جمعیت، رشد اقتصادی و مسأله منابع طبیعی
شمشير دولبه جمعيت
به تازگی گزارشی در مورد ارتباط میان افزایش جمعیت، توسعه اجتماعی و اقتصادی و مهمتر از آن، تغییرات محیطی در بخش جمعیت سازمان ملل متحد منتشر شده که در آن نسبت به خطرات افزایش جمعیت بر محیط زیست هشدار داده شده است. در واقع سالها است که طرفداران محیط زیست و اقتصاددانان درباره ارتباط بین افزایش جمعیت و مشکلات محیط زیستی به ما هشدار میدهند. از طرف دیگر رشد جمعیت بر بسیاری از پدیدهها مانند ساختار سنی جمعیت یک کشور، مهاجرت بینالمللی، نابرابری اقتصادی، توسعه اقتصادی و اندازه نیروی کار یک کشور تأثیر میگذارد و برخی جوانی جمعیت را یکی از عوامل اصلی رشد اقتصادی معرفی میکنند.
حمیدرضا علینیا روزنامهنگار
نگاهی به افزایش جمعیت نشان میدهد جمعیت انسانی دورهای از رشد بیسابقه را تجربه کرده و از سال ۱۹۵۰ تاکنون بیش از سه برابر رشد داشته است. این جمعیت در سال ۲۰۲۰ به ۷.۸ میلیارد نفر رسید و پیشبینی میشود در سال ۲۰۳۰ به بیش از ۸.۵ میلیارد نفر برسد. دو جریان علت این رشد عظیم بودند، از یکسو افزایش تدریجی میانگین طول عمر انسان به دلیل بهبود گسترده در بهداشت عمومی، تغذیه، بهداشت فردی و پزشکی و از سوی دیگر سطوح بالای باروری در بسیاری از کشورها موجب افزایش جمعیت شده است. با این حال به نظر میرسد ایدههای مربوط به جمعیت، محیط زیست و منابعطبیعی بیطرف نباشند و همواره دیدگاهی اقتصادی و سیاسی آنها را طرح کرده و آثار این ایدهها در اجتماع، اقتصاد و سیاست دیده میشود.
در این بین برخی احتمال میدهند افزایش جمعیت در نهایت دو سناریوی ممکن را برای سرنوشت بشر بر کره زمین به دنبال خواهد داشت. در واقع محدودیتهای زیستمحیطی برای رشد اقتصادی خود را یا به شکل کمبود و اتمام منابع و مواد خام اولیه مثل معادن طبیعی یا نفت و گاز نشان میدهند و یا این تهدید، خود را به شکل کمبود فضای دفع زباله نشان خواهد داد. برای نمونه حجم مواد پلاستیکی موجود در اقیانوسها حیات آبزیان را در سطح زمین با خطرات جدی مواجه کرده و یا زبالههای صنعتی و شهری مناطق توسعهیافته جهان که با بهانه قراردادهای بازیافت زباله به مناطق کمتر توسعهیافته حمل و عملا در محیط زیست رها میشوند و به این شکل حیات مردم و طبیعت را به خطر میاندازند (مانند مورد فیلیپین و کشتیهای پر از زباله کانادایی که مدتها خبرساز شد). اما آیا رشد جمعیت انسان مسئول فاجعه زیستمحیطی است که سیاره ما با آن مواجه است؟ و اگر اینطور است وجود بیش از حد جمعیت یا کمبود منابع چه پیامدهای سیاسی و اجتماعی به همراه خواهد داشت؟
ریشههای بحران محیط زیست
برای پاسخ به سؤال اول معمولاً فرض میکنند افزایش جمعیت مصرف بیشتر و تولید زباله و اتلاف منابع محدود را به دنبال دارد اما دادهها داستان متفاوتی را بیان میکنند. به عنوان مثال، اگرچه کشورهای پردرآمد و با درآمد متوسط رو به بالا حدود ۵۰ درصد از جمعیت جهان را تشکیل میدهند، اما حدود ۸۵ درصد از انتشار جهانی دیاکسیدکربن (گازی که موجب افزایش دمای کره زمین شده) از طرف آنها است. جالب اینکه بسیاری از این کشورها رشد جمعیتی بسیار پایینی دارند و یا رشد جمعیت در آنها تقریباً متوقف شده است. در حقیقت یک مطالعه در سال ۲۰۱۵ نشان داده که کشورهای توسعهیافته تنها در همان سال ۱۲ میلیارد تن مواد خام از کشورهای توسعهنیافته استخراج کرده، ۸۲۲ میلیون هکتار زمین را مورد بهرهبرداری قرار داده و ۳۹۲ میلیارد ساعات کاری از کشورهای توسعهنیافته را جهت تولیدات خود استفاده کردهاند (این میزان ساعت کاری ارزشی برابر با ۱۰.۸ تریلیون دلار دارد که ۷۰ مرتبه برای پایان دادن به فقر تمامیجهان کفایت میکند). این در حالی است که این کشورها کمتر از نصف جمعیت جهان را در اختیار دارند؛ مسألهای که ارتباط میان میزان جمعیت و مصرف منابع را زیر سؤال میبرد.
پس چگونه برخی اقتصاددانان به این نتیجه رسیدهاند که بین افزایش جمعیت، مصرف منابع و بحران زیستمحیطی رابطه مستقیم وجود دارد؟ پاسخ نه در خود افزایش جمعیت بلکه در نظام اقتصادی است. از اوایل ۱۷۰۰ میلادی سرمایهداری به دنبال تجارت آزاد برای ایجاد بازارهای بزرگتر و باز کردن منابع جدید غذا و مواد خام ارزانتر بود. در این بین دسترسی به نیروی کار ارزانتر میزان سود این سیستم متکی بر مالکیت خصوصی را افزایش میدهد و به همین دلیل افزایش جمعیت (بخوانید افزایش نیروی کار) باعث دسترسی بهتر سرمایهداران به نیروی کاری با مزد ارزانتر است. همچنین کالاهای تولید شده در این سیستم بالاخره باید در جایی فروخته شوند و این فروش بیشتر با جمعیت مصرفکننده ممکن است؛ بنابراین افزایش جمعیت هم نیروی کار ارزانتر را در اختیار سیستم تولید قرار میدهد و هم بازار مناسبی برای فروش انواع کالا و خدمات تولید شده فراهم میآورد. به همین دلیل آنچه موجب مصرف منابع طبیعی و آلوده شدن محیط زیست میشود نه خود جمعیت بلکه شکل استفاده از منابع و جمعیت برای به حداکثر رساندن سود است. سود و رشد اقتصادی که منافعش به صورت نابرابری هم در میان کشورهای مختلف جهان و هم در میان گروههای مختلف جامعه تقسیم میشود . برای مثال مشکل گرسنگی و قحطی نمونهای معروف از نابرابری در جهان است، گفته شده که یکسوم کل مواد غذایی تولید شده در جهان که از بین میرود و یا هدر داده میشود برای سیر کردن چهار برابر گرسنگان جهان کافی است.
نابرابری؛ مسأله این است
در پاسخ به سؤال دوم؛ یعنی پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افزایش جمعیت باید گفت بدون تلاش برای تقسیم عادلانه منافع چه در سطح جهانی و چه در سطح جامعه، افزایش جمعیت عملاً منجر به نابرابری و عمیقتر شدن روزافزون شکاف میان فقیر و غنی شده است. هرچند بنا به گزارش سازمان جهانی کار در چندین مورد از کشورهایی که رشد بالای جمعیت را تجربهکردهاند رشد اقتصادی به میزان قابل توجهی افزایش داشته، اما این مسأله به هیچ عنوان به معنای تقسیم عادلانه منافع در سطح جامعه نیست، بهویژه در جایی که رشد جمعیت بسیار سریعتر از توسعه اقتصادی افزایش مییابد، کشورها برای سرمایهگذاری در سرمایه انسانی مورد نیاز جهت تأمین رفاه مردم و تحریک رشد اقتصادی بیشتر، مشکلات بسیاری خواهند داشت. در واقع این افزایش جمعیت نیست که مشکلساز است بلکه نابرابری روزافزون در جمعیت است که مشکل اصلی جوامع شده است. بار دیگر به بند اول یادداشت حاضر بازگردیم. ایدههای مربوط به جمعیت، محیط زیست و منابع طبیعی بیطرف نیستند و همواره دیدگاهی اقتصادی و سیاسی آنها را طرح میکنند؛ از این جهت و متأسفانه این رابطه را میتوان به هر سمتی هدایت کرد. اگر به هر دلیل، یک گروه برای حمایت از سیاستهای خاصی و به نفع منافع خاصی نیاز به یک استدلال در رابطه با محیط زیست یا جمعیت داشته باشند، آنگاه بحث مازاد جمعیت میتواند به بهترین شکل برای این منظور طراحی شود و مورد استفاده قرار گیرد، بنابراین افزایش جمعیت برای حمایت از منافع خاصی میتواند خوب یا بد جلوه داده شود.
در این بین برخی احتمال میدهند افزایش جمعیت در نهایت دو سناریوی ممکن را برای سرنوشت بشر بر کره زمین به دنبال خواهد داشت. در واقع محدودیتهای زیستمحیطی برای رشد اقتصادی خود را یا به شکل کمبود و اتمام منابع و مواد خام اولیه مثل معادن طبیعی یا نفت و گاز نشان میدهند و یا این تهدید، خود را به شکل کمبود فضای دفع زباله نشان خواهد داد. برای نمونه حجم مواد پلاستیکی موجود در اقیانوسها حیات آبزیان را در سطح زمین با خطرات جدی مواجه کرده و یا زبالههای صنعتی و شهری مناطق توسعهیافته جهان که با بهانه قراردادهای بازیافت زباله به مناطق کمتر توسعهیافته حمل و عملا در محیط زیست رها میشوند و به این شکل حیات مردم و طبیعت را به خطر میاندازند (مانند مورد فیلیپین و کشتیهای پر از زباله کانادایی که مدتها خبرساز شد). اما آیا رشد جمعیت انسان مسئول فاجعه زیستمحیطی است که سیاره ما با آن مواجه است؟ و اگر اینطور است وجود بیش از حد جمعیت یا کمبود منابع چه پیامدهای سیاسی و اجتماعی به همراه خواهد داشت؟
ریشههای بحران محیط زیست
برای پاسخ به سؤال اول معمولاً فرض میکنند افزایش جمعیت مصرف بیشتر و تولید زباله و اتلاف منابع محدود را به دنبال دارد اما دادهها داستان متفاوتی را بیان میکنند. به عنوان مثال، اگرچه کشورهای پردرآمد و با درآمد متوسط رو به بالا حدود ۵۰ درصد از جمعیت جهان را تشکیل میدهند، اما حدود ۸۵ درصد از انتشار جهانی دیاکسیدکربن (گازی که موجب افزایش دمای کره زمین شده) از طرف آنها است. جالب اینکه بسیاری از این کشورها رشد جمعیتی بسیار پایینی دارند و یا رشد جمعیت در آنها تقریباً متوقف شده است. در حقیقت یک مطالعه در سال ۲۰۱۵ نشان داده که کشورهای توسعهیافته تنها در همان سال ۱۲ میلیارد تن مواد خام از کشورهای توسعهنیافته استخراج کرده، ۸۲۲ میلیون هکتار زمین را مورد بهرهبرداری قرار داده و ۳۹۲ میلیارد ساعات کاری از کشورهای توسعهنیافته را جهت تولیدات خود استفاده کردهاند (این میزان ساعت کاری ارزشی برابر با ۱۰.۸ تریلیون دلار دارد که ۷۰ مرتبه برای پایان دادن به فقر تمامیجهان کفایت میکند). این در حالی است که این کشورها کمتر از نصف جمعیت جهان را در اختیار دارند؛ مسألهای که ارتباط میان میزان جمعیت و مصرف منابع را زیر سؤال میبرد.
پس چگونه برخی اقتصاددانان به این نتیجه رسیدهاند که بین افزایش جمعیت، مصرف منابع و بحران زیستمحیطی رابطه مستقیم وجود دارد؟ پاسخ نه در خود افزایش جمعیت بلکه در نظام اقتصادی است. از اوایل ۱۷۰۰ میلادی سرمایهداری به دنبال تجارت آزاد برای ایجاد بازارهای بزرگتر و باز کردن منابع جدید غذا و مواد خام ارزانتر بود. در این بین دسترسی به نیروی کار ارزانتر میزان سود این سیستم متکی بر مالکیت خصوصی را افزایش میدهد و به همین دلیل افزایش جمعیت (بخوانید افزایش نیروی کار) باعث دسترسی بهتر سرمایهداران به نیروی کاری با مزد ارزانتر است. همچنین کالاهای تولید شده در این سیستم بالاخره باید در جایی فروخته شوند و این فروش بیشتر با جمعیت مصرفکننده ممکن است؛ بنابراین افزایش جمعیت هم نیروی کار ارزانتر را در اختیار سیستم تولید قرار میدهد و هم بازار مناسبی برای فروش انواع کالا و خدمات تولید شده فراهم میآورد. به همین دلیل آنچه موجب مصرف منابع طبیعی و آلوده شدن محیط زیست میشود نه خود جمعیت بلکه شکل استفاده از منابع و جمعیت برای به حداکثر رساندن سود است. سود و رشد اقتصادی که منافعش به صورت نابرابری هم در میان کشورهای مختلف جهان و هم در میان گروههای مختلف جامعه تقسیم میشود . برای مثال مشکل گرسنگی و قحطی نمونهای معروف از نابرابری در جهان است، گفته شده که یکسوم کل مواد غذایی تولید شده در جهان که از بین میرود و یا هدر داده میشود برای سیر کردن چهار برابر گرسنگان جهان کافی است.
نابرابری؛ مسأله این است
در پاسخ به سؤال دوم؛ یعنی پیامدهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افزایش جمعیت باید گفت بدون تلاش برای تقسیم عادلانه منافع چه در سطح جهانی و چه در سطح جامعه، افزایش جمعیت عملاً منجر به نابرابری و عمیقتر شدن روزافزون شکاف میان فقیر و غنی شده است. هرچند بنا به گزارش سازمان جهانی کار در چندین مورد از کشورهایی که رشد بالای جمعیت را تجربهکردهاند رشد اقتصادی به میزان قابل توجهی افزایش داشته، اما این مسأله به هیچ عنوان به معنای تقسیم عادلانه منافع در سطح جامعه نیست، بهویژه در جایی که رشد جمعیت بسیار سریعتر از توسعه اقتصادی افزایش مییابد، کشورها برای سرمایهگذاری در سرمایه انسانی مورد نیاز جهت تأمین رفاه مردم و تحریک رشد اقتصادی بیشتر، مشکلات بسیاری خواهند داشت. در واقع این افزایش جمعیت نیست که مشکلساز است بلکه نابرابری روزافزون در جمعیت است که مشکل اصلی جوامع شده است. بار دیگر به بند اول یادداشت حاضر بازگردیم. ایدههای مربوط به جمعیت، محیط زیست و منابع طبیعی بیطرف نیستند و همواره دیدگاهی اقتصادی و سیاسی آنها را طرح میکنند؛ از این جهت و متأسفانه این رابطه را میتوان به هر سمتی هدایت کرد. اگر به هر دلیل، یک گروه برای حمایت از سیاستهای خاصی و به نفع منافع خاصی نیاز به یک استدلال در رابطه با محیط زیست یا جمعیت داشته باشند، آنگاه بحث مازاد جمعیت میتواند به بهترین شکل برای این منظور طراحی شود و مورد استفاده قرار گیرد، بنابراین افزایش جمعیت برای حمایت از منافع خاصی میتواند خوب یا بد جلوه داده شود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




