روزهای خوش اوقات فراغت
فصل تابستان است
آیدا آزاد
اسمش این است که بچههای این دوره و زمانه وضعیت بهتری دارند. ببینید امکانات چقدر پیشرفت کرده و مدل اسباببازیها چقدر مدرن شده است. اما یک روز تابستانی کودکانی که من میبینم و پدر و مادرهایشان شبیه به پدر و مادرهای کارمند ما هستند، از هزار و پانصد کلاس تابستانی و دردسرهای این طرف و آن طرف شهر رفتن حکایت دارد. در خانه حوصلهشان کمتر سر میرود. فیلم و کارتون میبینند و بازی کامپیوتری در دست و بالشان هست. مثل ما نبودند که اگر همان یکی دوتا اسباببازی محدود حوصلهمان را سر میبرد چارهای نداشتیم الا اینکه توی سر خواهر و برادرمان بزنیم. صبح به صبح از خواب بیدار میشوند و میروند کلاس تابستانی. این کلاس و آن کلاس میشوند و آخر سر مثل جنازه به خانه برمیگردند. در شلوغی مترو و صفهای طولانی اتوبوس میمانند و بهجز مدرسه نرفتن، نشانی از تابستان ندارند. فقط اجازه میگیرند که شبها دیرتر به رختخواب بروند یا شب را در خانه دوستهایشان بمانند. داستان این بچهها را مادر پسری ۱۰ ساله برای من تعریف کرد. میگوید: «خودم از پدر و مادرهای شبیه به خودمان پرسیدهام. همهشان اوضاعشان همین است.» میگوید: «پسرش، ماهان، صبحهایی که کلاس ندارد از خواب بیدار میشود و مینشیند پای کامپیوتر. موقع ناهار صدایش میزنیم و دوباره برمیگردد پای کامپیوتر. موقع عصرانه صدایش میزنیم و اصرار میکنیم از خانه بیرون برود ولی او ترجیح میدهد بنشیند پای کامپیوتر. موقع شام هم که اوضاع همین است.» بحث جنسیتی خاصی هم درنمیگیرد معمولا. در بازیهای کامپیوتری و پای تبلت که بچهها بحث جنسیتی ندارند. کلهشان را با زاویهای خاص در مانیتور میکنند و درباره تازهترین حمله به دشمن با هم صحبت میکنند. نه مجبورند لباس عوض کنند، نه مجبورند بعد از هربار بازی در حمام شسته شوند و نه به اندازه کودکی ما از بیبرقی وحشت دارند. اما روحیه کودکانهای در تابستان هست که نمیگذارد آنقدرها بیبو و بیخاصیت بگذرد. انگار که آخرین روز مدرسه و اولین روز تابستان و روز کارنامهها و روزهای گرم بیخیال درس و مشق شدن، امروز و دیروز و فردا ندارد. رفتن به پارک و دوچرخه را با خود بردن هم دنیایی دارد که با غر زدنهای بزرگترها از رنگ و رو نمیافتد. پوشیدن گرمکنهای قدیمی و گیر کردن پاچه شلوار در زنجیر دوچرخه هم از سکه نمیافتد. اصلا به همین خاطر است که تابستان پشت تابستان میگذرد و نوستالژی هوای گرم و بیخیالی نسلبهنسل ادامه پیدا میکند.
ارسال دیدگاه




