وضعیت جهانی مقابله با پدیده «کار کودکان»
زهرا طاهری
مجمع عمومی سازمان ملل متحد، جامعه بینالملل را ملزم به برداشتن گامهایی در راستای مقابله با کار کودکان ساخته است. همچنین مطابق با اهداف توسعه پایدار، کشورها تا پایان سال2025، فرصت دارند با اتخاذ سیاستهای موردنیاز، به هر گونهای از بهکار گماشتن کودکان در مشاغل مختلف پایان دهند. در حال حاضر، حدود 152میلیون کودک کار (متشکل از 88 میلیون کودک پسر و 64میلیون کودک دختر) در جهان وجود دارد که 73میلیون نفر از آنها، در مشاغل خطرناک مشغول بهکار هستند. اگر بخواهیم تعداد کودکانی که در سراسر جهان، بهدلیل وجود معیارهای متفاوت، بهصورت قانونی مشغول بهکار هستند را نیز محاسبه کنیم، این رقم به 218میلیون کودک خواهد رسید. در سطح منطقهای، از هر 5کودک آفریقایی، 35کودک عرب، 25کودک در اروپا و مناطق مرکزی آسیا، 19کودک آمریکایی و 14کودک در آسیا و اقیانوسیه، یک کودک درگیر مشکل کار کودکان است. گزارشهای «سازمان بینالمللی کار» (ILO) حاکی از آن است که بهرغم پیشرفتهای صورتگرفته در جهت مقابله با کار کودکان، روند آن بسیار آهستهتر از قبل پیش میرود. بهطور مثال، در فاصله سالهای 2008 تا 2012، اقدامات جهانی صورتگرفته باعث کاهش 3درصدی کودکان کار شده است، اما در فاصله سالهای 2012 تا 2016، این رقم یک درصد گزارش شده است. چنین روندی، امیدها را برای از میان بردن کار کودکان تا سال 2025 کمرنگ کرده است. همچنین بررسیها تایید میکنند که در مناطقی از جهان که درگیر تنش، مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فجایع زیستمحیطی هستند، تعداد کودکان کار نیز افزایش پیدا میکند. برای نمونه، 9 کودک از هر 10کودک کار در جهان، در قارههای آفریقا، آسیا و اقیانوسیه زندگی میکنند. به بیان دقیقتر، پدیده «کودکان کار» در کشورهای کمدرآمد شایعتر است؛ اگر در کشورهای پردرآمد، یکدرصد از کودکان درگیر این پدیده هستند، این میزان در کشورهای کمدرآمد جهان به 19درصد میرسد. چنین آمارهایی تایید میکند که پدیده «کار کودکان» همچنان یک مسئله اجتماعی و جهانی است و مقابله با آن، نیازمند پیشبرد اصلاحات اقتصادی و اجتماعی بهصورت همزمان و مشارکت تمامی گروههای اجتماعی مانند دولت، کارگران، کارفرمایان، سازمانهای داخلی و بینالمللی و جامعه مدنی است. اما راهکارهای عملی و تجربهشده برای مقابله با پدیده «کودکان کار» چیست؟ یکی از ابزارهای پیشنهادی «سازمان بینالمللی کار» (ILO)برای مقابله با این پدیده، شناسایی مداوم مکانهایی است که احتمال دارد کودکان در آنها مشغول به کار باشند. البته اینگونه ابزارهای نظارتی که با هدف مقابله با آسیبها و مخاطرات احتمالی بهکار گرفته میشوند، ممکن است شرایط کار و زندگی کودکان کار را با مخاطره مواجه کنند، لذا این نظارتها -که شامل شناسایی کودکان کار، نظارت مداوم بر وضعیت آنها، بررسی امکان جلوگیری از اشتغال ایشان و حمایت اجتماعی از آنها میشوند- نباید بهشکلی اِعمال شوند که کودکان کار را به بخشهای غیررسمی و غیرقانونی و فاقد امکان نظارت در اقتصاد جوامع سوق دهند. علاوه بر ابزار شناسایی و نظارت بر وضعیت کار و زندگی کودکان کار، سیاستگذاریهای کشورها در راستای کاهش فقر نیز میتواند نتایج مثبت قابلتوجهی بر کاهش تعداد «کودکان کار» داشته باشد. برای نمونه، برقراری نظام تامیناجتماعی برای خانوادههای فقیر و حمایت از کودکان این خانوادهها برای برخورداری از آموزش و سلامت و غذای سالم، میتواند باعث شکستهشدن «چرخه فقر» شود و از کار کودکان جلوگیری کند. آمارها نشان میدهد، 32درصد از کودکان 5 تا 14ساله، از هر نوع آموزشی محروم ماندهاند. پیگیری دولتها برای آموزش اجباری کودکان، میتواند یکی از بهترین راهحلها برای نجات کودکان، از کار باشد. دست آخر اینکه یکی از مهمترین پیشنهادهای «سازمان بینالمللی کار»، تکمیل دادههای اطلاعاتی در مورد کودکان کار و وضعیت آنهاست، چراکه سیاستگذاریهای موثر در اینباره، نیازمند در نظر گرفتن مولفههای جنسیتی، سنی، قومیتی و... این کودکان است و ارائه نسخهای واحد برای حل مشکل تمامی کودکان کار ممکن نیست.




