به نظر شما چرا سازمان بزرگی مانند تأمیناجتماعی با این حجم وسیع از افراد تحت پوشش و خدماتی که به مخاطبان خود ارائه می دهد در زمینههایی که به آن اشاره کردید، فعالیت گستردهای ندارد؟
سازمان تأمیناجتماعی همواره در ادوار مختلف، نسبت به سایر دستگاهها سازمانی مظلوم واقع شده است و این موضوع برمیگردد به دید اشتباهی که در نوع نگاه برخی افراد به این سازمان وجود دارد. برخی معتقدند سازمان تأمیناجتماعی به دلیل اینکه سازمانی دولتی نیست، بنابراین باید خود هزینههای امور فرهنگی و ارتباطی خود را برآورده و تأمین کند. این در حالی است که در کشور سایر دستگاهها برای تبلیغات و آگاهی رسانی خدمات خود بودجه دولتی مصوب دارند و این بودجه هر سال به آنان اختصاص مییابد، اما سازمان تأمیناجتماعی اینگونه نیست و محل درآمد آن نیز کاملا مشخص است. متأسفانه در حال حاضر کار در حوزه هنری هزینههای فراوانی میطلبد. سفارش ساخت یک فیلم یا سریال بسیار هزینه بر است و سازمانهایی مانند صداوسیما و یا بخش خصوصی نیز جهت ساخت و سفارش یک فیلم یا سریال و یا پخش آن ارقام کلانی درخواست میکنند و این موضوع در شرایط کنونی سازمان (با توجه به منابع محدود مالی) اصلاً صرفه اقتصادی ندارد این در حالی است که مقولات کار و تنظیم روابط کار، رفاه و تامین اجتماعی، بیمه های اجتماعی و ... یک کارکرد حاکمیتی است و مربوط به عموم افراد جامعه است و صدا و سیما همانطور که در مورد مباحثی مثل درمان ، شهرداری و ... رایگان برنامه می سازد یا پخش میکند بایستی برای مقوله تامین اجتماعی هم رایگان انجام دهد. همانطور که اشاره کردم بهترین راه استفاده بهینه از ظرفیتهای درونی خود سازمان است.
پیشنهاد بسیار جالبی است؛ لطفاً در مورد آن بیشتر توضیح دهید.
ببینید همانطور که اطلاع دارید ما حدود هزار واحد اجرایی اعم از بیمارستان، درمانگاه، شعبه و کارگزاری فعال در سطح کشور داریم، با حجم مخاطب 44 میلیون نفری از طیفها و سلیقههای مختلف. همچنین حدود 4 میلیون بازنشسته در سطح کشور داریم که از سازمان حقوق و خدمات دریافت میکنند. میتوان برای این طیف از مخاطبان سازمان برنامهریزی کرد و در قالب فیلمهای آموزشی کوتاه، آنها را با سبک جدید زندگی آشنا ساخت. از طریق این فیلمهای کوتاه یا موشنگرافی میتوان آنها را از لحاظ نوع تغذیه، ورزش و... بیشتر آشنا کرد تا هم آنها از دوران بازنشستگی خود لذت بیشتری ببرند و هم هزینههای سازمان در بخش درمان این عزیزان کاهش یابد مثلاً فیلم هایی برای پیشگیری از دیابت یا سرطان.
در گذشته، سازمان بروشورهایی را در این زمینه چاپ میکرد و در اختیار آنان قرار میداد، اما اکنون اوضاع متفاوت شده و دیجیتالی شدن امور، کار را بسیار آسان کرده است. ما باید از این ظرفیت مانند کشورهای پیشرفته جهان استفاده مضاعف کنیم. امروز همانند گذشته نیست و تمام امور و تبلیغات در بستر اینترنت و با سرعت بالا و ارزان قیمت در اختیار مخاطبان قرار میگیرد. همانطور که اطلاع دارید در حال حاضر بسیاری از خدمات سازمان به صورت غیر حضوری آنلاین به مخاطبان عرضه میشود و می توان به همراه این تراکنش های اداری و مالی، انتقال پیام های ارتباطی و فرهنگی را به انجام
رساند.
لزوم در منزل ماندن مخاطبان سازمان به ویژه سالمندان در این ایام که کشور با ویروس کرونا درگیر است، فرصت بسیار خوبی است تا آنان بیشتر با خدمات غیرحضوری سازمان آشنا شوند و روشهای گذشته و مراجعه مستقیم را تغییر داده و بهینه کنیم. به نظر، اقدامات فرهنگی در این زمینه بسیار کارگشاست و این فرصت بسیار خوبی برای کار فرهنگی و آشنایی بیشتر مردم با خدمات گسترده سازمان تأمیناجتماعی است.
چرا این نوع نگاه (که به آن اشاره کردید) به سازمان تأمیناجتماعی وجود دارد؟ شما مشکل کار را در کجا میبینید؟
برای اینکه به سرچشمه مشکلات برسیم و نقاط ضعف را بیابیم، ابتدا باید به نظام آموزشی خود رجوع کنیم. ببینید در کشورهایی که از سیستم رفاه و تأمیناجتماعی و از بیمههای مدرن و پیشرفتهای برخوردارند، آشنایی با مقوله مهم رفاه و تأمیناجتماعی و بیمهها از همان دوران آموزش دبستان ابتدایی آغاز و سپس به صورت تخصصی در مقاطع بالاتر مانند آموزش عالی و دکترا به دانشجویان و اشخاصی که در این رشته تحصیل میکنند، ارائه میشود؛ به این دلیل که این کشورها پی به اهمیت این مقوله بردهاند و بر روی آن؛ چه از نظر انسانی و چه از نظر فکری و سایر موارد سرمایهگذاری میکنند. این کشورها متخصصان و تحصیلکردگان این حوزه را در اختیار دارند و از قبل برای این حوزه برنامهریزی کردهاند؛ اما متأسفانه در کشور ما اینگونه نیست و جای خالی متخصصان و تحصیلکردگان در حوزه رفاه و تأمیناجتماعی همواره در فضای آموزش ما دیده شده و کماکان نیز دیده میشود. عجیب است که ما در دانشگاههای کشورمان رشتههای گوناگون و مختلفی داریم، از مدیریت آب، مدیریت امور گردشگری، مدیریت امور مالیاتی گرفته تا... اما متأسفانه رشتهای تحت عنوان مدیریت امور تأمیناجتماعی و یا متخصص انواع بیمهها (و یا سایر رشتههای تخصصی در زمینه حوزه رفاه و تأمیناجتماعی) نداریم و نبود کارشناسانی که در این رشتهها تحصیل کرده باشند همواره در کشور وجود دارد. خب این موضوع از نقاط اصلی و به نوعی شاید بتوان گفت اصلیترین مشکل این حوزه به حساب میآید. ببینید حوزه بیمهها و تأمیناجتماعی مقوله سادهای نیست بلکه بسیار پیچیده است و نیاز به تخصص فراوان دارد؛ چراکه فرد از قبل از تولد و حتی بعد از مرگ (و از سوی بازماندگان) با آن سروکار دارد؛ بنابراین نیازمند رشته تخصصی در دانشگاهها است تا دانشجو با انواع نظامات بیمهای در جهان آشنا شود و بیاموزد چه نوع بیمهای متناسب چه شخص و چه نوع حرفه و حتی در سطح کلانتر، مناسب چه کشور و منطقهای است. البته در کشور ما این مقوله توسط برخی افراد در اواخر دهه 70 مطرح و دنبال نیز شد، اما متأسفانه بنا به دلایلی متوقف ماند، چون نوع نگاه به بیمه و مقولههای آن بسیار متفاوت است و دیدگاههای متفاوتی از سوی برخی افراد و احزاب و جناحها در آن صورت میگیرد اما باید کارشناسان و دستاندرکاران امور آموزش کشور؛ چه ابتدایی و چه آموزش عالی برای این مقوله مهم از هماکنون برنامهریزی کنند و این موضوع مهم را در رأس برنامههای خود قرار دهند. همانطور که اشاره کردم، کودکان از همان دوران کودکی باید با مقوله بیمه و اهمیت آن در زندگی آشنا شوند، اما در کشور ما متأسفانه اینگونه نیست و نوع نگاه آنگونه که باید همانند دیگر کشورها در این زمینه وجود داشته باشد، نیست. در دانشگاههای ما بسیاری از رشتهها تدریس میشود که کاربرد چندانی در کشور ندارند و از قضا تا مدارج بالا یعنی دکترا هم تدریس میشوند که دانشجو بعد از فارغالتحصیلی و دریافت مدرک و سالها تلاش و ممارست در آن رشته جذب کاری میشود که هیچگونه تناسب و سنخیتی با رشته تحصیلیاش ندارد و گویی آن همه تحصیل و مشقت فراوان کاری عبث و بیهوده بوده است. امیدواریم هرچه زودتر این مقوله مهم مورد توجه مسئولان و دستاندرکاران حوزه آموزش؛ از ابتدایی تا عالی کشور قرار گیرد و آنان نیز به مقوله مهم حوزه رفاه و تأمیناجتماعی و بیمهها و تأثیر آن در زندگی افراد جامعه پی ببرند. من معتقدم سازمان تأمیناجتماعی به هر حال بایستی خودش تلاش کند و این خلاء را پر کند و با انجام فعالیتهای فرهنگی، ارتباطی، رسانهای و هنری مناسب و متناسب نقشها، کارکردها و مفاهیم، رفاه و تأمین اجتماعی، کار و تنظیم روابط کار، بیمههای اجتماعی و ... را به مخاطبان منتقل و به نوعی فرهنگسازی و گفتمانسازی کند.
در کشورهایی که از سیستم رفاه و تأمیناجتماعی و از بیمههای مدرن و پیشرفتهای برخوردارند، آشنایی با مقوله مهم رفاه و تأمیناجتماعی و بیمهها از همان دوران آموزش دبستان ابتدایی آغاز و سپس به صورت تخصصی در مقاطع بالاتر مانند آموزش عالی و دکترا به دانشجویان و اشخاصی که در این رشته تحصیل میکنند، ارائه میشود؛ به این دلیل که این کشورها پی به اهمیت این مقوله بردهاند و بر روی آن؛ چه از نظر انسانی و چه از نظر فکری و سایر موارد سرمایهگذاری میکنند