عاشق مارمولکها بودم
از کودکی به خزندگان علاقهای عجیب و باورنکردنی داشت. مادرش همیشه او را شماتت میکرد و میگفت: «دست از سر این موجودات چندش بردار». اما او کوتاه نمیآمد. عاشق مارمولکها بود و نمیگذاشت کسی آنها را بکشد: «آنقدر مارها و مارمولکها را دوست داشتم که اگر میفهمیدم، میخواهند آنها را بکشند، یک جایی مخفیشان میکردم.» علاقه شدید او به خزندگان، راه زندگیاش را تعیین کرد: «من در دانشگاه زیستشناسی خواندم و در مورد خزندگان پژوهشهای بسیار کردم. این پژوهشها باعث شد متوجه شوم این موجودات بسیار تمیز و بدون باکتری هستند بهخصوص گونههای ایرانی که آفتاب میگیرند و بیماری مشترک آنها با انسانها صفر است و ما به این موجودات زیبا جفای زیادی میکنیم بهطوری که بسیاری از گونههای خاص مارمولکهای ایرانی منقرض شدند.» نیکوروش بهدنبال راهی بود تا بتواند گونههای مختلف خزندگان بهخصوص کروکودیلها را پرورش دهد تا بتواند از آنها مواد دارویی و صنعتی تولید کند: «یکی از اهداف من همیشه این بوده که کروکودیلها را پرورش دهم. آخرین آزمایشها نشان میدهد گوشت و پوست و استخوان این موجودات برای درمان بسیاری از دردها موثر است. حتی اخیرا آزمایشی انجامشده که نشان میدهد برای درمان ایدز و شیمیدرمانی هم میتوان از این حیوانات استفاده کرد.»
یزد، مهد خزندگان
«یزد، بهترین شهر برای پرورش خزندگان است و از قدیمالایام انواع مارها و مارمولکها در آن رشد و در اکثر خانهها بودند. مردم در گذشته کاریبهکار این موجودات نداشتند، اما متاسفانه با شهریشدن زندگی، خیلی زود آنها را بیرون کردند و کشتند. در حالی که هر جایی مار باشد نشانه سلامتی است.»
او خیلی زود تصمیم میگیرد کروکودیل پرورش بدهد: «اولین تلاشم برای پرورش کروکودیل در حوض خانه پدریام در یزد بود که با شکست مواجه شد، چون باورهای غلطی وجود دارد، مبنی بر اینکه این حیوانات آلوده هستند. به هر حال این کارم با مخالفهای خانوادهام روبهرو شد و ابتر ماند، اما ناامید نشدم.» نیکوروش در حالی که آب روی آفتابپرستها میریزد تا پوستاندازی کنند، یاد روزهای اول کارش میافتد: «این تازه اول راه من بود، خیلی تلاش کردم که خودم را بتوانم با واقعیتهای تلخ جامعه تطبیق بدهم و بالاخره برای اینکه بتوانم در این زمینه فعالیت کنم، از کارهای کوچک برای اطلاعرسانی به اطرافیانم شروع کردم و خیلی زود دیدم تبدیل شدم به یک فعال محیطزیستی که تنها هدفم حمایت از طبیعت است.»
راهاندازی نمایشگاه خزندگان
او سالها برای پاکسازی طبیعت از زباله و حمایت از حیوانات تلاش کرد، اما رویاهایش را همچنان با خودش داشت. آرزوی اینکه بتواند یکی از بزرگترین پرورش خزندگان خاورمیانه را در یزد راهاندازی کند. سرانجام دو سال پیش، او توانست یکسری از خزندگان تکثیری از آلمان، اندونزی و کشورهای دیگر را وارد ایران بکند. او میخواست با نشاندادن این حیوانات به مردم بیاموزد که آنها اصلا ترس ندارند: «تنها موجودی که باید از آن ترسید انسان است. این موجود دوپاست که حیوانات را میکشد و چرخه طبیعت را بههم میزند. در حالی که اگر کشاورزان و مردم ما آموزش میدیدند که حیوانات بهخصوص خزندگان ترس ندارند هیچوقت آنها را نمیکشتند.» نیکوروش بر این باور است که: «وقتی ما مارها یا مارمولکها را میکشیم. مهمترین موجوداتی که آفتهای کشاورزی را از بین میبرند، میکشیم. به همین خاطر باید برای از بین بردن آفتها از سموم کشاورزی استفاده کنیم. از آنجایی که آفتها بهتدریج به سموم مقاوم میشوند، بنابراین ما باید از سموم قویتری استفاده کنیم و این روند آنقدر ادامه دارد تا جایی که این سمها انواع سرطانها را تولید میکنند. درواقع ما با کشتن خزندگان، خودمان را میکشیم.»
کارآفرینی با کمک به طبیعت
نمایشگاه فاطمه نیکوروش خیلی زود درمیان علاقهمندان شناخته شد. مردم میخواستند بدانند واقعا میشود خزندگان را دوست داشت. او تمام تلاش خود را میکرد تا با توضیحاتش ترس مردم بریزد و از آنها میخواست تا به زیبایی این موجودات احترام بگذارند. او با گروههای تئاتری هم همراه شد تا بتواند در نمایشگاه نقش خزندگان را بازی کند و به بچهها نشان دهد، میتوان خزندگان را دوست داشت. ایدهها و ابتکارات او نهتنها در راستای حفظ طبیعت است، بلکه باعث اشتغالزایی هم شده و اگر رویاهای او محقق شود، میتواند برای طیف وسیعی از مردم کارآفرینی کند:«در همین دو سال، توانستم برای خیلی از مردم کارآفرینی کنم، اما این تنها هدف من نیست. من بهدنبال این هستم که بزرگترین مجموعه خزندهشناسی را در ایران راهاندازی کنم.» او میگوید: «یکی از بزرگترین آرزوهای من این است مرکز بزرگی با تجهیزات کامل دایر کنم تا دانشجوها در آن مشغول بهکار شوند. ما باید گونههایمان را از خطر انقراض نجات دهیم. من میخواهم جایگاه بزرگی برای پرورش کروکودیل راهاندازی کنم تا در آن بتوانیم این گونه خاص را تکثیر کنیم. در آن صورت ما هم برای طیف بزرگی اشتغالزایی کردیم و هم توانستیم به طبیعتمان کمک کنیم.»