باور خلاقیت

لحظة آها

باور خلاقیت

مهران امیری

می‌گفت این رفیق ما نه میلیاردر، که مولتی‌میلیاردر است، اما دقت و تیزبینی‌اش در قبال کارها هرروز بیشتر می‌شود، آنقدر به کارش علاقه‌مند است و باور دارد که می‌گوید اگر چیزی نداشته باشم جز لباس تنم، می‌توانم در کمتر از یک سال به همه آنچه الان دارم دوباره برسم.
مکالمه دلنشینم با این دوست عزیز درباره کارآفرین موفق به اینجا ختم شد که برای موفقیت در این عرصه باید به خودت و کاری که می‌کنی باور داشته باشی. باور خلاقیت مهم‌ترین نکته در این زمینه است.
مراکز متعدد آموزشی مشغول آموزش افرادی با توانایی‌های مختلف برای انجام درست و ثمربخش امور هستند، اما حاصل کار این مراکز اثربخشی محدودی داشته. آنچه در عرصه عمل رخ‌ داده این است که تعدادی افراد برای کسب مهارت‌هایی وارد این مراکز شده‌اند و در خوش‌بینانه‌ترین حالت موفق به آموختن فنون مربوط به رشته‌ای شده و برای کار در آن زمینه آماده شده‌اند، اما همه می‌دانیم که از آموختن برای کار در یک‌رشته خاص تا خلاق و مبتکر بودن در آن رشته فاصله زیادی است. و آنچه این فاصله را بزرگ‌تر می‌سازد باورهای درونی این افراد است.
بسیار شنیده و دیده‌ایم که افراد باورمند به کار و برنامه‌ای که در پیش گرفته‌اند، چگونه بر مشکلات غلبه کرده و نتایج شگفت‌انگیزی به دست ‌آورده‌اند. در همه این موارد نه امکانات و تسهیلات بلکه تلاش باورمندانه این افراد است که راهگشا بوده است. مرور زندگی و کار افرادی که کارآفرین شناخته می‌شوند نیز همین نکته را تایید می‌کند. 
برنامه‌ریزی و سازماندهی امور در مراکز آموزشی مسیر و روندهای ویژه خود را دارد، هرچند سال‌هاست مدیران برنامه‌ریز از لزوم پیوند دادن آموزش‌های جاری در این مراکز با فضای کسب‌وکار صحبت می‌کنند اما رسیدن به نقطه‌ای که نشان‌دهنده تحول باشد همچنان بعید به نظر می‌رسد. 
گرچه کوشش‌های متعددی را که در این عرصه شده نمی‌توان انکار کرد اما به نظر می‌رسد در کنار آن لازم است به نکات دیگری هم توجه شود. افراد آموزش‌دیده‌ای که قادرند وارد بازار کار شوند بدون شک نیازمند فراگیری چگونگی مواجهه با مسائل واقعی دنیای کسب‌وکار هستند و بهتر است آموزش‌های خود را با شرایط و نیازهای جامعه سازگار کنند، اما این تنها یک سوی ماجراست. 
در بهترین حالت این افراد به اجزای مفید و کارآمد سامانه‌ای تبدیل می‌شوند که با هدایت صحیح می‌توانند نتایج درستی به بار آورند، اما هدایت و پیشبرد کار را چه کسانی بر عهده خواهند گرفت؟
افراد تعلیم‌دیده‌ای که آماده عرضه توانایی‌های تخصصی خود هستند همواره نیازمند وجود کسانی هستند که باور عمیق و روشنی نسبت به ثمربخش بودن فعالیت در حوزه خود داشته باشند و زمینه بروز خلاقیت‌ها را فراهم کنند. روشن است که باورمندی نتیجه یک فرآیند مبتنی بر شناخت و احاطه بر حوزه کار و درک کلان از روند جریان امور است و نباید آن را با خیال‌پردازی اشتباه گرفت. این نوع افراد هستند که می‌توانند موتور محرکه سامانه‌ای باشند که با حضور دانش‌آموختگان در هر رشته‌ای شکل گرفته و آماده ثمردهی است.
به نظر می‌رسد نظام اداری و آموزشی مربوط به حوزه کسب‌وکار عرصه را بر بروز و ظهور این وجه از امور تنگ‌تر کرده است. نظام آموزشی کمتر مجالی برای حرکت فراتر از چارچوب‌های ازپیش‌تعیین‌شده و مصوب آموزش‌ها فراهم می‌سازد، از طرفی نظام اداری و سامانه‌های تامین مالی اجرای طرح‌های مختلف نیز کمتر آمادگی مواجهه با این مسئله را دارند. 
این درست همان نقطه‌ای است که در سال‌های اخیر در دنیا منجر به بروز پدیده‌ای به نام استارت‌آپ شده و مسیری خارج از نظام متعارف اداری را برای حمایت از طرح‌های خلاقانه ایجاد کرده است. هر فردی که باورمندانه و با اتکا به دانش و توان تخصصی قادر به ارائه طرح خود و جلب نظر حاضران در این فضا باشد، می‌تواند امکانات لازم برای ادامه کار خود را دریافت کند. متاسفانه این پدید نیز به‌درستی شناسایی نشده و دستاویز اقدامات سودجویانه واقع شده است.
باور به خود و باور خلاقیت را شاید نتوان آموزش داد اما فضاسازی‌ها و زمینه‌پردازی‌های مناسب می‌تواند به رشد این نوع توانایی‌های افراد کمک کند. کشور ما در دوران اخیر بیش از تجهیزات و آموزش نیازمند افرادی است که به توانایی خود برای کمک به پیشرفت کشور باور داشته باشند.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه