حاشیههای نیمه نخست جشنواره فیلم فجر
انتظار طولانی برای یک پدیده
آیدا آزاد
نشستهای نقد و بررسی فیلمها، به جای آنکه روایت فیلمسازان از روزهای ساخت فیلم باشد، تبدیل به دفاع شخصیشان از اثر شده است. کمتر کسی را پیدا میکنید که از زیر بار فشارهای منتقدان جان سالم به در ببرد و به دام آنها نیفتد. در این میان برخی فیلمسازان از روش حمله استفاده کردند و برخی دیگر از روش اشک. اما به هر حال هردو گروه نتوانستند نظر منتقدان را جلب کنند و همچنان اثری از پیدا کردن پدیده جشنواره وجود ندارد. دلهرههای اهالی سینما نیز آغاز شده و به نظر میرسد از جشنواره امسال فیلمی بهتبرانگیز بیرون نیاید. این چند جمله خلاصهترین گزارشی است که میتوانید از جشنواره امسال بخوانید. اما اگر ترجیح میدهید دقیقتر و جزئیتر به وقایع نگاه کنید، این شما و این عجیبترین لحظههای جشنواره سی و پنجم.
مرز میان واقعیت و رویا
در دو فیلم امسال، مرز میان رویا و واقعیت بهعنوان تم اصلی فیلم در نظر گرفته شده است، یکی از این فیلمها «نگار» به کارگردانی رامبد جوان است و دیگری «سوفی و دیوانه» به کارگردانی مهدی کرمپور. هردو فیلم در نخستین نمایش به دل منتقدان ننشستهاند اما هردو در آرای تماشاگران جزو ده فیلم محبوب انتخاب شدهاند. رامبد جوان که از نخستین روزهای فیلمبرداری با حاشیههای «نگار» دستبهگریبان بود، همچنان روی همان موج حاشیه راه میرود. آنقدر که در یکی از گفتوگوهایش در زمان اکران فیلم گفت: «این فیلم را برای عشق زندگیام ساختم.» البته او حرفهای جدیتری نیز به زبان آورده و گفته است: «عاشق سینمای اکشن هستم و کیف میکنم روی پرده سینما، اتفاقاتی اینچنینی بیفتد. راستش سه چهار سال پیش موقعیتی در ذهن من شکل گرفت. داستانی بر این اساس که دختری مانند نگار، که در تهران حقش خورده شده و میخواهد حقش را پس بگیرد، چه کارهایی میتواند انجام دهد؟ هیچکس او را نمیشنود و به او توجه نمیکند. اما او در انتها دست به کار عجیبی میزند.» هدف اصلی این بوده که از سینمای معمول فاصله گرفته شود و به همین خاطر «نگار» تولید شد. همانطور که «سوفی و دیوانه». مهدی کرمپور نیز توضیح داده است: «سختترین کارم از لحاظ کارگردانی است که آن را خیلی دوست دارم. قرار نیست نشان داده شود که کدام فضای این فیلم فانتزی یا واقعی است. از نگاه آدمی وارد قضیه میشویم که باید با او حرکت کنیم. خیلی سخت بود که برشی اینچنینی از تهران بسازیم، البته همه تصاویر از قبل استوریبرد داشتند.»
روزهای دفاع مقدس
نخستین فیلمی که داستان خود را از روزهای دفاع مقدس وام گرفت و به نمایش درآمد، فیلم سینمایی «ویلاییها» بود. فیلمی به کارگردانی منیر قیدی که نخستین تجربه کارگردانیاش را پشت سر میگذاشت و احتمالا به همین خاطر بود که نشست نقد و بررسی فیلم با صحبتهای ثریا قاسمی آغاز شد. بازیگر کهنهکار این فیلم در همان ابتدای نشست گفت: «این فیلم هیچ شوی تبلیغاتی نداشت، حکایت زیبایی را که دیده بودیم به نمایش گذاشتیم. اگر این فیلم افتخاری بود به اندیمشکیها و دزفولیها تقدیمش میکنم. از آنها و از خدمات و محبتی که در گرمای سخت به ما داشتند، تشکر میکنم و خوشحالم که در کنار جوانان توانستم گوشهای از کار را بگیرم.» اما داستان به اندازه کافی متفاوت است، روایت یک گروه زنانه در روزهای دفاع مقدس. البته کارگردان ترجیح میدهد این فیلم را تجربه اول نداند و میگوید: «من خودم را کارگردان فیلم اولی نمیدانم زیرا در ۲۰ فیلم منشی صحنه بودهام. ملکان فقط تهیهکننده نبود او یک مولف است و از حضورش در فیلم استفاده کردم.»
فیلم دیگر که روزهای دفاعمقدس را دستمایه قرار داده است، «آبا جان» است. فیلمی که هاتف علیمردانی آن را کارگردانی کرده و از زندگی واقعیاش وام گرفته است. «به نوعی این فیلم برای من ادای دین است. من در زنجان زندگی کردهام و مدرسهای که در فیلم منفجر میشود، مدرسه بچگی من است. بسیاری از همکلاسیهایم در آن اتفاق شهید شدند.» اما در طول داستان، ما مدام داستانهای فرعی میبینیم و خردهپیرنگهای فراوان، آنچه از نظر مخاطب بسیار زیاد است، اما کارگردان چنین اعتقادی ندارد: «قصههای کوچک قصههای بزرگ را میسازند و اینها به هم متصلاند. زمانی که از دهه شصت حرف میزنیم، نمیتوان عشقهای ممنوع را نادیده بگیریم.»
بدون «نگاه نو»
یکی از مهمترین تغییرات در جشنواره امسال، حذف بخش «نگاه نو» است. بخشی که به ساختههای کارگردانهای جوان اختصاص داشت و نخستین آثار سینمایی آنها را بررسی میکرد. با حذف این بخش، اصلیترین فیلمهای جوانان به بخش مسابقه سودای سیمرغ وارد شده و برخی دیگر نیز فرصت حضور در جشنواره را از دست دادهاند. به همین خاطر است که یکی از موضوعات ثابتی که از زبان کارگردانهای فیلم اولی شنیده میشود، تاکید بر تجربههای پیشین آنهاست. آنچه از زبان منیر قیدی کارگردان «ویلاییها» شنیدیم، هم رقیه توکلی کارگردان «مادری» به زبان آورد و هم مرتضی علی عباس میرزایی کارگردان «انزوا».
نکته جالب اینجاست که عباس میرزایی در همان ابتدای نشست خبری فیلمش گفت: «با جمعی از فیلم اولیها پیش از جشنواره جلسهای داشتیم و با هم قرار گذاشتیم که ما فیلم اولیها به تماشای آثار هم بنشینیم و یکدیگر را در این راه حمایت کنیم.» او ادامه داد: «با اینکه این فیلم اولین ساخته بلند من است، اما خودم را فیلم اولی نمیدانم چون سالها فیلم کوتاه ساختهام و اصولا فیلم اولی را کسی میدانم که اصلا دکوپاژ انجام نداده باشد.» رقیه توکلی گفت: «من یزدی هستم و تمام فیلمهای کوتاهم را در شهر یزد ساختهام. اگر من در شهرم فیلم نسازم، چه کسی میخواهد فیلم بسازد؟ در این فیلم درگیر جاذبههای توریستی شهر یزد نشدم و سعی کردم قصه را دنبال کنم. صادقانه میگویم از ساخت فیلم بلند ترس داشتم و همه میگفتند اگر فیلم اولت را خوب نسازی، نگاه سینما به تو عوض خواهد شد و از این مسئله واقعا میترسیدم. فیلم «مادری» فیلمی عاشقانه و زنانه است و فضایی احساسی را میطلبید.»
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




