رقابت، رهاورد کارگران افغان

ساختمان نیمه‌کاره-3

رقابت، رهاورد کارگران افغان

مسعود مشایخی

امروز صبحانه کارگری مبسوط و کاملی داشتیم. صاحب‌خانه مهربان برایمان کره، عسل، پنیر، گوجه و کلی مخلفات دیگر آورده بود که کمتر جایی نصیبمان می‌شود. البته ما آدم‌های شکمویی نیستیم، ولی برای انجام کار زیاد انرژی زیادی لازم داریم. از بحث صبحانه و خوردنی خارج شویم و به بحث دوستان بپردازیم. چند روزی است بحثی را پیش می‌کشم، نظر دوستان را راجع به آن جویا می‌شوم و بعد آن‌ها را می‌نویسم. امروز صحبت اتباع خارجی و دوستان افاغنه‌مان به میان آمد. عموم بچه‌ها از دست افاغنه شاکی و عصبانی بودند. حامد که کار گچ‌کاری ساختمان را عهده‌دار است از دست افاغنه حسابی ناراحت بود. می‌گفت آن‌ها بازار ما را خراب کرده‌اند و با نرخ‌های پایینی که به مشتری‌ها می‌دهند کاروبار ما را کساد کرده‌اند. حتی می‌گفت چنان از آن‌ها کینه به دل گرفته که هرجا اتباع افغان را ببیند با آن‌ها بگومگو می‌کند و یا محل کار آن‌ها را به نیروی انتظامی لو می‌دهد تا آن‌ها را به افغانستان برگردانند، چون شهر ما برای دوستان افغان ممنوع است و نباید در آن ساکن شوند. دوستم حمزه که کاشی‌کار ساختمان است هم اصلا دل خوشی از افغان‌ها نداشت و مدام آن‌ها را مذمت می‌کرد. حمزه بیشتر از مسئولان انتظامی گله‌مند بود که چرا برخورد تندی با آن‌ها نمی‌کنند. حمزه می‌گفت پیش‌تر‌ها از فرط ازدحام کار‌ها همیشه دو یا سه سفارش را رد می‌کرده اما الان با وجود افاغنه باید به انتظار بنشینیم تا ماهی یک کار به ما پیشنهاد شود و خرج زندگی‌مان را درآوریم. بقیه دوستان هم یک به یک فریاد و فغانشان از وجود این مهمانان نا‌خوانده به هوا بلند بود. و هرکس حق را به جانب خودش می‌کشید. یکی از دوستان می‌گفت: «افاغنه در بخش کشاورزی و زراعت هم گوی سبقت را از کارگران ایرانی ربوده‌اند. همه بیشتر تمایل دارند که کارگر افغان را سر کار ببرند.» در این بین فقط نظر من با بقیه فرق داشت که موجب عصبانیت دوستان می‌شد. نمی‌دانم چقدر دارم از خطوط قرمز پا را فرا‌تر می‌گذارم ولی فقط و فقط می‌خواهم نظر خودم را راجع به برادران افغان و حضور آن‌ها در کارهای ساختمانی بگویم و نماینده هیچ گروه و دسته‌ای نیستم. واقعا بسیار سخت است که تشخیص دهیم حضور این افراد برای جامعه ما مفید است یا مضر. به واسطه کارم دوستان افاغنه بسیاری دارم و با تعداد زیادی از آن‌ها سر ساختمان و کارهای بنایی روز را به شب رسانده‌ام. اکثر آن‌ها آدم‌های فوق‌العاده خوب و بامحبت و باصداقتی بوده‌اند و کم آدم بی‌مبالات در میان آن‌ها پیدا می‌شود. با اینکه تا حدود زیادی برادران افاغنه کار خود من را هم به چالش کشیده‌اند، حضور آن‌ها را در کشور مفید می‌دانم. به هیچ عنوان از کساد شدن کسب‌وکار دوستان هم‌وطنم راضی نیستم، ولی دلیلی منطقی برای حضور آن‌ها دارم و آن هم ایجاد حس رقابت بین کارگران ایرانی در برابر دوستان افغان است. برادران افغان عموما افرادی زحمت‌کش و سخت‌کوش هستند که از انجام هیچ کار سختی فرو نمی‌گذارند؛ برعکس آن‌ها دوستان هم‌وطنم کمی سبک‌تر و با انرژی کمتری کار می‌کنند. وقتی کارگری ایرانی می‌بیند که کارگری افغان با تلاش و ممارست کارهای او را انجام می‌دهد و بازارش را خراب می‌کند باید سعی و تلاشش را بیشتر کند تا بتواند کاری بهتر از دوست افغان انجام دهد. اما صد حیف که دوست هم‌وطن ما دوست دارد رقیبش را به گونه‌ای از میدان به در کند. جالب است که همین الان که این‌ها را می‌نوشتم یکی از دوستان افاغنه‌ام به اسم اکرام با من تماس گرفت. اکرام گچ‌کار است و در ساختمانی که چند روز پیش کار می‌کردم گچ‌کاری می‌کرد. پسر بسیار خوب و مودب و خوش‌رویی است. گچ‌کاری‌اش حرف ندارد و کاری را که تحویل می‌گیرد در کمترین زمان و با بهترین کیفیت به مشتری تحویل می‌دهد. اکرام همیشه از برخی رفتارهای غیردوستانه هم‌وطنان من گلایه دارد و می‌گوید از دست برخی افراد حتی در خانه خودش هم احساس امنیت نمی‌کند و گاهی مورد حمله و زورگیری واقع می‌شود. از دست بعضی از صاحب‌کار‌ها و کارفرما‌ها ناراحت است که گاهی اوقات پولش را پرداخت نمی‌کنند. آن‌ها به واسطه اینکه شهروند ایران نیستند حق هیچ‌گونه شکایتی را ندارند.
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه