یادها و کتابها
هوشنگ گلشیری و باغدرباغ
علی شروقی
هوشنگ گلشیری نهفقط داستاننویسی مطرح که داستانشناسی خبره نیز بود که درک دقیقی از داستان داشت. جدید و قدیمی بودن داستانها هم برایش فرقی نمیکرد؛ هرکجا ردی از روایتگری میدید، جذبش میشد و داستان را از جوانب مختلف میسنجید تا ترفندهای روایتگری نویسنده و ناقل داستان را بیابد. ازهمینرو بخشی از نوشتههای او درباره داستان و داستاننویسی به ادبیات کهن ایران اختصاص دارد و به متونی که گرچه داستان در معنای امروزی نبودهاند؛ اما بهنوعی با داستان و روایتگری نسبت داشتهاند و گلشیری بهدنبال آن بود که شیوه روایتگری در این متون را استخراج کند و در مقالات ادبیات کهن درباره این شیوهها توضیح داده و همچنین نگرش پشت آنها را کاویده است. تاریخ بیهقی و شاهنامه ازجمله متون کلاسیک فارسی هستند که گلشیری به ترفندهای روایتگری در آنها پرداخته است. مقالههای گلشیری درباره ادبیات کلاسیک فارسی بخشی از کتاب «باغدرباغ» او را تشکیل میدهد. «باغدرباغ» کتابی است که در آن مقالهها و مصاحبههای هوشنگ گلشیری گردآوری و چاپ شده است. این کتاب که چاپ اولش در زمان حیات هوشنگ گلشیری و با نظارت خود او در نشر نیلوفر منتشر شد، شامل مقالاتی است هم درباره ادبیات معاصر و هم درباره ادبیات قدیم. بخشی از مقالات این کتاب هم درباره شعر هستند. در مصاحبهها و مقالههای کتاب «باغدرباغ» گلشیری را نویسندهای مییابیم که ادبیات را زندگی کرده و با عشق به ادبیات پرداخته و وقتی هم خواسته از ادبیات معاصر سخن بگوید و داستانهای معاصر ایرانی را ارزیابی کند، باکمال صراحت و بدون هیچگونه تعارف و ملاحظهای این کار را انجام داده است. این را هم در مصاحبههای گلشیری میبینیم و هم در یکی از مقالههایش باعنوان «چهکسی شاعر را کشته است؟» که درباره برخی آثار داستانی معاصر است که ازقضا بعضی از آنها آثاری از نویسندگان مشهوری هم هستند. گلشیری در مقدمه این کتاب شیوه خود را در نقد داستان اینگونه توضیح داده است: «مهمترین عنصر از میان عناصر داستان برای من نظرگاه یا دیدگاه است. پس از متمایز کردن آن بهدیگر عناصر میپردازم، مثل شخصیتپردازی، زمینه، طرح و الگو؛ اما نحوهعمل یا انتخاب داستاننویس را حاصل نگرش او به جهان و کار جهان میدانم؛ یعنی بهنظر من هر انتخاب و واگذاشتن امکانات دیگر افشاگر ذهنیت نویسنده است...» به اعتقاد گلشیری با کشف نحوهعمل داستاننویس در نوشتن داستان میتوان به چیزهای دیگری ازجمله «ذهنیت حاکم بر یک دوره»، هم پی برد. او همچنین مینویسد: «فکر میکنم عملیترین راه برای نقد یک اثر پرداختن به زبان نویسنده است، چه در عرصه صرفی یا نحوی و آنگاه رسیدن به برشی که نویسنده از لایهای از زبان برمیگزیند. در ادامه همین نگاه میتوان به صور بیانی پرداخت؛ مثلا باید دید که نویسنده کدام شیوه را برگزیده است: مثلا واقعیتنمایی، رمزی یا نمادین و غیره.» صادق هدایت، محمد حجازی، بزرگ علوی، احمد محمود و محمود دولتآبادی ازجمله نویسندگانی هستند که گلشیری در مقالات «باغدرباغ» به آثارشان پرداخته است. بعضی از مقالهها نیز شامل بحثهای نظری درباره داستان و داستاننویسی هستند. مقاله خواندنی و معروف «جوانمرگی در نثر معاصر فارسی» که متن سخنرانی گلشیری در شبهای شعر گوته بود، هم در این کتاب چاپ شده است. مصاحبههای گلشیری در این کتاب هم مصاحبههایی جذاب و خواندنی هستند و حاوی نکاتی ظریف در باب داستان و داستاننویسی.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




