آزموده را آزمودن خطاست

نصرالله دریابیگی، دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران:

آزموده را آزمودن خطاست

موضوع ادغام منابع و امکانات بخش درمان سازمان تامین اجتماعی با سایر بیمه‌های درمان، یکی از بحث‌هایی است که این روزها در محافل مختلف مطرح می‌شود و صاحبنظران و کارشناسان هم هر کدام از زاویه خاصی این موضوع را ارزیابی و قضاوت می‌کنند. در این میان نمایندگان شرکای اجتماعی سازمان تامین اجتماعی به عنوان صاحبان اصلی منابع و دارایی‌های این سازمان، روایت ساده‌تری دارند و تجربه سال‌های نه چندان دور را شاهدی بر مدعای خود می‌آورند. در همین رابطه با نصرالله دریابیگی دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران به گفتگو پرداختیم.

 اگر به گذشته برگردیم، تجربه جدایی بخش درمان از سازمان تامین‌اجتماعی و بازگشت مجدد آن به این سازمان، پیش از این هم سابقه داشته است. در آن دوران چه شرایطی بر بخش درمان کشور حاکم بود که دوباره این امکانات را به سازمان برگرداندند؟
همانگونه که می‌دانید قانون تامین اجتماعی که در سال 54 به تصویب رسید، یکی از پیشروترین قوانین در زمینه رفاه و تامین اجتماعی است. بر اساس این قانون، کارگران حق بیمه مشخصی را جهت استفاده از خدمات‌ خاصی، نزد این سازمان سرمایه‌گذاری می‌کنند اما یکی از خلاهای این قانون، بحث درمان بود و بر اساس آن سازمان تامین اجتماعی ملکف و موظف بود نه بیست و هفتم حق بیمه‌ها را به حساب وزارت بهداری سابق واریز کند و درمان رایگان به بیمه‌شدگان ارائه کند. متاسفانه از قبل از انقلاب و به خصوص تا سال 69، بیمه‌شدگان تأمین اجتماعی از وضعیت درمان رضایت نداشتند. به همین سبب با پیگیری‌های دلسوزانه تشکل‌های کارگری و عنایت دولت و مجلس، قانون الزام سازمان تأمین اجتماعی به ارائه خدمات درمانی به بیمه‌شدگان و بازگرداندن امکانات درمانی متعلق به بیمه‌شدگان به این سازمان، در سال 1369 در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. پس از آن سازمان تأمین اجتماعی از محل منابع متعلق به کارگران و بازنشستگان، امکانات و تجهیزات بخش درمان سازمان را ارتقا داد.
 
 وضعیت امروز بخش درمان سازمان تامین اجتماعی چگونه است؟
امروز خوشبختانه بیمارستان‌ها و مراکز درمانی زیادی با استفاده از منابع مالی کارگران در کشور ساخته شده است. می‌توان ادعا کرد اجرای قانون الزام یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای نظام بوده و کارگران با بیمارستان‌هایی که دارند به نحو شایسته‌ از خدمات رایگان درمانی برخوردار هستند.
 
 چرا عده ای بر ادغام این بخش با سایر بیمه های درمان تمرکز کرده‌اند؟
تلاشی که اخیرا در مورد ادغام منابع و امکانات بخش درمان سازمان تامین اجتماعی شکل گرفته و ادعای بهینه‌سازی نظام سلامت را دارد، در گذشته هم سابقه داشته  است. با وجود نارضایتی کارگران در قبل از انقلاب و نارضایتی‌ها در دورانی که بیمارستان‌های سازمان تامین اجتماعی در اختیار وزارت بهداری بود، ما هم نمی‌دانیم چرا به این تجربه تلخ توجه نمی‌شود. چنین طرحی از نظر شرعی و قانونی دارای ایراد است. در گذشته با وجود اینکه بیمارستان‌های متعلق به بیمه‌شدگان در اختیار نظام سلامت قرار گرفته‌ بود اما خبری از خدمات درمانی رایگان نبود. حرف ما این است که آزموده را آزمودن خطا است. در دورانی که بخش درمان در اختیار سازمان تأمین اجتماعی نبود، جز نارضایتی چیز دیگری سهم بیمه‌شدگان و بازنشستگان این سازمان نبود. 
 
 در این صورت پیشنهاد شما چیست؟
حرف ما این است که امروز اگر می‌خواهند طرح تحول نظام سلامت را که دچار مشکل منابع شده است، نجات دهند باید منابع مالی مورد نیاز را از منابع ملی، پول نفت و سرانه درمان کشور تأمین کنند. باید توجه داشت که منابع سازمان تامین اجتماعی بین‌النسلی و متعلق به آیندگان است و نمی‌توان هر روز به بهانه‌های مختلف برای آن طرح و برنامه‌ای جدید ریخت. قطعا سیاست‌گذراران کلان نظام و همچنین مجلس با این طرح موافقت نخواهند کرد. حتی اگر این اتفاق هم بیفتد شورای نگهبان اشکال شرعی و مالی به آن وارد خواهد ساخت. استفاده از منابع سازمان که محصول خون دل کارگران است، شرعا حرام است. وزارت بهداشت ادعا می‌کند این وزارت‌خانه از صندوق‌های بیمه‌ای طلب‌کار است اما واقعیت این است که وزارت بهداشت به صندوق تامین اجتماعی بدهکار است. 
 
 چرا بدهکار است؟
اول اینکه سرانه درمان را باید به سازمان پرداخت کند تا قانون الزام با قوت بیشتری اجرا شود. موضوع دوم است که در حال حاضر ما کارگران و بازنشستگان به نهاد دولت در زمینه سلامت کمک می‌کنیم. موضوع بیمه‌ تکمیلی که کارگران و بازنشستگان از آن برخوردار هستند، نوعی کمک به دولت است. کارگران در هشت سال دفاع مقدس به سبب شرایط خاص کشور به اینکه حقوق و دستمزد کامل خود را دریافت نکردند و به تبع آن سرانه‌ای هم بابات خدمات درمانی به تأمین اجتماعی پرداخت نشد، اعتراضی نکردند. آن روزها وضعیت درمان به هیچ وجه رضایت‌بخش نبود. امروز که همه چیز بهتر شده و کارگران از خدمات درمانی رایگان برخوردار هستند که همگی هم بدون یک ریال کمک از محل منابع عمومی تنها با استفاده از منابع خودشان شکل گرفته، چرا باید کاری کنیم که نارضایتی‌های قبل از سال 69 تکرار شود؟ در نظر بگیرید اگر بدهی‌های نهاد دولت به سازمان تامین اجتماعی پرداخت شود، چه رشدی در شاخص‌های بهداشتی و درمانی سازمان به وجود خواهد آمد. جامعه کارگری با وجود برخی کاستی‌ها از خدمات بخش درمان سازمان تامین اجتماعی رضایت دارد و این بخش جای خود را به خوبی باز کرده است. ما معتقدیم این روند باید با استقلال کامل و سه‌جانبه‌گرایی ادامه پیدا کند تا کارگران هر چه بیشتر طعم شیرین عدالت اجتماعی را بچشند.
 
 یکی از پیشنهادهایی که از سوی مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی مطرح شده این است که با توجه به ماهیت متفاوت صندوق‌ تامین اجتماعی در مقایسه با دیگر صندوق‌های بیمه‌گر، منابع این صندوق‌ها در یک سازمان خاص متمرکز شود و سازمان تامین اجتماعی هم استقلال خود را حفظ کند. نظر شما چیست؟
مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی سال‌های زیادی در بخش درمان سازمان فعالیت داشته و به خوبی با فضای این بخش آشناست و دیدگاه‌های اقتصادی و اجتماعی بسیار خوبی هم در این زمینه دارد. از سوی دیگر کارنامه عملکردی دکتر نوربخش در ارتباطات و تعاملات خود با وزارت بهداشت طی این دو سال به خوبی نشان‌دهنده اهمیت منافع کارگران در سیاست‌‌گذاری‌های مجموعه تحت مدیریت وی است. آنچه دکتر نوربخش مطرح کرده‌اند مطابق قانون است. همان زمان که قانون نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی را می‌‌نوشتند، جامعه کارگری اعلام کرد که این سازمان باید مستقل بماند. امروز هر جا را می‌خواهند تجمیع کنند، مختار هستند اما سازمان تامین اجتماعی متعلق به هیچ دستگاه و نهادی نیست و موضع مدیران سازمان تأمین اجتماعی هم در زمینه استقلال این سازمان مورد تائید تمام تشکل‌های کارگری و بازنشستگی است و از آن حمایت می‌کنند. ضمن اینکه دولت هم باید به این استقلال توجه کافی را مبذول دارد.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه