گزارش کتاب
ناپایان جنگ
هَرَس نسیم مرعشی نشر چشمه چاپ اول: 1396 قیمتِ چاپ بیستم: 23000تومان
مهرآذین بشیریراد
جنگ تمام نشده. ممکن است طبق تقویم بیش از سی سال از پایان جنگ ایران و عراق گذشته باشد، اما هنوز که هنوز است، حضور جنگ در زندگی مردمان جنوب پررنگ است و نسیم مرعشی در کتاب اخیر خود با نام «هرس» این حالوهوا را با نثری روان و بیطرفانه به تصویر کشیده. داستان با سفر پدر و پسری به «دارالطلعه» آغاز میشود، روستایی که هیچ مردی در آن نیست و به جز «نوال» هیچ زنی در آن روستا بچه زنده ندارد، شاید به همین دلیل است که دستهای او نخلستان مرده را زنده کرده و سرسبزی را به «دارالطلعه» بازآورده. نوال که دو دخترش از جنگ، جان سالم بهدر بردهاند، هیچ مردی را در شهر نمیبیند: «نوال بچههای قدونیم قد مردم را نگاه کرد. بچهها همه دختر بودند غیر از پسر او. مثل تمام بچههای شهر که دختر بودند. مثل تمام آدمها که زن بودند...» چنین ویژگی شخصیتی ما را ناخودآگاه یاد «بادبادک بازِ» خالد حسینی میاندازد: «جنگ در افغانستان، پدرها را به چیزی کمیاب تبدیل کرده است.» و این نشانهای است از زبان مشترک جنگ در تمام نقاط دنیا. «هرس» رمان تلخ و گزندهای است که به جنگ از زاویه دید یک خانواده نگاه کرده، اینکه جنگ چه چیزی بر سر بازماندهها میآورد، آنها که بهظاهر سالم ماندهاند و آنها که بعد از جنگ متولد شدهاند: «امیدت بر ئی زندگی زیاده رسول. ما نفرین شدهایم. یه چیزاییه آدم نباید ببینه. زن نباید ببینه بچههاش مُردن، خونهاش رمبیده، زمینش پکیده. اگه دید نباید بمونه. باید بمیره. زندگی ئی طور نبوده که بچهها برن مادرا بمونن. که مردا برن زمینا بمونن. ما آدم نیستیم رسول. بردنمون تهِته، سیاهی نشونمون دادن و آوردنمون زمین. ما از جهنم برگشتیم رسول. نگاهمون کن؛ ما مُردیم. خودمون، زمینمون، گاومیشامون؛ همه مُردیم. فقط راه میریم...» از نقاطقوت این رمان، همین لهجه جنوبی شخصیتهاست که به فضاسازی داستان کمک بسیاری کرده است، فضاسازی چنان قدرتمند که میتواند رمان را به «تجربه زیسته» خواننده اضافه کند. در نهایت باید به این اشاره کرد که این رمان 180صفحهای، بهصورت خطی روایت نشده، اما گمنکردن خطوط داستان توسط مخاطب، خبر از تسلط خوبِ نویسنده به داستان میدهد.




