دلکوک
آگاهی مجازی؛ توهم در دنیای واقعی
نازنین متیننیا
اگر تا همین ده سال پیش میزان سواد نسبت مستقیمی داشت با کتابهای خواندهشده و مقاطع تحصیلی گذرانده و تعداد زبانهای خارجی آموختهشده، حالا دیگر اینطور نیست. بهترین استاد دانشگاه هم که باشی، اگر ایمیل نداشته باشی یا نتوانند دسترسی راحت و اینترنتی به تو داشته باشند، دیگر باسواد و آگاه به حساب نمیآیی. اگر به دهکده جهانی ارتباط، وصل نباشی، با تمام خواندهها و نوشتهها و مفاهیم عمیقی که درک کردی، بازهم «بهروز» و آگاه به حساب نمیآیی و از دنیایی جدا هستی که این روزها اکثرا در آن زندگی میکنند و چون خارج از آن دنیا هستی، چندان هم آگاه و مطلع و باسواد به حساب نمیآیی.
انگار دانش حضور در دهکده جهانی هم بهعنوان یک اصل در میزان آگاهی و باسوادی پذیرفته شده و هرکس از این اصل جدا باشد و آن را نداشته باشد، نمیتواند در حد فاصل دو دنیا، دنیای واقعی و مجازی، حرفی برای گفتن داشته باشد. اکثرا پذیرفتهایم که باید در جریان بود، ایمیل داشت، در توییتر و اینستاگرام و تلگرام و... خودی نشان داد و به معنای واقعی جدا از جمع نشد. اما به همان میزان که این پذیرش ما بیشتر میشود، یک اصل مهم و اساسی رو به فراموشی میرود؛ حضور در شبکههای مجازی و همراهی در جمع، به معنای آگاهی و باسوادی کامل ما نیست و همچنان نیازمند مطالعه جدی و آگاهی عمیق هستیم. جهان مجازی با سرعت بسیار در ردوبدل کردن اطلاعات و اخبار، به ما توهم آگاهی میدهد. ما خبرهای تک خطی را میخوانیم، از هرچیزی یک جمله کوتاه را دریافت میکنیم با آدمهای زیادی درباره موضوعات مختلف حرف میزنیم و درنهایت، یادمان میرود که هیچکدام از اینها، کاربری آن جستوجوی عمیق را برای درک مفاهیم کتاب ندارد. همین میشود که ما حتی وقتی بیشترین ساعتهای حضور در فضای مجازی را به نام خود ثبت میکنیم یا حتی وقتی در توییتر و فیسبوک هزاران دوست و آشنای مجازی پیدا میکنیم، بازهم نمیتوانیم خود به تمام آنچه میدانیم مطمئن باشیم و همهچیز را بدانیم.
دنیای مجازی ما را کامل نمیکند، دنیای مجازی تنها ما را همراه دیگرانی میکند که زندگی مجازی دارند و در این زندگی اطلاعاتی را ردوبدل میکنند. بهجز این، ساعتها مطالعه و تلاش و پیگیری و پشتکار لازم است تا ما انسانهایی به معنای واقعی کلمه آگاه باشیم و دانستن یکخطی از هر موضوع و مقولهای به ما سواد و دانش کامل نمیدهد. اما همین دنیای مجازی توهم آگاهی هم به ما میدهد. توهمی که بسیار بسیار خطرناک است. توهم آگاهی باعث میشود در دسته شایعهپراکنها، بیتوجهها، همیشه طلبکارها و... مجازی قرار بگیریم. در دسته آدمهایی که مدام میخواهند حرفی برای گفتن داشته باشند، بدون آنکه دانشی داشته باشند. ما در زندگی مجازی به این روند همهچیزدانی مطلق و البته هیچندانی واقعی ادامه میدهیم و کمی بعد، بدون آنکه دقیقا متوجه این تغییرات شویم، همه آنچه نمیدانیم و فکر میکنیم میدانیم را وارد زندگی واقعی میکنیم. رفتار در دنیای مجازی به دلیل اینکه ما همیشه گروه و دسته همراه خودمان را داریم، چندان ما را دچار مشکل نمیکند، اما وقتی وارد دنیای واقعی میشویم و میخواهیم با سطح سواد دنیای مجازی با دیگران روبهرو شویم، به مشکل برمیخوریم. خطر اصلی برداشتن کولهبار ناآگاهی از دنیای مجازی و کشاندن آن به دنیای واقعی است. ما با توهم همهچیزدانی در دنیای مجازی به دنیای واقعی میآییم و حواسمان نیست در زندگی واقعی، آدمهایی هستند که بیشتر از آنچه ما میدانیم میدانند و بهسادگی میتوانند روی ناآگاه ما را به ما نمایش دهند. چهرهای که نه برای ما خوشایند است و نه برای آنهایی که میخواهند با تصویر واقعی ما آشنا شوند. چهرهای که تا زمانی که خودمان نخواهیم درست و دقیق به آن در آیینه نگاه نکنیم، خود را نشان نمیدهد و بالاخره باید بدانیم هیچکس با توهم زیبایی زیبا نشده.
ارسال دیدگاه




