حوزه فناوری حداقل باید در قالب برنامههای پنجساله، بهروزرسانی برنامههای درسی دانشآموزان و دانشجویان را دنبال کنند. این اقدام را باید آغاز همراهی با تحولات حوزه فناوری در فضای آموزشی دانست. همچنین لازم است بهروزرسانی محتوای آموزشی مهارتآموزی و دائمی کردن توسعه فردی مربیان آموزشی در اولویت باشد. با این استدلال، یادگیری دائمی توسط سازمانهای بینالمللی و کشورهای مختلف جهان پیگیری میشود. بهعبارتی رمز ماندگاری در اشتغال یادگیری مادامالعمر است.
در این شرایط، کسب مدارک دانشگاهی و مهارتی در یک مقطع زمانی خاص جهت استمرار اشتغال در تمام عمر برای افراد کافی نیست. برآوردها بیانگر حضور افراد حداقل در شش شغل مختلف در مدت عمر کاری است و این موضوع را میتوان ناشی از استمرار تحولات فناوری دانست. رشد فناوری در جهان، همزمان چالشها و فرصتهای بسیاری خلق کرده و در این شرایط نظامهای آموزشی و مهارتی، سازمانها و افراد باید با این تغییرات تطابق داشته باشند.
کشورهای توسعهیافته بیش از سایر کشورها چالشها و هماهنگی با تحولات مربوطه را تجربه میکنند. این تغییرات سریعتر در مناطق مذکور رخ میدهد. در کشورهای کمتر توسعهیافته بهدلیل کندی ورود تکنولوژی، هماهنگی با تحولات نیز بهکندی صورت میگیرد. این شرایط در کشورهای مذکور با وجود آسیبها، زمان بیشتری برای استفاده از تجربیات دیگران فراهم میکند.
با وجود تحولات جهانی در حوزه فناوری، یک تغییر نحوه نگرش به ماهیت و روشهای انجام کار رخ داده که در نتیجه همگان از این وضعیت تأثیر میپذیرند. با استناد به ایجاد دگرگونی حوزههای فناوری در کسبوکار، کارفرمایان در حوزه یادگیری دائم مهارت، تأثیرگذاری مستقیم دارند. بهصورت ویژه از سال گذشته میلادی، حرکتهای تأثیرگذاری نظیر جای گرفتن «انقلاب مهارتی» در برنامههای کلان انجمن جهانی اقتصاد در جهان قابل مشاهده است. بسیاری از کشورها با پیوستن به پروژه مذکور، افزایش مهارتهای دیجیتال شهروندان را برنامهریزی و هدفگذاری میکنند. طرح موضوع شتابدهندههای مهارت از سوی برخی کشورها مانند هندوستان و تأسیس وزارت مهارت و همچنین تمرکز سنگاپور به مسئله شتابدهنده مهارتهای آینده و پرداخت یارانه مهارتی به نیروی کار و کارفرما ازجمله اقدامات مؤثر در راستای تحولات جهانی حوزه مهارت محسوب میشوند. در مجموع، این اقدامات به توانمندی و مهارت بیشتر نیروی کار کشورها میانجامد و انتظار نقشآفرینی بیشتر نیروی کار ماهر در رشد بهرهوری کسبوکار و تنظیمگری مهارتی در بازار کار را موجب میشود.
در شرایط ترسیم شده، چگونگی هماهنگی سیاستهای آموزش مهارت متناسب با رشد فناوری و اثرگذاری آن بر کسبوکار تولید را باید موضوع چالشی سیستمهای آموزش فنیوحرفهای بهشمار آورد. در واقع سرعت پایین تحولات کسبوکار و رشد بالای تغییرات فناوری، موجب عدم تناسب این بسترها و ناهماهنگی مهارتی و نیاز بازار کار شده است.
همگام کردن آموزشهای دانشگاهی و فنیوحرفهای با تحولات فناوری در برنامههای درسی و استانداردهای مهارتی را میتوان بخشی از تلاش تصمیمسازان حوزه دانش و مهارت برای کاهش فاصله بین این دو شاخص محسوب کرد. اثرگذاری بسیاری از این اقدامات به موضوع «نیمه عمر مهارت» بستگی دارد. نیمه عمر مهارت بهمعنای تعداد سالهایی است که بهدلیل توسعه فناوریهای جدید، ارزش نیمی از مهارت افراد از بین میرود. این زمان بهطور کلی پنج سال و در حوزه فناوری اطلاعات ۲.۵سال برآورد میشود.
بر این اساس نظامهای آموزشی برای هماهنگی با تغییرات حوزه فناوری حداقل باید در قالب برنامههای پنجساله، بهروزرسانی برنامههای درسی دانشآموزان و دانشجویان را دنبال کنند. این اقدام را باید آغاز همراهی با تحولات حوزه فناوری در فضای آموزشی دانست. همچنین لازم است بهروزرسانی محتوای آموزشی مهارتآموزی و دائمی کردن توسعه فردی مربیان آموزشی در اولویت باشد. با این استدلال، یادگیری دائمی توسط سازمانهای بینالمللی و کشورهای مختلف جهان پیگیری میشود. بهعبارتی رمز ماندگاری در اشتغال یادگیری مادامالعمر است.
در این شرایط، کسب مدارک دانشگاهی و مهارتی در یک مقطع زمانی خاص جهت استمرار اشتغال در تمام عمر برای افراد کافی نیست. برآوردها بیانگر حضور افراد حداقل در شش شغل مختلف در مدت عمر کاری است و این موضوع را میتوان ناشی از استمرار تحولات فناوری دانست. رشد فناوری در جهان، همزمان چالشها و فرصتهای بسیاری خلق کرده و در این شرایط نظامهای آموزشی و مهارتی، سازمانها و افراد باید با این تغییرات تطابق داشته باشند.
کشورهای توسعهیافته بیش از سایر کشورها چالشها و هماهنگی با تحولات مربوطه را تجربه میکنند. این تغییرات سریعتر در مناطق مذکور رخ میدهد. در کشورهای کمتر توسعهیافته بهدلیل کندی ورود تکنولوژی، هماهنگی با تحولات نیز بهکندی صورت میگیرد. این شرایط در کشورهای مذکور با وجود آسیبها، زمان بیشتری برای استفاده از تجربیات دیگران فراهم میکند.
با وجود تحولات جهانی در حوزه فناوری، یک تغییر نحوه نگرش به ماهیت و روشهای انجام کار رخ داده که در نتیجه همگان از این وضعیت تأثیر میپذیرند. با استناد به ایجاد دگرگونی حوزههای فناوری در کسبوکار، کارفرمایان در حوزه یادگیری دائم مهارت، تأثیرگذاری مستقیم دارند. بهصورت ویژه از سال گذشته میلادی، حرکتهای تأثیرگذاری نظیر جای گرفتن «انقلاب مهارتی» در برنامههای کلان انجمن جهانی اقتصاد در جهان قابل مشاهده است. بسیاری از کشورها با پیوستن به پروژه مذکور، افزایش مهارتهای دیجیتال شهروندان را برنامهریزی و هدفگذاری میکنند. طرح موضوع شتابدهندههای مهارت از سوی برخی کشورها مانند هندوستان و تأسیس وزارت مهارت و همچنین تمرکز سنگاپور به مسئله شتابدهنده مهارتهای آینده و پرداخت یارانه مهارتی به نیروی کار و کارفرما ازجمله اقدامات مؤثر در راستای تحولات جهانی حوزه مهارت محسوب میشوند. در مجموع، این اقدامات به توانمندی و مهارت بیشتر نیروی کار کشورها میانجامد و انتظار نقشآفرینی بیشتر نیروی کار ماهر در رشد بهرهوری کسبوکار و تنظیمگری مهارتی در بازار کار را موجب میشود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




