شکننده در برابر سال خورده شدن

شکننده در برابر سال خورده شدن

در اکثر کشورهای جهان، جمعیت گروه‌های سنی بالای 65سال، در حال افزایش است. میزان موالید در اکثر کشورها، به‌ویژه در کشورهای توسعه‌یافته، در حال کاهش است و شاخص «امید به زندگی»، هیچ‌گاه به‌خوبی امروز نبوده است. این بدین معناست که نسبت افراد غیرشاغل نسبت به افرادی که امکان و تواناییِ فعالیت اقتصادی دارند، در حال افزایش است. در سال1980، در میان کشورهای عضو «سازمان همکاری اقتصادی و توسعه» (OECD) از هر 100نفری که در سنین فعالیت اقتصادی قرار داشتند، تنها 20نفر بالای 65سال داشتند، اما در سال2015، این آمار به 28نفر بالای 65سال در هر 100نفر رسیده است. برآوردها نشان می‌دهد، در سال2050، در برابر هر 100نفری که در سنین فعالیت اقتصادی قرار دارند، 53نفر بالای 65سال خواهند داشت. بنابراین بررسی آمارها و روندهای جمعیتی در اکثر کشورهای جهان، ضرورت تجدیدنظر و بازنگری هرچه سریع‌تر در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی و رفاهی را یادآوری می‌کند. جمعیت جهان در حال «پیرشدن» است، سالمندان نیازمند مراقبت طولانی‌مدت، برخورداری از بیمه‌های سلامت، حفظ ارتباطات اجتماعی و از همه مهم‌تر، حقِ برخورداری از مزایای مختلف تامین‌اجتماعی، به‌ویژه حقوق‌ بازنشستگی هستند، اما آیا واقعاً تمامی کشورها، آمادگی لازم برای ارائه‌ خدمات رفاهی و اجتماعی موردنیاز سالمندان را دارند؟ آیا شکاف موجود میان پس‌اندازهای امروز ما و هزینه‌های سنین سالمندی، کم خواهد شد؟ اصلی‌ترین چالش‌های سیستم بازنشستگی در مواجهه با «پیرشدن» جمعیت چیست؟

محدودیت در دسترسی به مزایای بازنشستگی
در کشورهای در حال توسعه و حتی کشورهای توسعه‌یافته، بسیاری از کارگران در دستیابی به مزایای بازنشستگی مشکل دارند. کارگران خوداشتغال و کارگرانِ بخش‌های غیررسمی اقتصاد، کمترین شانس را برای دسترسی به مزایای بازنشستگی و پس‌انداز‌کردن برای آینده خود دارند. همچنین کارگرانی که در شرکت‌های خصوصیِ کوچک کار می‌کنند، به‌واسطه‌ قوانین خاص حاکم بر این شرکت‌ها، بار اصلی را در پرداخت حق‌بیمه‌ بازنشستگی خود بر دوش می‌کشند.
 
مزایای ناکافی بازنشستگی
برای برخورداری از درآمدی معقول و منطقی در دوره‌ بازنشستگی، باید 10 تا 15 درصد از درآمد سالانه‌ افراد به این امر اختصاص داده شود، اما در اکثر کشورهای جهان، معمولاً نیروهای کار برای پرداخت سهم خود جهت برخورداری از مزایای بازنشستگی، رقم بسیار کمتری را پرداخت می‌کنند. این بدان معناست که افراد در دوره بازنشستگی، مزایای کافی دریافت نخواهند کرد.
 
بالابودن سهم مسئولیت‌های فردی
در اکثر نظام‌های بازنشستگی، سهم مسئولیت‌های فردی در مدیریت حساب‌های خود، پیگیری امور اجرایی، آگاهی از قوانینِ در حال تغییر، سنّ بازنشستگی و... بسیار بالاست. حجم بالای اطلاعات و قوانینِ موجود باعث می‌شود، مستمری‌بگیران اطلاع دقیقی از آن‌ها نداشته باشند و در بعضی از مواقع، نتوانند تصمیم درستی اتخاذ کنند. به‌ویژه بسیاری از افراد، سواد مالی لازم برای تصمیم‌گیری‌های این چنینی ندارند. به این ترتیب، گروه‌های آسیب‌پذیر، مانند افراد کم‌درآمد، جوانان و زنان، که امکان استخدام مشاوران بیمه‌ای و مالی را ندارند، بیشترین آسیب را خواهند دید.
 
کسری بودجه در صندوق‌های بازنشستگی
افزایش تعداد سالمندان و افزایش میزان نیروی کار در بخش‌های غیررسمی اقتصاد، باعث‌شده، خطر کسری بودجه، بسیاری از صندوق‌های بازنشستگی را تهدید کند، تا‌ جایی که برآورد می‌شود در سال2050، کسری بودجه در صندوق‌های بازنشستگی هشت کشور جهان که دارای رشد اقتصادی بالایی هستند و جمعیت سالمند قابل‌توجهی نیز دارند، تا 400تریلیون دلار برسد. با وجود تمامی این چالش‌ها، شکی نیست که برخورداری از مزایای بازنشستگی، یکی از اساسی‌ترین حقوق افراد و راهی برای کاهش فقر و نابرابری در جوامع است. در حال حاضر، 48درصد از جمعیت جهان از این حق اساسی محروم هستند و با توجه به روندهای مذکور، ممکن است بر میزان افراد محروم از این مزایا افزوده شود، اما برای افزایش افراد تحت‌پوشش خدمات بازنشستگی، چه کارهایی می‌توان انجام داد؟
 
ایجاد «تور حمایتی» توسط دولت‌ها
ایجاد «تورهای حمایتی» برای تمامی شهروندان، به‌ویژه آن‌هایی که امکان برخورداری از مزایای بازنشستگی را ندارند، حداقلی‌‌ترین وظیفه دولت‌هاست. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، کارگران بخش‌های غیررسمی اقتصاد، افراد خوداشتغال و کارگرانی که آگاهی کافی از مسائل مالی ندارند، از نظام‌های رسمی بازنشستگی حذف شده‌اند و به همین دلیل، این وظیفه‌ دولت‌های آن‌هاست که به افراد نیازمند، مزایایی حداقلی ارائه کنند.
 
فراهم‌آوردن دسترسی آسان به مزایای بازنشستگی برای تمامی اقشار جامعه
ارائه‌ اطلاعات مالی قابل‌فهم برای تمامی اقشار جامعه و ارائه‌ مشاوره‌های بیمه‌ای و مالی رایگان توسط دولت‌ها، می‌تواند به افراد جامعه کمک کند تا بهترین تصمیم‌های ممکن را برای آینده خود اتخاذ کنند. استفاده از امکاناتی که تکنولوژی‌های جدیدی مانند گوشی‌های هوشمند در اختیار می‌گذارند نیز می‌تواند استفاده‌ آسان‌تر از این خدمات را میسر کند. همچنین آموزش از طریق مدارس می‌تواند سواد مالی افراد جامعه را بالا ببرد. درواقع، هدف اصلی از این اقدامات آن است که بار اصلی مسئولیت را از دوش خود اشخاص بر دارد و مسئولیت دولت‌ها را برعهده‌ خود آن‌ها بگذارد.
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه