رویاهای رنگین سینمایی

رویاها و کابوس‌ها

رویاهای رنگین سینمایی

نگار مفید

سومین روز از تعطیلات نوروزی است، اتوبان حکیم نرسیده به اتوبان ستاری ترافیک عجیبی دارد، آن‌قدر عجیب که از تهران بدون ترافیک انتظارش نمی‌رود. ماشین‌ها به صف شده‌اند، شبیه به آنکه تصادف بدی اتفاق افتاده باشد و ماشین‌ها در جای خود بایستند منتظر، تا شاید آمبولانس و پلیس راهنمایی و رانندگی از راه برسند. البته این‌ها حدس‌های ذهن بدبین و بی‌حوصله ماست که عادت کرده‌ایم اول تمام گزینه‌های منفی را فهرست کنیم. کمی می‌گذرد و یکی از جرثقیل‌های راهنمایی و رانندگی به‌سادگی آب خوردن می‌آید و خروجی اتوبان را می‌بندد. به همین سادگی متوجه می‌شویم برای رسیدن به پردیس کوروش باید راهی دیگر را انتخاب کنیم. از اتوبانی دیگر خود را به اتوبان ستاری می‌رسانیم، به سمت شمال در حرکت هستیم و متوجه می‌شویم که دوباره از اتوبان حکیم به سمت بالا ترافیک سنگینی وجود دارد. اگر محله‌تان غرب تهران باشد و کوچه‌پس‌کوچه‌ها را بشناسید، که ما می‌شناختیم، راه‌های فراوانی برای رسیدن به پردیس کوروش وجود دارد. دور می‌زنیم و ماشین را در یکی از کوچه‌های نزدیک می‌گذاریم و پیاده به سمت مرکز خرید می‌رویم. مرکز خریدی که این روزها در غرب تهران برای خودش حکمرانی می‌کند و تکلیف ترافیک را تعیین. از آن ازدحام غریب در اتوبان ستاری ردپایی در پردیس کوروش به چشم می‌خورد، جای سوزن انداختن نیست. طبقاتی که مرکز خرید را در دل خود جا داده‌اند، شلوغ هستند اما طبقاتی که مخصوص سالن‌های سینماست، آن‌چنان پرجمعیت شده‌اند که باید مراقب کوچک‌ترها بود تا زیر دست و پا نمانند. شلوغی جمعیت، دور از انتظار است. افراد برای تنه نزدن به همدیگر مدام می‌گویند: «ببخشید» و از همدیگر راهی برای گذر می‌گیرند. هنوز آن‌قدر دیر نیست که به ساعت شام رسیده باشیم، به همین خاطر هنوز طبقه مخصوص رستوران‌ها و کافه‌ها به شما فرصت نفس کشیدن می‌دهند. ما به پردیس سینمایی کوروش آمده‌ایم برای تماشای یکی از فیلم‌های اکران نوروز و شاهد یک اتفاق عجیب هستیم. اتفاقی که می‌گوید یک چیزی یک جایی فرق می‌کند.
هر اندازه که در تعطیلات پیش می‌رویم، اوضاع بهتر می‌شود که بدتر نمی‌شود. در پردیس زندگی نیز پیدا کردن بلیت سخت است. مخصوصا اگر بخواهی برای سانس‌های عصرگاهی بلیت تهیه کنی. برای سانس‌های پرت بلیت پیدا می‌شود اما برای سانس‌های معقول و منطقی نه. آدم‌هایی هم که در سالن سینما می‌بینیم، از همه قشری هستند، حتی تیپ‌هایی که کمتر چشممان عادت به دیدنشان در سینما دارد. به هر حال بلیت‌های سینما در حوالی نوروز برای سالن‌های درجه‌یک 10 هزار تومانی شدند و انتظار دیدن جمعیت به این اندازه وجود ندارد. انتظار می‌رود بالا رفتن قیمت بلیت بر ریزش تعداد مخاطب تاثیر بگذارد و بخشی از مخاطبان، سینما را به حال خود رها کنند و تفریح‌هایی ارزان‌تر در نظر بگیرند. اتفاقی که نمی‌افتد و فیلم‌های کمدی آن‌چنان به دل مخاطبان سینما می‌نشینند که دو فیلم نخستین با فروش بالای 3 میلیارد تومان برای خودشان بروبیایی دارند.
در چنین فضایی اگر به سوال ابتدایی بازگردیم و از خودمان بپرسیم سهم سینما در سبد خرید مردمانی که ما باشیم چقدر است، احتمالا پاسخ دلنشینی می‌گیریم. پاسخ می‌گیریم که چند مولفه در کنار یکدیگر دست‌به‌دست هم داده‌اند و چنین نوروز متفاوتی برای سینما ساخته‌اند. تیزرهای تبلیغاتی و نمایش آن‌ها در شبکه‌های تلویزیونی مختلف، پول در جیب مردم، فیلم‌هایی برای تفریح و فیلم‌هایی با تم جدی و از آن مهم‌تر، تثبیت سینما به‌عنوان تفریحی خانوادگی، باعث شد تا نوروز متفاوتی را پشت سر بگذاریم. اما حالا که تا اینجا پیش رفتیم و تمام عوامل را به صورت فهرست‌وار نوشتیم، بد نیست از دنیای تکنولوژی هم تشکر کنیم که در نبود رسانه‌های چاپی، باعث شدند خبرها به دست ما برسد و صحبت‌های تهیه‌کننده و کارگردان و برنامه فرش قرمز و حضور بازیگران و عوامل فیلم‌ها در سالن‌های سینما را به گوش ما برسانند. اگر چنین امکانی برای اطلاع‌رسانی وجود نداشت، نه‌فقط شاهد این حضور همه‌جانبه نبودیم، بلکه روحمان خبر نداشت که چه برنامه‌های ویژه‌ای در سینماها در حال برگزاری است. به همین خاطر اجازه بدهید رسانه‌های غیرچاپی را هم به فهرست اضافه کنیم که بی‌خبری را بر ما روا نداشتند. پس از آن می‌توانیم با خیال راحت، از نوروز 95 صحبت کنیم، نوروزی که پردیس‌های سینمایی‌اش ترافیک اتوبان‌های اطراف را تعیین می‌کردند و رکوردهای بی‌نظیری به‌جا گذاشتند.
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه