چه موقع تصدی‌گری صندوق‌ها بد است؟

گفتار یک

چه موقع تصدی‌گری صندوق‌ها بد است؟

مهندس سید علی آذربادگان - مشاور امور سرمایه‌گذاری صندوق بازنشستگی کشوری و مدیرعامل اسبق شستا

در جامعه ما بعضا تردیدهایی بر سر یک‌سری مفاهیم بدیهی وجود دارد مانند چرایی سرمایه‌گذاری بر روی ذخایر بازنشستگی و یا چرایی تمرکز ذخایر افراد در یک صندوق که پاسخ به آن‌ها بسیار ضروری است. ایجاد ذخایر برای بازنشستگی به معنای ذخیره‌سازی برای فاصله زمانی میان بازنشستگی تا پایان عمر و یا حتی استقلال مالی افراد تحت تکفل است. همین فاصله زمانی است که نیاز به ذخیره‌سازی را اثبات می‌کند. درواقع وقتی هدف این باشد که نیازهای مذکور در همان حد قبل از بازنشستگی پاسخ داده شوند، در آن صورت آرمانی‌ترین و مطلوب‌ترین هدف برای ذخیره‌سازی پیش روی ما قرار می‌گیرد. در بسیاری از صندوق‌های بازنشستگی در جهان این پوشش به 60 تا 70 درصد می‌رسد اما در ایران به دلایلی، این عدد به 92 درصد می‌رسد. البته باید توجه داشت در برخی از کشورها مانند آلمان و انگلستان صندوق‌هایی وجود دارند که معادل 100 درصد حقوق دوران اشتغال را به بازنشستگان خود پرداخت کرده‌اند. اولین الزام در همه اقتصادها در سرمایه‌گذاری بر روی ذخایر بازنشستگی، توجه به این هدف آرمانی است که کسب چنان بازدهی وجهه همت قرار گیرد که پرداخت متوسط دریافت‌های قبل از بازنشستگی را در فاصله متوسط سن بازنشستگی تا متوسط طول عمر مقدور سازد و حتی ارتقا دهد. در همه کشورها تشکیل صندوق‌های بازنشستگی و سرمایه‌گذاری روی ذخایر بازنشستگان ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. تفاوت کشورها در شکل دادن ذخایر و سرمایه‌گذاری بر روی آن‌هاست که متغیرهایی چند در آن دخیل‌اند و خودبه‌خود بحث بازده سرمایه‌گذاری‌ها را پیش می‌کشند. بازده سرمایه‌گذاری‌ها که محقق‌کننده هدف آرمانی است با متغیرهای شکل‌دهنده ذخایر و دریافت‌های دوران بازنشستگی ارتباط دارد. بر مبنای محاسبات ما، با فرض 30 سال پرداخت حق‌بیمه 21 درصد و دریافت حقوق بازنشستگی معادل حقوق دوره اشتغال و 35 سال دریافت بازنشستگی، محاسبات نشان می‌دهد که با نرخ بازده سرمایه‌گذاری یک درصد، می‌توان مستمری معادل حقوق دوره اشتغال را به مدت حدود 15 سال پرداخت کرد. یعنی با بازده یک درصد اگر درست سرمایه‌گذاری کنیم، قادریم 15 سال حقوق بازنشسته را معادل اشتغال به او پرداخت کنیم.  هر سرمایه‌گذار با وجود آنکه در پی کسب بیشترین بازده است، میزان بازده مورد انتظارش تابع متغیرهایی است مانند ریسک، نقدشوندگی و زمان‌های دریافت سود. به طور مثال هریک از ما خواهان سرمایه‌گذاری هستیم و از طرفی نیز مایل به ریسک نیستیم و بنا داریم در کوتاه‌ترین زمان ممکن به سود برسیم. بنابراین سپرده‌های بانکی را انتخاب می‌کنیم که بازدهی اندکی دارند. اما شرکت total ریسک‌های فراوانی مانند تحریم‌ها و اعمال مجازات‌های دولت آمریکا را به جان می‌خرد و در بازار نفت و گاز ایران سرمایه‌گذاری می‌کند و با وجود آنکه سه سال نقدشوندگی سرمایه نزدیک به صفر داشته، درنهایت به بازدهی 200 درصدی می‌رسد. بر اساس دو تحقیق میدانی که در ایران انجام شده، بازده سرمایه‌گذاری در افق‌های 15 تا 20 ساله در بازارهای اولیه بیشتر است. بنابراین ادعاهایی که در مورد سودآوری مسکن، خریدوفروش ارز و طلا مطرح می‌شود به‌هیچ‌وجه قابل‌مقایسه با بازار اولیه به‌ویژه برای بنگاه‌های صنعتی نیست. صندوق‌ها نیز مانند تمام سرمایه‌گذارها تابع تغییر انتظارات از این متغیرها هستند. در دوره‌های افزایش نسبت پرداخت‌های مستمری نسبت به دریافت حق‌بیمه، بدیهی است که نقدشوندگی سرمایه‌گذاری‌ها و زمان‌های دریافت سود مشخص و قطعی اهمیت بیشتری دارد. یکی از اشتباهات رایج این است که بسیاری از اساتید می‌گویند «ره چنان رو که رهروان رفتند» و توصیه می‌کنند بر روی اوراق قرضه سرمایه‌گذاری کنیم. تب سرمایه‌گذاری بر اوراق قرضه در حال حاضر در ایران به‌شدت بالاست و این دیدگاه حاکم شده که تصدی‌گری بد است. این افراد توجه ندارند که در صندوق‌های دنیا نسبت پرداخت مستمری به حق‌بیمه بسیار متفاوت با ایران است. مثلا صندوق روستاییان، کشاورزان و عشایر ایران در میزان پرداختی بسیار محدودیت دارد اما در مقابل میزان ورودی‌های آن بسیار بالاست. اگر کسی در این صندوق بگوید با این وضعیت اوراق قرضه بخریم، معلوم است که با علم سرمایه‌گذاری بیگانه است. دیدگاه غالب در صندوق‌های بازنشستگی همین است. در اینجا حتما نیاز است که صندوق تصدی‌گری کند. لازم است تاکید شود که تصدی‌گری فقط در دوره معینی از چرخه عمر صندوق‌ها و شرایط معینی از جریان نقدی آن‌ها مذموم است وگرنه در دوره‌های دیگر از چرخه عمر و جریان نقدی آن‌ها، بهترین روش برای کسب بیشترین بازده است.   مسئله دیگر ماهیت سرمایه‌گذاری زمانمند بودن آن است. سرمایه‌گذاری «خم رنگرزی» نیست که امروز سرمایه را بی‌توجه به نقدشوندگی و زمان‌های دریافت سود به صورت خلق‌الساعه و لحظه‌ای به سرمایه‌گذاری با نقدشوندگی بالا تبدیل کند. ریشه و زمینه این وضعیت به بی‌توجهی به سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت در صندوق‌ها و شرکت‌های آن‌ها و تغییرات مدیریتی (ریسک‌های غیرسیستماتیک) برمی‌گردد. این مسئله نیز در صندوق‌های ما چندان مورد توجه قرار نگرفته که نمونه اعلای آن بی‌ثباتی در شرکت‌های سرمایه‌گذاری است که اساسا افق‌های بلندمدت را منتفی می‌کنند. در سال 82 رئیس اتحادیه بین‌المللی تامین‌اجتماعی (ایسا) طی یک سخنرانی در تهران اعلام کرد که صندوق‌های بازنشستگی ایران در سال 2050 وضع بحرانی خواهند داشت. نسبت بازنشستگان به کل جمعیت کشورها در آن سال حدود 21 درصد خواهد بود، اما این آمار برای ایران 23 درصد پیش‌بینی شده است. در سال 82 نسبت یادشده برای جهان 15 درصد بود و برای ایران 5/6 درصد. این مقام مسئول جهانی در آن سخنرانی خطاب به تصمیم‌گیرندگان و سیاست‌گذاران ایرانی خواست در بازه 40ساله آینده با برنامه‌ریزی مدون زمینه‌های خروج از بحران را فراهم سازند، آیا چنین انتظاری برآورده خواهد شد؟
 
 
ارسال دیدگاه