گفتوگو با نیره نعیمیگورابی، کارآفرین صنایعدستی
با پول توجیبی شروع کردم!
فاطمه علی اصغر
قلاب و نخ، ابزار کسبوکار این زن است؛ زنی از خطه گیلان. با پشتکار و صبری مثالزدنی. نیره نعیمیگورابی کار و فعالیتش را در زمینه هنرهای دستی، از 13 سالگی و با 10 هزارتومان پول توجیبی آغاز کرد و حالا نامش جزو زنان کارآفرین ایران ثبت شده است. زنی که تا امروز بیش از یکصد نمایشگاه فردی و جمعی داشته و توانسته بیش از 18 هزار هنرجو را آموزش دهد. او جان و دلش را برای آموزش هنرهای دستی به زنان روستاهای دورافتاده و شهرهای کوچک محروم گذاشته است. با این همه سختی روزگار و موانع برای او کم نیستند؛ خودش تعریف میکند: «یکی از دلایل موفقیتم این است که میدانم چگونه دستاندازهای پیش رویم را بردارم. من زنی هستم که عشقم را برای کارم گذاشتم.»
قدمی کوچک برای یک راه بزرگ
نیره نعیمیگورابی، اهل بندرانزلی است. فعالیتهایش اما دامنه گستردهای دارد و کل استان گیلان را پوشش میدهد. قلاب و نخ، وسیله کسبوکار اوست. زنی که از 13 سالگی با 10 هزارتومان پول توجیبی که از پدرش گرفت، راهش را انتخاب کرد. او عزم خود را جزم کرد که در راه آفرینش پای بگذارد. کاری که خودش به خود محول کرد و گامهای راستینی برای آن برداشت.
خانم گورابی وقتی به گذشته برمیگردد، نخستین چیزی که یادش میآید این است: «13 سالم بود. از مدرسه که میآمدم، یادگیری را شروع میکردم. نقشدوزی را از عروس همسایهمان یاد گرفتم.» او از سال 60 وارد بازار کار میشود: «فعالیت اصلی کارم را با همکاری هلالاحمر و بسیج خواهران آغاز کردم. در آنجا کلاسهای آموزشی داشتم و سال 64 بود که اولین نمایشگاهم را برگزار کردم و این نقطه عطفی در فعالیت کاری من بهشمار میرفت.» خانم گورابی میگوید که همیشه کارم را اینگونه شروع میکنم؛ یک قلاب برمیدارم و برای خودم میدوزم. نیاز شخصیام را برآورده میکنم و آن را به بازار ارائه میدهم. کاری که همیشه به هنرجوهایم میگویم. به آنها میگویم که باید طوری کار را برای مشتری انجام دهید که گویا برای خودتان انجام میدهید.
آشنایی با زنان کارآفرین
سال 80 برای کار حرفهای او سال مهمی است. سالی که با فیروزه صابر، مسئول بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان، از طریق دفتر امور بانوان استانداری گیلان آشنا میشود: «این آشنایی اتفاق بسیار بزرگی در فعالیت حرفهای من بهشمار میرفت. ما با جمعی از زنان کارآفرین دیگر به بنیاد خیریه فیروزنیا پیوستیم و آموزشهایمان را آنجا آغاز کردیم. سال 81 هم بود که من به جمع زنان کارآفرین پیوستم.» او حالا به دستاوردهای بزرگی در زندگیاش دست یافته است: «تا سال گذشته 111 نمایشگاه جمعی و فردی داشتم و در انواع همایشهای مرتبط با کارآفرینی شرکت کردم. من از سال 60 تا امروز، بیش از 18 هزار هنرجو آموزش دادم. این عشق و علاقه تا به امروز مرا به اینجا رساند.»
تمرکز خانم گورابی روی آموزش بود تا اینکه به تشویق زنان کارآفرین دیگر، شرکت خانوادگی خود را راه انداخت: «تلاش کردم تا شرکت 8 نفره خانوادگیام را راهاندازی کنم که اقدامی بود در راستای فعالیتهای کارآفرینیام. بعد هم در کنارش، آموزش حرفهای به هنرجوها را ادامه دادم. در واقع این شرکت به کارآفرینی هنرجوها بسیار کمک کرد. وقتی میبینم هنرجویی دارای استعداد و ایده است، به او پیشنهاد میدهم که ایده خودش را با موادی که از ما میگیرد، پیاده کند. به این ترتیب هنرجو میتواند در خانهام کار حرفهای را با نظارت و موادی که در اختیارش قرار میگیرد، انجام دهد.» خانم گورابی برای اینکه هنرجوها بهتر کارها را انجام دهند، دست به ابتکار تازهای میزند: «برای اینکه هنرجوها بتوانند بهتر و راحتتر کار کنند، روشهای جدید آموزشی را ابداع کردم. بهطوری که اگر یک دختر 9 ساله هم که تا لحظه آموزش یک دکمه ندوخته بود، میتواند بعد از دورههای آموزشی، کارهای رودوزی بسیار سنگین را بدون تمرین انجام دهد.»
او خود را مبدع روش آسان رودوزی میداند: «بعد از اینکه توانستم کارگاهی برای خودم دستوپا کنم، میتوانم به جرات بگویم که در زمینه رودوزی در استان گیلان، حرف اول را میزنیم.»
مجتمع هنری برای هنرهای دستی راهاندازی کردم
این زن کارآفرین وقتی از کارش حرف میزند، شوق وجودش را فرا میگیرد: «ما انواع رودوزیها را داریم؛ در واقع در کارمان 105 نوع دوخت وجود دارد. به کارهایمان آموزش گلیم و قلابدوزی و رشتیدوزی هم اضافه کردیم. حتی من به همه اینها هم بسنده نکردم. از استادم چارخانهدوزی را یاد گرفتم. در واقع چارخانهدوزی این امکان را به افراد میدهد که بتوانند هر چیزی که در خانه نیاز دارند، با آن بدوزند. چارخانهدوزی در سراسر ایران تنها در انزلی رایج است.» او فعالیتهایش را با سازمانهای بهزیستی، آموزش و پرورش، کمیته امداد و انجمنهای کارآفرینی ادامه میدهد: «حدود 10 سال پیش نخستین مجتمع هنری در انزلی که انواع هنرهای دستی را شامل میشود، راهاندازی کردم. دو مربی از رشت آوردم. گلیم و کفشدوزی هم آموزش میدادیم. هنرجویان خود را بسیار دوست دارم و با جان و دل به آنها آموزش میدهم و حتی اگر شده آموزش رایگان هم میدهم. بیشتر به پتانسیل افراد برای یادگیری توجه میکنم تا هزینههای پرداختی برای آموزش.» «یکی از بهترین خاطرات من این است که یک دوره قلابدوزی و رشتیدوزی رایگان گذاشتم و در آن دوره تنها دو نفر ترقی کردند؛ یکی از آنها موفق شد با استفاده از طرحهای اسلیمی، ایدههای جدیدی ارائه دهد و یکی از استادکاران درجه یک شود و دو مهر ملی برای بندرانزلی به ارمغان بیاورد. متاسفانه در دوره ما، میان مسئولان و هنرمندان فاصله افتاده و تشویق و ترغیب وجود ندارد. مدام گفته میشود که رکود است و البته ما آن را حس میکنیم؛ اما به نظر من رکود و تحریم بهانه است. اگر مدیران شهرستانی بتوانند با ایده و درست کار کنند، در آن صورت ما به دستاوردهای بزرگی در شهرستانها میرسیم. ما در شهرستان کمبود پول را بیشتر احساس میکنیم و در واقع سازمان میراثفرهنگی که صنایعدستی از زیر مجموعه آن بهشمار میرود، باید مهمترین حامی ما باشد که البته نیست! تلاش میکنم که از نظر آموزشی تمام شهرهای ایران و روستاهای دورافتاده و محروم را پوشش دهم اما اینها نیاز به برنامهریزی منسجم و حمایت دارد که متاسفانه ما کمتر با آن مواجه میشویم.»
خانم گورابی که میان زنان کارآفرین به تلاشهای بیوقفهاش شناخته میشود، مهمترین عوامل موفقیت خود را توکل به خدا و پشتکار میداند. او آموزشها و تریبت پدرش را در پیشرفت خود بسیار موثر میداند: «صبر و پشتکار را از خانوادهام آموختم و برای همین مدام نذر میکنم که به دیگران هم آموزش دهم. مثلا امسال نذر کردم که 50 نفر را آموزش رایگان بدهم. تا امروز 30 نفر را از این تعداد را آموزش دادهام. تنها به این علت که از سوی مسئولان فضای مناسب برای ارائه آموزش فراهم نمیشود.»
او از سازمان تامیناجتماعی هم گلهمند است: «چند سالی است که من برای بیمه تامیناجتماعی 300 و 400 نفر از هنرجوها و همکارانم اقدام کردم اما متاسفانه تا امروز نتوانستم آنها را بیمه کنم؛ به همین دلیل به بیمه عمر آتیه پاسارگاد روی آوردم. اگر مسئولان تامیناجتماعی صدای مرا میشنوند، از آنها میخواهم که مسئله بیمه این افراد را حل کنند.» توصیه او به کسانی که میخواهند کاری را شروع کنند، این است: «من با 10 هزار تومان شروع کردم. مدام به هنرجوها میگویم که نگران این نباشید که جا و مکان داشته باشید؛ از یک اتاق کوچک هم میتوانید شروع کنید و در کنار آن به گسترش ارتباطات و ارائه کارهای خوب با ایدههای نو فکر کنید.» خانم گورابی خود را فرد موفقی میداند: «خیلی از دستاندازهایی که جلوی پایم بوده را برداشتم؛ یاد خدا همیشه همراهم بوده است. هدف بزرگم این است که شرایط آموزش مناسبی برای روستاها و شهرهای کوچک فراهم کنم. به خیلی از شهرها مسافرت کردم؛ همیشه یکی از دغدغههای اصلیام ایجاد مدیریت منسجمی برای صنایعدستی ایران بوده است. اینکه بتوانیم کار درجه یک را از درجه دو، تشخیص بدهیم و بتوانیم آموزشی فراگیر داشته باشیم.»
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




