از تکانه‌های بحران عبور کنیم

دل‌کوک

از تکانه‌های بحران عبور کنیم

نازنین متین‌نیا

در لحظه عصبیت و بحران، هشدارهایی به ارگانیسم‌های مختلف ما داده می‌شود تا بدن برای رسیدن ضربه‌های بحران آماده باشد. وقتی میزان فشار وارده، از آنچه قدرت بدنی می‌خوانیم بیشتر باشد، در معرض آسیب قرار می‌گیریم و این‌طور می‌شود که بیماری‌ها به سراغ ما می‌آیند. واکنش بدن ما به عصبانیت‌ها واکنشی طبیعی است. یعنی این‌طور نیست که فکر کنیم، عصبیت‌های واردشده تنها روان ما را به تشنج می‌کشانند و کاری با ارگان‌های دیگر ندارند. هر هورمونی که ترشح می‌شود، تاثیری بر یکی از ارگان‌ها می‌گذارد و این به معنای اختلال در عملکرد روزمره و همیشگی ارگان است. اختلال‌ها اگر ادامه پیدا کنند یا اگر درمان نشوند و بدن دوباره به حالت اولیه خود بازنگردد، همراه با درگیری‌های روانی، مشکلات جسمی هم پیش می‌آید. 
در واقع به محض فرود بحران و عصبیت در زندگی ما، نه‌تنها ذهن و روان که جسم ما هم درگیر می‌شود. در آن لحظات، به تنها چیزی که فکر می‌کنیم، اتفاق پیش‌آمده و تبعاتش است. اینکه چطور شده و چطور اتفاق افتاده و چه می‌شود و چه سرانجامی دارد و... ما در میان میدان بحران می‌چرخیم و به همه چیز فکر می‌کنیم، جز خودمان. خود در لحظات بحرانی، یک تعریف از من ترسیده و هیجان‌زده است که احساساتش تحریک شده و در آستانه عصبیت قرار دارد. به‌جز این نه به جسم فکر می‌کنیم و نه به ارگان‌هایی که در بدن ما درگیر شده‌اند و ممکن است از سر همین عصبیت دچار اختلال شوند. به محض تمام شدن هر بحرانی هم باز این روان است که آرامشش برای ما مهم می‌شود و سلامت جسم در درجه کم‌اهمیت‌تری قرار می‌گیرد. اما واقعیت این است که جسم و روان ما به یک اندازه مهم است. به همان اندازه که به دنبال آرامش روان می‌گردیم، باید حواس خود را به جسم خود هم بدهیم و بدانیم که تکانه‌های عصبی واردشده، ممکن است اعضای بدن ما را هم تحت‌تاثیر قرار دهند و باعث اختلال در عملکرد آنها شوند.
شاید به همین دلیل است که در مواقع عصبیت، آرامش را به ما توصیه می‌کنند یا حتی شبیه فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی، همیشه یک لیوان آب از یک‌جایی به دست ما داده می‌شود. در عصبیت‌های فردی ممکن است بیش از پیش حواسمان را به خود بدهیم و مراقب باشیم که کمی آرامش به خود برسانیم. اما در عصبیت‌ها و بحران‌های دسته‌جمعی ممکن است کمتر حواس خود را به این ماجرا بدهیم و کمتر یادمان بماند که بدن ما تحت‌تاثیر تکانه‌های هیجانی است.
چهارشنبه دو هفته پیش اتفاقی غم‌انگیز و دلهره‌آور در ایران رخ داد. اتفاقی که از ساعت ده صبح تا حوالی غروب، تمام مردم این سرزمین را نگران و دل‌واپس کرد. تکانه‌های عصبی هیجان و ترس از صبح آغاز شد و ادامه داشت. بعد از آن هم غم و درد از دست دادن هم‌وطن‌های مظلومی که بی‌گناه به آتش عناصر داعش کشته شدند و خانواده‌ها و نزدیکان خود را داغدار کردند. در این فاجعه، اولین و مهم‌ترین آسیب به کشته‌شدگان و مجروحان و خانواده‌های آنها رسید. اما تکانه‌های ترس و غم به همه ما وارد شد. ما همه در جریان اتفاق بودیم و طبیعی است که در این در جریان بودن، احساسات ما دخیل شود و عصبیت، خشم، غم و... وارد شود. برای همین است که کمی بعد از این فاجعه، می‌خواهم پیشنهاد دهم که به‌عنوان یک ایرانی، یک هم‌وطن و یک انسان که درد انسان دیگر را می‌شناسد و حجمی از خشم و عصبانیت و عزاداری را تجربه کرده، کمی به خود فکر کنید. به عصبیتی که ناشی از یک فاجعه در روان و جسم شما نشست و حتی در دورترین حالت به واقعه، باز هم تاثیر خود را داشت. این عصبیت نباید در ذهن و جسم ما بماند و برای  از بین بردن آن بهتر است آن را ببینیم و اندکی به دنبال ترمیمش باشیم.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه