سرمقاله
عدالت و برابری در گفتمان امام خمینی(ره)
محمد کوکب - دکترای عرفان اسلامی
خرداد، ماه خون و قیام و یادآور حماسه عظیم خیزش ملتی است که با فریاد «یا مرگ، یا خمینی» از هویت اصیل و روحیه تربیتیافته در مکتب قرآن و عترت خویش صیانت و بذر انقلاب اسلامی را در متن باور دینی و ایمان عمیق مذهبی خرد و کلان این سرزمین خدایی، بارور و شکوفا کرد.
ملت خداجوی ما در پانزده خرداد 1342 به ندای پیر و مراد خویش، خمینی کبیر، لبیک گفت و با وجود سلطه مزدوران اجنبی که منابع سرشار این مرز و بوم را به بهای اندک در اختیار بیگانگان قرار داده بودند، بیرق عزت و شرف و آزادگی را در میدان ایثار و جانبازی برافراشت و بر هرچه ظلم و تباهی و نامردمی است یورش آورد و عملا به جهانیان نشان داد که قدرت ایمان و غیرت دینی سرانجام بر قوای اهریمنی و سلاحهای جهنمی پیروز خواهد شد. خرداد برای مردم انقلابی یادآور از دست رفتن پیر فرزانه و بنیانگذار انقلاب اسلامی نیز هست. 14 خرداد 1368 سالروز وصال امام خمینی به محبوب است و روز فراق پیروانش. کسی که ایدههای نابی را در دل انقلاب اسلامی ایجاد کرد.
یکی از ریشهدارترین اصول انقلاب اسلامی که ریشه در اندیشه و تفکر امام خمینی (ره) داشت، اصل عدالت و برابری، فقرزدایی و محرومیتستیزی است.
امام خمینی (ره) در اعلامیهها، سخنرانیها و پیامهای آگاهیبخش خود از طلوع فجر انقلاب یعنی پانزده خرداد سال 1342 تا آخرین روزهای حیات پربرکت خویش، بر این اصل بنیادین تاکید ویژه کرد و پیوسته بر لزوم توجه به محرومان و پرهیز از روحیه کاخ نشینی و اشرافیتگرایی بهویژه در میان کارگزاران نظام، توصیه و سفارش موکد داشتند.
نگاه به محرومان و مستضعفان در گفتمان امام خمینی (ره) نگاهی از سر ترحم و دلسوزی نیست، بلکه نگاهی عزتمندانه و مبتنی بر این نگرش ژرف است که قشر محروم و پابرهنه، سرمایههای تمام ناشدنی انقلاب و ولینعمت مسئولان و مدیران نظام هستند و خدمت به آنها نه منت بر سر آنان، که افتخاری بس عظیم و بیبدیل است.
این کلام پیر خمین است که: «مستمندان و فقرا و دورافتادهها در صف مقدم جامعه هستند و همینها و همین زاغهنشینان و همین حاشیهنشینان و همین محرومان بودند که این انقلاب را به ثمر رساندند.
اینها بودند که از همه چیز خودشان در راه اسلام عزیز در رژیم سابق گذشتند.» 1
وقتی امام خمینی (ره) میگوید: «یک موی سر این کوخنشینان و شهیددادگان به همه کاخ و کاخنشینان جهان شرف و برتری دارد» 2، در حقیقت خط مشی نظام اسلامی را در حفظ شأن صاحبان اصلی انقلاب ترسیم میکند و این بدان معناست که جهتگیری طرحها و برنامههای کلان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، قضائی و... باید در راستای رفع محرومیت از این قشر وفادار به انقلاب، تامین حقوق ازدسترفته آنها و ایجاد بستر مناسب برای رشد و اعتلای سطح کمی و کیفی رفاه مادی و حیات معنوی آنان باشد.
بدیهی است جهتگیری سیاستها و طرحها وقتی به نفع محرومان جامعه و در راستای تحقق عدالت و رفع تبعیض و نابرابری خواهد بود که نگاه تنگنظرانه توزیع فقر جای خود را به نگاه توسعهمحور تقویت بنیههای اقتصادی و توزیع ثروت عمومی در سایه ارتقای سطح تولید ملی و بالا بردن کارایی و کیفیت کالاهای داخلی بدهد و فقر و محرومیت از بن و اساس از ساحت جامعه رخت بربندد؛ نهاینکه چشم محرومان دائما به بستههای حمایتی سازمانهای ذیربط دولتی و غیردولتی باشد تا خدای ناخواسته از این راه عزت و کرامت انسانی آنها مورد خدشه قرار بگیرد. البته تا رسیدن به این نقطه ایدهآل، طبعا استمرار چنین حمایتهایی با حفظ شأن و جایگاه این قشر کمتوقع و زحمتکش، امری لازم و ضروری است.
نکته پایانی اینکه عدالت، یک کل یکپارچه و تجزیهناپذیر است و منحصر کردن آن به عدالت اقتصادی و اجتماعی و نادیده گرفتن یا کماهمیت دانستن ابعاد دیگر آن همچون عدالت فرهنگی، قضائی و حقوقی و... باعث میشود که حتی حق عدالت اقتصادی و اجتماعی نیز تمام و کمال ادا نشود؛ چراکه عدم دسترسی افراد بهویژه طبقات محروم به فرصتهای برابر فرهنگی، قضائی و... بستر رشد انگلهای اجتماعی را هرچه بیشتر فراهم میکند و توازن و تعادل اجتماعی را بهنفع ویژهخواران افزونطلب برهم میزند.
1- صحیفه امام، ج 17، ص 425
2- صحیفه امام، ج 20، ص 342
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها
تیتر خبرها




