نوروز رکوردشکن

نوروز رکوردشکن

نوا مصدق

 
 
 
سینمای ایران روزهای خوب کم نداشته است، روزهایی که مردم برای تماشای فیلم‌های سینمایی صف می‌کشیدند و هر فیلم را چندبار می‌دیدند. روزهایی از دهه شصت که هنوز در خاطرات قدیمی‌ها حک شده است و با هربار یادآوری خاطرات، آهی از ته دل می‌کشند. اما نوروز سال 95 و هنگام اکران پنج فیلم‌سینمایی، نه‌فقط سینماها از حضور پرشور مردم سر ذوق آمدند، بلکه با ثبت رکوردهایی متفاوت نوروز خوبی را نیز ساختند.
   
نخستین فیلم اکران نوروز «من سالوادور نیستم» به کارگردانی منوچهر هادی بود. فیلمی که در هفته دوم اسفندماه اکران خود را آغاز کرد . فیلم در همان روزهای اسفندماه و در شرایطی که مخاطبان سینما درگیر کارهای پیش از نوروز بودند، فروش خوبی را پشت سر می‌گذاشت. اما «من سالوادور نیستم» به‌تنهایی دو رکورد در سینمای ایران به‌جا گذاشت، نخست آنکه در روز دوازدهم فروردین‌ماه، 40 ساعت نمایش بی‌وقفه در سینما آزادی را تجربه کرد که رکوردی عجیب برای یک فیلم است. سانس‌های نمایش‌دهنده این فیلم از صبح دوازدهم فروردین آغاز شدند و از آن‌جایی که توانست تمام شب را در اکران بگذراند و حتی سانس‌های 2:15، 4، 5:45 و 8 صبح را ببیند، و مجددا اکران روز خود را به چشم ببیند، تا فردا شب ادامه داشت. استقبال از این فیلم‌سینمایی تاحدی زیاد بود که توانست در همین مدت کوتاه بیش از 5 میلیارد تومان فروش داشته باشد و منوچهر هادی را به فکر ساخت «من سالوادور نیستم 2» بیندازد.
   
دومین اتفاق رکوردشکن، فروش بی‌نظیر فیلم‌های اکران نوروز بود و ورود 4 فیلم به باشگاه میلیاردی‌ها! اتفاقی که باورپذیر نیست! مخصوصا در شرایطی که اوضاع اسفناکی بر سینما حاکم است و دست‌اندرکاران سینما نالان و پریشان‌احوال از فروش فیلم‌ها گلایه می‌کنند و آسمان را به ریسمان می‌بافند برای آنکه ثابت کنند تا چه اندازه سینمای ناخوش‌احوالی داریم. در این وضعیت بود که هفته دوم نوروز با رشد بی‌نظیری در آمار فروش فیلم‌ها همراه شد. «من سالوادور نیستم» را که گفتیم، فیلمی با فروش نزدیک به 5 میلیارد تومان. پس از آن، «50 کیلو آلبالو» به کارگردانی ‌مانی حقیقی، که هرچند در نخستین روزهای اکرانش چندان مدعی فروش نبود، اما به‌محض آغاز دومین هفته، خود را در رتبه دوم تثبیت کرد و به فروشی نزدیک به 3 میلیارد تومان رسید. سومین فیلم با نام «بادیگارد» ثبت شد، با فروش 2 میلیارد و 500 میلیون تومان و درنهایت چهارمین فیلم «ابد و یک روز» بود که در پایان تعطیلات نوروز به رقمی نزدیک به 2 میلیارد تومان نزدیک شد. چنین وضعیتی در سینمای ایران بی‌سابقه است. اگر بخواهیم ساده‌تر توضیح دهیم، باید بگوییم که «کفش‌هایم کو؟» به کارگردانی کیومرث پوراحمد و «خشم و هیاهو» به کارگردانی هومن سیدی، که هرکدام بیش از 500 میلیون تومان و کمتر از یک میلیارد تومان فروش داشتند، اگر در هر نوروز دیگر به نمایش درمی‌آمدند، فروش قابل‌توجهی به دست می‌آوردند. اما این روزها که می‌گذرد و پس از رکوردشکنی بی‌سابقه فیلم‌های نوروزی و آمار خیره‌کننده حضور مخاطب در سینما، این دو فیلم را می‌توان فیلم‌های شکست‌خورده گیشه در نظر گرفت.
   
فیلم‌های سینمایی اکران‌شده در نوروز توانستند فروشی نزدیک به 3/16 میلیارد تومان به دست آورند. آن ‌هم در روزهایی که سقف سینما کوتاه‌تر از این‌ها به نظر می‌آید. در این میان، سینماها نیز رکورد فروش و حضور مخاطب در یک سانس را می‌شکستند و خبرهای خوشایندی در نوروز 95 دست‌به‌دست می‌شد. برای مثال، در آغاز دومین هفته از تعطیلات نوروز بود که خبر رسید فیلم‌سینمایی «50 کیلو آلبالو» در یک روز بیش از هزار و 300 تماشاگر را به پردیس ملت کشانده است و تب‌وتاب سینماها را داغ کرده. کار به جایی رسید که فیلم تازه‌ مانی حقیقی در سینما آزادی سانس‌های پرتعدادی را تجربه کرد و نخستین فیلمی بود که تماشاگران سینما حاضر بودند بابت آن تا ساعت 3 صبح در صف بایستند. اما یکی دو روز که گذشت، دیگر عجیب‌وغریب نبود که فیلم‌ها در سانس‌های بامدادی نمایش داده شوند. البته از همان روزهای نخست مشخص بود که احتمال فراوانی برای فروش بالای نوروزی وجود دارد، اما کمتر کسی فکرش را می‌کرد که فروش بی‌نظیر و استثنایی تا این اندازه رکورد جابه‌جا کند. به هر حال در همان نخستین روز از فروردین‌ماه، اگر گذارتان به سینما می‌افتاد، متوجه می‌شدید که هیچ بلیتی وجود ندارد، مگر برای سانس یک بامداد. یکی از مراجعه‌کنندگان به سینما آزادی در دومین روز از فروردین‌ماه، دقیقا چنین جمله‌ای به زبان آورد: «ما ساعت 2 بعدازظهر به سینما رفتیم تا «ابد و یک روز» ببینیم و اولین سانسی که بلیت برایش وجود داشت، ساعت 23:40 دقیقه بود. مردم مگر عیددیدنی نمی‌روند؟»
   
تغییر در آمارها باعث شد تا روند ثابتی که در این سال‌ها برای سینماها ایجاد شده نیز دستخوش تغییر شود. برای نمونه در هفته دوم، اثری از فروش اینترنتی نبود و برای تهیه بلیت حتما باید به گیشه مراجعه می‌کردید. دست‌کم در سینماهای پرطرفدار که در حال جابه‌جایی رکورد تماشاگران حاضر در سینما بودند، چنین قانونی رعایت می‌شد و برای تهیه بلیت باید به گیشه مراجعه می‌کردید. کمی که گذشت، مشخص شد دلیل چنین اتفاقی تمام شدن زودهنگام آن بخش از بلیت‌ها بود که برای خرید اینترنتی در نظر گرفته شده‌اند. چنین فضایی، آن هم در حاشیه سینما که انگار به هزار قرص افسردگی برای درمانش نیاز بود، آن‌چنان جذاب و متفاوت بود که به‌عنوان پدیده در هفته نخست پس از نوروز در دستور کار نشریات و وب‌سایت‌های تخصصی قرار گرفت.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه