در حاشیه
مهدی پاکنیت
محمدحسین کنعانیزادگان
رکوردها را جابهجا کرد. او فصل قبل در ملوان انزلی سرباز بود، بدون جیره و مواجب. تیمش هم به لیگ دسته اول سقوط کرد، به خاطر اینکه او و مدافعان دیگر توانایی محافظت از دروازهاش را نداشتند. قیمت او بهعنوان بازیکن زیر 23 سال در پرسپولیس 100 میلیون تومان بود. با این شرایط پرسپولیس و او سر میز مذاکره نشستند و او پیشنهادش را روی میز گذاشت؛ یک کلام 5/1 میلیارد. حالا هرچقدر همه گفتند: «مگه داریم؟» گفت داریم ویکدفعه سر از باشگاه استقلال درآورد و قرارداد را امضا کرد. حالا هرکسی از او میپرسد: «مگر پرسپولیسی نبودی؟ مگر نگفتی 6تاییها؟» جواب میدهد: «اینها انگیزهام را زیاد میکند.»
کاوه رضایی
برعکس کنعانیزادگان تا لحظه امضای قرارداد تیمش را مشخص نکرده. یعنی نه 6تایی نشان داده نه 4تایی. مثل وحید امیری. او میداند که این کارها قدرت چانهزنی را پایین میآورد. کاوه رضایی هفته گذشته صبح که با منصوریان حرف میزد عدد مورد علاقهاش 4 بود و بعدازظهر 6 از دستش نمیافتاد. خلاصه که او تا همین لحظه هم تیمی انتخاب نکرده و بین پرسپولیس و استقلال غلت میخورد. نتیجه این غلت خوردن هم صفرهای بیشتر قراردادش است. بازیکنی که در هر 240 دقیقه یک گل زده. یعنی حتی از من هم کمتر! حالا قیمت او نزدیک 2 میلیارد است، نزدیک پرسپولیس. این 2 میلیارد را یا از این طرف میگیرد یا از آن طرف.
میشاییل بالاک
دلش از دست یواخیم لو خون است. در سال 2006 و بعد از جام جهانی لو بالاک را از تیم ملی آلمان کنار گذاشت و همین سبب شده که او هرازچندگاهی به تیم یواخیم انتقاد کند. بالاک البته مانند یک سری مربیهای دوستداشتنی وطنی توانایی درک شرایط را ندارد. او نمیداند که وقتی یک تیم از دو بازی 4 امتیاز دارد و گزینه اول صعود است نباید انتقاد کند. بالاک دیروز گفته که تیم آلمان بد بازی میکند. اول صدای ماتیوس درآمده که: «برادر فازت چیه؟» بعد هم هیتسفلد گفته: «معنی حرفهایش را نمیفهمم!» خلاصه اینکه با این شرایط ما به بالاک توصیه میکنیم کلاس «کی انتقاد کنم؟» چند مربی ایرانی را برود و کار درست را یاد بگیرد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




