بیمه اجتماعی ستون خیمه رفاه

بیمه اجتماعی ستون خیمه رفاه

حامد رسولی

بدون‌تردید کشورهای اسکاندیناوی هنوز هم سردمدار دولت‌های رفاهی موفق در جهان به‌شمار می روند. دولت‌هایی که با ارائه خدمات رفاهی به شهروندان کمک می کنند از سطح یکسانی از امکانات برخوردار باشند و در این بین، توجه ویژه‌ای به قشر فقیر جامعه معطوف می‌شود. یکی از نقاط اشتراک دولت‌های رفاه در جهان، بیمه‌های اجتماعی است که از جمله آنها می‌توان به بیمه ملی انگلیس اشاره کرد. کشورهای شمال اروپا شامل ایسلند، نروژ، سوئد، دانمارک و فنلاند که به کشورهای اسکاندیناوی یا نوردیک مشهور هستند، دولت‌های رفاه مدرنی هستند که هریک  گونه‌ای از دولت‌های رفاه، شامل سوسیال‌دمکرات، محافظه‌کار یا لیبرال را اجرا می‌کنند.
مدل دولت رفاه سوسیال‌دموکرات، ریشه در اصل جهان‌گرایی‌ای دارد که براساس اعطای مزایا و خدمات به شهروندان است و درجه بالایی از خودمختاری برای شهروند، قائل است. در مقابل، اتکای فرد به خانواده و بازار را محدود می‌کند. چنین مدلی، به «سیاست در مقابل بازار» معروف است. مثال آن کشورهای دانمارک، فنلاند، هلند، نروژ و سوئد هستند.
مدل دوم، مدل دولت مسیحی دمکرات است که در آن، تاکید بر عدم تمرکز و تسلط طرح‌های بیمه اجتماعی است؛ مانند کشورهای اتریش، بلژیک، آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا. در مدل سوم، بازار و بخش خصوصی، مسلط است. در این مدل، دخالت دولت، تنها برای تامین نیازهای اساسی است که نمونه آن، کشورهای کانادا، سوئیس، ژاپن، ایالات‌متحده و استرالیا هستند. دولت‌های رفاه، به‌طور معمول با انتقال وجه از دولت به مردم، خدماتی مانند بهداشت و درمان و آموزش عمومی را ارائه می‌کنند. برخی این وجه را به‌طور مستقیم در اختیار شهروندان قرار می‌دهند و برخی آن را به بسته‌های آموزشی و درمانی تبدیل می‌کنند. منبع اصلی تامین مالی این خدمات، مالیات است که ثروتمندان، سهم بیشتری در پرداخت آن دارند؛ تا از این طریق، شکاف طبقاتی بین فقیر و غنی، کمتر شود.
تحلیلگران می‌گویند، کشورهای اسکاندیناوی، در بخش خدمات اجتماعی بسیار عملگرا بوده‌اند. آنها نگران این نیستند که چه کسی خدمات اجتماعی را فراهم می‌کند. دانمارک و نروژ به شرکت‌های خصوصی اجازه داده‌اند بیمارستان‌های دولتی را اداره کنند. سوئد، نظام گسترده‌ای برای مدارس خود دارد که در آن، مدارس خصوصی با مدارس دولتی رقابت می‌کنند و به دانش‌آموزان کوپن داده می‌شود. البته دانمارک هم کوپن دانش‌آموزی دارد، اما آنها را فقط به افرادی می‌دهد که پیشرفت می‌کنند و برجسته هستند.
تی اچ مارشال، یکی از جامعه‌شناسان بریتانیایی بر این باور است که یک دولت رفاه مدرن، ترکیبی از دموکراسی، رفاه و سرمایه‌داری است که در آن، شهروندان، علاوه بر بهره‌مندی از حقوق سیاسی و مدنی، از حقوق اجتماعی نیز برخوردار هستند.
بیکاری و فقر پدید آمده پس از رکود بزرگ در جهان، از جمله دلایلی بود که دولت‌ها را به سوی دولت‌های رفاه سوق داد. در طول جنگ‌جهانی‌دوم، بسیاری از کشورهای اروپایی در این مسیر حرکت کردند. فعالیت‌های امروزی دولت‌های رفاه، شامل هر دو مزایای رفاهی-نقدی (مانند حقوق بازنشستگی سالمندان یا مزایای بیکاری) و خدمات رفاهی (مانند خدمات بهداشتی یا درمانی یا مراقبت از کودکان) می‌شود. از طریق چنین قوانینی، دولت رفاه می‌تواند همان‌طور که توزیع سلامت و استقلال شخصی شهروندان خود را تحت تاثیر قرار دهد، نحوه مصرف و خرج‌کردن آنها را هم جهت دهد.
رفاه بیسمارکی
بیسمارک، اولین صدراعظم آلمان، دولت رفاه مدرن را در اوایل دهه 1840 آغاز کرد. اقداماتی که بیسمارک اعلام کرد، شامل حقوق بازنشستگی سالخوردگان، بیمه حوادث و مراقبت‌های پزشکی بود که اساس دولت رفاه مدرن اروپایی را شکل داد. هدف برنامه‌های پدرسالارانه او جلوگیری از بروز ناآرامی‌های اجتماعی بود. در این میان، به دلیل دستمزدهای بالاتر در آمریکا گروهی از مردم عازم مهاجرت به آمریکا بودند که این برنامه‌های رفاهی، سعی در منصرف‌کردن آنها داشت. بیسمارک با وضع تعرفه‌های بالا در حمایت از صنایع در مقابل رقابت با صنایع آمریکایی، حمایت صنعتگران و کارگران ماهر را به‌دست آورد. هرچند حمایت روشنفکران لیبرال که خواستار تجارت آزادانه و رقابت با آمریکا بودند را از دست داد.
رفاه نیمه‌خصوصی
تا قبل از سال 1940، اتحادیه‌های کارگری و شرکت‌های  غیردولتی در زمینه مراقبت‌های پزشکی، فعال بودند و برای افراد فقیر و بیکار، کمک‌هزینه ارائه می‌دادند. اما پس از اجرای توصیه‌های بیوریج، نهادهایی توسط شوراهایی محلی برای ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به قشر فقیر جامعه تشکیل شد. در ادامه این اصلاحات، کلیسای انگلستان بخش کمک‌های داوطلبانه خود را منحل کرد و مالکیت هزاران مدرسه، بیمارستان و دیگر دارایی‌های کلیسا را به دولت سپرد. رشد دولت رفاه تا همین دهه‌های اخیر ادامه پیدا کرد. در پایان قرن بیستم، بخش‌هایی از دولت رفاه با واگذاری ارائه برخی خدمات به سازمان‌های خصوصی بازسازی شد.
رفاه دیرهنگام
هرچند آمریکا با تاخیر نسبت به آلمان و انگلستان به دولت رفاه رو آورد، اما سرانجام در دهه 1930 آمریکا نیز دولت رفاه محدودی را ایجاد کرد. در قرن بیستم، با کنارگذاشته‌شدن تدریجی مفهوم قدیمی‌تر حکومت منفعل طرفدار اقتصاد آزاد، تقریباً همه دولت‌ها به‌دنبال فراهم‌کردن حداقل برخی از معیارهای بیمه اجتماعی مربوط به دولت رفاه بودند. در نتیجه در آمریکا قانون «نیو دیل» روزولت و «فیر دیل» ترومن و بخش عمده‌ای از برنامه‌های داخلی رئیس‌جمهورهای بعدی، بر اساس مبانی دولت رفاه پایه‌ریزی شدند. ایالات‌متحده، تنها کشور صنعتی‌ای بود که بدون هیچ‌گونه سیاست بیمه تامین اجتماعی وارد بحران بزرگ شد. در سال 1935 بود که نهایتا استانداردهای اروپایی مثل بیمه‌های اجتماعی توسط فرانکلین روزولت در آمریکا پا گرفت. در سال 1938 قانون استانداردهای منصفانه کار، ساعات کار هفتگی را به 40ساعت در هفته محدود و کار برای کودکان زیر 16سال را ممنوع اعلام کرد که به‌رغم مخالفت کنگره، به تصویب رسید. این در حالی است که تا سال 2013 ایالات متحده آمریکا تنها کشور بزرگ صنعتی بدون برنامه ملی سلامت، باقی ماند. میزان هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی و درمانی در آمریکا، نسبت به تولید ناخالص داخلی، بالاترین میزان در جهان است، که ترکیب پیچیده‌ای از فدرال، ایالتی، بشردوستانه، کارفرمایی و هزینه‌های فردی است. در سال 2008 ایالات‌متحده 16درصد از تولید ناخالص داخلی خود را در مراقبت‌های بهداشتی مصرف کرد و فرانسه با 11درصد در رتبه دوم بود. باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق آمریکا تلاش کرد بیمه درمانی ارزان‌قیمت برای شهروندان را اجرا کند که با تغییر دولت و به‌قدرت‌رسیدن دونالد ترامپ، این طرح نیز با موانع زیادی مواجه شد. ترامپ می‌گوید طرح دیگری برای بیمه سلامت دارد که همچنان جزئیات آن روشن نیست. در مناطق دیگر جهان نظیر خاورمیانه و کشورهای عربی نیز نمونه‌هایی از دولت‌های رفاه وجود دارد که با الگوی رفاه در کشورهای پیشرفته و اسکاندیناوی تفاوت دارد. عربستان سعودی، برونئی، کویت، قطر و امارات متحده عربی، دولت رفاه را به‌طور انحصاری برای شهروندان خود به پا کرده‌اند. در این کشورها، همه ساکنان منهای ساکنان خارجی، به مزایای رفاهی دسترسی دارند. این در حالی است که بخش عمده‌ای از جمعیت این کشورها را اتباع خارجی تشکیل داده است. این یکی از مهمترین تفاوت‌های دولت‌های رفاه این منطقه با کشورهای اسکاندیناوی است که خدمات رفاهی را برای تمامی شهروندان خود، درنظر می‌گیرند.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه