بازگشت «لبه تیغ» پس از 50 سال

بازگشت «لبه تیغ» پس از 50 سال

«هرگز رمانی را با این همه بیم آغاز نکرده‌ام. اگر بر این کتاب نام رمان می‌نهم، از آن روست که برای آن نام دیگری نمی‌دانم. داستانی چندان برای گفتن ندارم و پایان کارم نیز مرگ یا ازدواج نیست. البته مرگ پایان بدیهی همه داستان‌هاست اما ازدواج نیز داستان را سرانجامی می‌دهد و آنان که خود را صاحب‌ذوق می‌دانند بی‌سبب داستان‌هایی را که به شادی پایان می‌پذیرد به دیده طنز می‌نگرند. چه‌بسا می‌توانستم تخیل خود را به کار گیرم و آن فاصله‌ها را به صورتی دلپسند پر کنم و این حکایت را دلپذیرتر سازم، اما قصد چنین کاری ندارم. تنها می‌خواهم آنچه را خود از آن آگاهی داشته‌ام، بر صفحه کاغذ بیاورم.»
جملات بخش آغازین کتاب «لبه تیغ» را خواندیم؛ رمان نویسنده‌ای که روزگاری پزشکی می‌خواند، اما به‌محض انتشار نخستین رمانش و اقبال مخاطبان، دانشکده طب را رها کرد و به دنبال نویسندگی رفت. سامرست موآم اگرچه انگلیسی است، در پاریس زاده شده و بنا بر شغل پدرش تا ده‌سالگی در این شهر زندگی کرده. لبه تیغ روایتی است از تجربه جوانی به نام لاری که در طول جنگ جهانی و پس از آن به دنبال معنای زندگی است. این اثر که از موفق‌ترین آثار موام است در سال ۱۹۱۹ نوشته شده و مانند بسیاری دیگر از آثار او حاصل تجربه‌ها و مشاهداتش است. موام در دوران جنگ جهانی نخست به‌عنوان مامور مخفی به روسیه رفت.
انتشارات علمی و فرهنگی به‌تازگی رمان «لبه تیغ» را با ترجمه مهرداد نبیلی در ۳۹۳ صفحه و با قیمت ۱۶ هزار تومان منتشر کرده است. این ترجمه که پیش‌ازاین از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب در سال‌های دهه چهل در ایران منتشر شده بود پس از بیش از پنج دهه از انتشار چاپ نخست آن تجدید چاپ شده است.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه