بازار شب عید و چک‌های برگشتی!

محدودیت‌های کرونایی و تعطیلی آرایشگاه‌های زنانه

بازار شب عید و چک‌های برگشتی!

شیوع ویروس کرونا باعث تعطیلی بسیاری از کسب‌وکارها شد. کسب‌وکارهایی که به دلیل ارتباط مستقیم با مردم به عنوان یک منبع انتقال ویروس شناخته و تعطیل شدند تا صاحبان این مشاغل دچار ضرر و زیانی شوند که جبران آن حداقل سال‌ها طول می‌کشد. آرایشگاه‌های زنانه و مردانه در ردیف کسب‌وکارهایی قرار می‌گیرند که ضرر زیادی در محدودیت‌های کرونایی متحمل شدند. این محدودیت‌ها بزرگ و کوچک را سوزاند. سالن‌های زیبایی بزرگ و مجلل در بالای شهر و حتی یک مغازه کوچک در یک شهرستان دور‌افتاده به دستور ستاد مقابله با کرونا تعطیل شدند تا صاحبان آنها حالا از ورشکستگی، قسط‌های عقب‌افتاده بانک و چک‌های برگشتی سخن بگویند. چک‌هایی که به امید رونق بازار شب عید و روزهای طلایی سال مثل روزهای قبل از ماه رمضان و ماه محرم و صفر با امیدواری امضاء شده بودند، حالا یکی‌‌یکی برگشت می‌خورند.

اکرم احمدی

 هم بیکاریم، هم باید اجاره بدهیم

سمیه آرایشگری است که آبان‌ماه سال ۹۸ با قرض و وام یک سالن آرایشگاه افتتاح می‌کند: «آن زمان هنوز خبری از کرونا نبود. با ذوق و شوق بالاخره بعد از چند سال صندلی داشتن و کار کردن در آرایشگاه‌های مردم، بالاخره خودم برای خودم یک سالن زیبایی باز کردم. بعد از گذشتن از هفت‌خوان جواز و کارهای اتحادیه با امید زیاد سالن را افتتاح کردیم. اما فقط دو سه ماه توانستیم کار کنیم. در حالی که هنوز کلی چک و وام داشتم و به بازار شب عید امید داشتم، دستور وزارت بهداشت این بود که باید آرایشگاه را تعطیل کنیم. وقتی خبر را شنیدم انگار یک سطل آب جوش روی سرم ریختند. کلی چک داشتم. وسیله‌ها و مواد و رنگ و بیشتر لوازم آرایشی را قسطی و با چک خریده بودم. بازار کار ما آرایشگرها شب عید است، اما این بازار را از دست دادم و کلی چک هم روی دست‌ام ماند.» البته سمیه فقط با مشکل چک‌های برگشتی و قسط وام دست‌‌‌‌و‌‌‌پنجه نرم نکرد، داستان اجاره سنگین باعث شد سالن زیبایی‌اش را از دست بدهد: «با اینکه دستور دولت این بود که مالکان با مستأجرها کنار بیایند و نباید مستأجری در این روزها تخلیه کند، اما صاحب ملک من اصلاً گوش‌اش به این حرف‌ها بدهکار نبود. اجاره ماهیانه آرایشگاه من برای یک واحد ۸۰ متری حدود ۹ میلیون تومان بود. ماه‌های اول مشکلی نبود، اجاره را پرداختم اما وقتی آرایشگاه تعطیل است و کار نمی‌کنم از کجا باید ماهی ۹ میلیون تومان اجاره بدهم. بعد از دو سه ماه صاحب ملک گفت باید تخلیه کنی. من هم که دنبال دردسر نبودم همه وسایل را به انبار خانه مادرم بردم و عملاً همه سرمایه‌ام را از دست دادم.»

فعالیت زیرزمینی آرایشگاه‌های زنانه
اما ماجرای تعطیلی آرایشگاه‌ها فقط به ضرر و زیان تعداد زیادی از آنها ختم نمی‌شود. بعضی از آرایشگرها هم به همان دلایلی که زهرا و سمیه داشتند، به گفته خودشان مجبور بودند فعالیت‌های یواشکی و زیرزمینی داشته باشند. یکی از این آرایشگرها می‌گوید: «بعد از تعطیلی تالارهای عروسی و کنسل شدن رزروها و تعطیلی آرایشگاه‌ها خیلی از ما منبع در‌آمدمان را از دست دادیم، اما بعضی از عروسی‌ها و نامزدی‌ها که در خانه یا باغ‌های شخصی و دور از چشم برگزار می‌شد، به آرایشگر نیاز داشتند. مراسم‌های تولد و سالگرد ازدواج هم بود. برای همین خیلی نا‌محسوس کار می‌کردیم. مثلاً سالن فقط به خود عروس خدمات می‌داد. هیچ سر و صدایی هم نباید می‌شد. از ماشین عروس هم می‌خواستیم مثلاً خیابان پایین آرایشگاه پارک کند. در قرار و مدارمان هم می‌گفتیم نباید فیلمبردار و همراه داشته باشید و باید عروس بدون سر و صدا از آرایشگاه برود. 
می‌دانم کار خلاف قانون کرده‌ایم اما چاره نداشتیم! من کلی وسیله و رنگ و کرم و...خریده بودم. پول این‌ها را باید تسویه می‌کردم. خرج اجاره و پول آب و برق و گاز و شارژ ساختمان هم بود. هیچ حمایتی از ما نشد. من هم مجبور بودم یواشکی خرج‌ام را در‌بیاورم. اما خدا شاهد است همه پروتکل‌های بهداشتی را رعایت می‌کردم.»
 
 درهایی که بسته شد
زهرا ۳۸ ساله و سرپرست خانواده است. او دو فرزند پسر ۸ و ۱۱ ساله دارد. دو سال پیش یک مغازه کوچک در یکی از شهرستان‌های کرج اجاره کرد و به قول خودش نان‌اش را بدون منت در‌‌می‌آورد، اما ویروس کرونا او را هم بیکار و هم بی‌پول کرد: «چهار سال پیش همسرم به دلیل سکته قلبی فوت کرد. بار بچه‌ها و البته مادر شوهرم به دوش من بود. شغل شوهرم آزاد بود و حقوقی برای ما نماند تا کمی‌ خیال‌ام راحت باشد. در جوانی دیپلم آرایشگری گرفته بودم. بعد از فوت شوهرم یکی دو سالی با پس‌اندازی که داشتیم و فروش طلاهایم زندگی را گذراندیم، اما زندگی خرج دارد. مجبور شدم یک مغازه کوچک اجاره کنم. 
من راضی بودم. چون کارم خوب بود مشتری‌های محلی ثابت داشتم و خرج‌ام را در‌‌می‌آوردم و زندگی ام‌گذشت، اما این ویروس کرونا همان دلخوشی کوچک و منبع درآمد من و بچه‌هایم را از ما گرفت.» زهرا یکی دو ماه بعد از اعمال محدودیت‌ها و تعطیلی مغازه کوچک‌اش هم اجاره را پرداخت کرد، اما دیگر نتوانست از پس هزینه‌ها و اجاره‌ها بر‌‌‌بیاید و مغازه‌اش را از دست داد. «منبع درآمدم را از دست دادم. خیلی مغازه کوچک‌ام را دوست داشتم. اما صاحب مغازه با من کنار نیامد. با اینکه مغازه تعطیل بود می‌گفت باید اجاره‌ات را بدهی. چه کاری از دست‌ام بر‌‌‌می‌آمد نمی‌توانستم از گلوی بچه‌هایم بزنم و اجاره مغازه بسته را بدهم. هیچ‌‌‌وقت روزی که مغازه را تحویل دادم فراموش نمی‌کنم، وقتی کلیدش را به صاحب ملک می‌دادم انگار همه درهای دنیا به روی‌ام بسته شد. خیلی بد است که مغازه‌ای را که روزی با هزار امید باز کرده بودی از دست بدهی.» زهرا در روزهای بیکاری در خانه‌اش کار می‌کرد. او می‌گوید: «وقتی تصمیم گرفته شد که آرایشگاه‌ها را تعطیل شود، آیا به این فکر شد که من و امثال من چطور خرج‌مان را در‌بیاوریم؟ من دو پسر بچه دانش‌آموز دارم. مجبور بودم در این زمان در خانه کار کنم. همه توصیه‌های بهداشتی را هم رعایت کردم. هر روز یا یک روز در میان یک مشتری رنگ و مش یا کوتاهی و اصلاح داشتم. باز خدا را شکر که مشتری‌هایم کارم را قبول دارند و مرا رها نکردند وگرنه این چند ماه چگونه خرج‌ام را در‌می‌آوردم؟»

به امید بازار شب عید و روزهای قبل از ماه رمضان کلی خرید کرده بودم و چک کشیدم، اما وقتی دستور دادند که آرایشگاه‌ها را ببندید کلی چک برگشتی روی دستم ماند

فعالیت زیرزمینی آرایشگاه‌های زنانه
اما ماجرای تعطیلی آرایشگاه‌ها فقط به ضرر و زیان تعداد زیادی از آنها ختم نمی‌شود. بعضی از آرایشگرها هم به همان دلایلی که زهرا و سمیه داشتند، به گفته خودشان مجبور بودند فعالیت‌های یواشکی و زیرزمینی داشته باشند. یکی از این آرایشگرها می‌گوید: «بعد از تعطیلی تالارهای عروسی و کنسل شدن رزروها و تعطیلی آرایشگاه‌ها خیلی از ما منبع در‌آمدمان را از دست دادیم، اما بعضی از عروسی‌ها و نامزدی‌ها که در خانه یا باغ‌های شخصی و دور از چشم برگزار می‌شد، به آرایشگر نیاز داشتند. مراسم‌های تولد و سالگرد ازدواج هم بود. برای همین خیلی نا‌محسوس کار می‌کردیم. مثلاً سالن فقط به خود عروس خدمات می‌داد. هیچ سر و صدایی هم نباید می‌شد. از ماشین عروس هم می‌خواستیم مثلاً خیابان پایین آرایشگاه پارک کند. در قرار و مدارمان هم می‌گفتیم نباید فیلمبردار و همراه داشته باشید و باید عروس بدون سر و صدا از آرایشگاه برود. 
می‌دانم کار خلاف قانون کرده‌ایم اما چاره نداشتیم! من کلی وسیله و رنگ و کرم و...خریده بودم. پول این‌ها را باید تسویه می‌کردم. خرج اجاره و پول آب و برق و گاز و شارژ ساختمان هم بود. هیچ حمایتی از ما نشد. من هم مجبور بودم یواشکی خرج‌ام را در‌بیاورم. اما خدا شاهد است همه پروتکل‌های بهداشتی را رعایت می‌کردم.»
 
آرایشگر کیفی!
 سمیرا صاحب یکی از سالن‌های زیبایی و بنام تهران است که از چند ماه قبل برای آرایش عروس در این آرایشگاه باید وقت بگیرند. او هم می‌گوید در این ایام فعالیت‌های‌اش را ادامه داده است، اما در سالن را باز نکرده. 
سمیرا می‌گوید: «بعد از تعطیلی و محدودیت‌های کرونایی به آرایشگر کیفی معروف شدم. چند سالی است که در زمینه آرایش عروس کارم شناخته شده و خدا‌‌را شکر مشتریان زیادی هم داشتم، اما بعد از این کرونای لعنتی کسب‌وکار ما کساد شد و مجبور شدم چند نفر از کار کنان سالن را تعدیل کنم. دو سه ماه اول اصلاً کار نکردم، اما مشتریان‌ام خیلی اصرار داشتند، چون باز کردن سالن غیر‌قانونی بود و از پلمپ شدن و تبعات بعد از آن خیلی می‌ترسیدم به مشتریان‌ام گفتم کار آرایش عروس را در خانه خودتان انجام می‌دهم. یک کیف مخصوص داشتم و با خودم می‌بردم و کارم را انجام
می‌دهم. من در ماه ۵۰ میلیون تومان اجاره سالن می‌دهم. مجبورم کار کنم تا بتوانم سالن‌ام را حفظ کنم. کار آرایشگری خیلی سخت است. یکی دو سال اول باید خاک بخوری تا کارت شناخته شود. من تازه داشتم شناخته می‌شدم که این اتفاق افتاد. چاره‌ای نداشتم باید سالن‌ام را حفظ می‌کردم.»
 
تسهیلات کرونا و گره‌ای که باز نشد
مریم یکی از آرایشگرهایی است که بعد از تعطیل شدن آرایشگاه‌ها ضرر و زیان زیادی متحمل شد: «به امید بازار شب عید و روزهای قبل از ماه رمضان کلی خرید کرده بودم و چک کشیدم، اما وقتی دستور دادند که آرایشگاه‌ها را ببندید کلی چک برگشتی روی دستم ماند. هر پنج روز باید ۷ میلیون چک پاس می‌کردم اما نشد. برای همین همان وسایل را با قیمت ارزان‌تر توی سایت‌های فروش وسایل دست دوم گذاشتم و فروختم. البته فایده‌ای هم نداشت. مبلغ و تعداد چک‌ها خیلی بیشتر بود. 
برای همین دنبال وام رفتم. شنید بودم دولت برای مشاغلی که از کرونا آسیب‌ دیده‌اند یک وام اختصاصی در نظر گرفته. وقتی به بانک مراجعه کردم گفتند این وام فقط برای مشاغلی است که بیمه دارند اما من بیمه نداشتم.» البته بعد از چند روز و اعتراض صاحبان مشاغلی که بیمه نداشتند، دولت اعلام کرد به شاغلان بدون بیمه هم وام پرداخت می‌شود برای افراد متأثر از کرونا، هر شاغل ۱۲ میلیون تومان و برای افرادی که به دستور دولت تعطیل شده بودند این مبلغ برای هر شاغل ۱۶ میلیون تومان بود. مریم در نهایت توانست ۱۲ میلیون تومان وام بگیرد. او می‌گوید: «فکرش را بکنید من در ماه ۵ میلیون تومان اجاره می‌دادم. در ماه ۷ تا ۱۴ میلیون تومان باید چک پاس می‌کردم و کلی هم جنس قسطی خریده بودم، آخر
 این ۱۲ میلیون تومان به کدام مشکل من جواب می‌داد؟ الان که دارم با شما صحبت می‌کنم پرایدی را که با هزار زحمت خریده بودم زیر قیمت فروختم و چک‌هایم را پاس کردم. اجاره سالن را هم با هزار بدبختی داده‌ام و امیدوارم حالا که آرایشگاه‌ها باز شده دوباره بتوانم ضررم را جبران کنم؛ هرچند حداقل باید دو سال کار کنم تا ضرر و زیان این چند ماه جبران شود.»

 

ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه