منابع به سمت توانمندسازی خانوادهها هدایت شود
رضا جعفری؛ مدیرکل دفتر آسیبهای اجتماعی سازمان بهزیستی
سازمان بهزیستی از اساس به رویکرد و ابزار قهری و سلبی در اجرای طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان اعتقاد ندارد. موضوع دیگری که باید بر آن تاکید کرد، این است که تاکنون در فرایند اجرای طرح، هیچ کودکی از طریق وزارت کشور به اداره اتباع خارجی تحویل داده نشده است. به عبارت دیگر، اکثر کودکانی که در مراکز نگهداری «بعثت»، «یاسر» و «شهدای افسریه» ساماندهی شدهاند، کودکان افغانستانی هستند که امکان بازگشت آنها به کشورشان وجود ندارد و همان طور که کنوانسیونهای بینالمللی عودت کودکان زیر 18 سال به سرزمین مادریشان را ممنوع کرده، اداره اتباع خارجی نیز زیر بار ردمرز کودکان افغانستانی نرفته است. در حال حاضر با وجود تنگناهای اعتباری، حدود 15هزار کودک از حمایتهای سازمان بهزیستی بهرهمند شدهاند. نکته این است که از سال 78، سازمان بهزیستی یکی از مهمترین نهادهای حامی کودکان در کشور بوده است. تا این سال، طبق مصوبه شورای عالی اداری کشور در بحث ساماندهی متکدیان، کودکان کار و خیابان با متکدیان در یک محل مشترک نگهداری میشدند و بر همین اساس هم سازمان بهزیستی طرح تاسیس و راهاندازی مراکز نگهداری کودکان خیابانی را مطرح کرد. هدف این بود که کودکان کار و خیابان به تفکیک سن و جنس آنها با تولیگری سازمان بهزیستی ساماندهی شوند و این رویکرد تا به امروز که 31مرکز نگهداری کودکان کار و خیابان در کشور فعالاند، همچنان دنبال میشود. این طرح در شهر تهران، انتقادات بسیاری را در پی داشته است که باید در جای خود آسیبشناسی شود. بررسیهای سازمان بهزیستی نشان میدهد، حدود 4هزار کودک در سطح خیابانهای تهران بهکار مشغولاند که حدود 85درصد آنها غیرایرانیاند. لازم به یادآوری است، سازمان بهزیستی به هیچوجه میان کودکان ایرانی و غیرایرانی و بهرهمند ساختن آنها از حمایتهای اجتماعی تفاوتی قائل نیست و همان طور که در پیماننامه جهانی حقوق کودک و منشور حقوق بینالملل آمده، کودکان، فارغ از جنس و نژاد و ملیت، انسان هستند و نگاه یکسان به همه کودکان را سرلوحه کار خود قرار داده است. بررسیها حاکی از آن است که حدود 53درصد کودکان کار در کشور غیرایرانیاند که برآورد میشود تنها در شهر تهران بین 42 تا 45درصد این افراد فاقد اسناد هویتیاند که اکثر آنها از مبادی غیررسمی وارد کشور شدهاند. از سوی دیگر، سازمانهای حمایتی مانند بهزیستی و کمیته امداد با محدودیتهایی روبهرو هستند و امکان ثبت اطلاعات آنها را ندارند. چالش سازمان بهزیستی، فقدان آمار و اطلاعات ثبتی و هویتی کودکان است و بهناچار خدمات خود را بهصورت مستقیم به آنها عرضه میکند که متاسفانه چرخهای باطل را شکل دادهاند. برای نمونه، تنها 15 تا 20درصد از خانوادههای کودکان کار و خیابان، زیرپوشش سازمانهای حمایتی (سازمان بهزیستی و کمیته امداد) هستند و الباقی کسانیاند که طبق دستورالعملهای این دو سازمان، امکان بهرهمندی از حمایتها را ندارند. با اینکه سازمان بهزیستی با طرح «مراکز آموزشی و حمایتی کودک و خانواده»، این هدف را دنبال میکرد که با رویکرد نگاه کاهش آسیبها، از ساعات حضور کودکان در خیایان بهتدریج بکاهد و خانوادههای آنها توانمند شوند، باید قبول کرد توفیقی در این زمینه بهدست نیامده است. در طرح کنونی نیز زمانی که با کودکان صحبت کردیم متوجه شدیم تقریبا هیچکدام از آنها به میل و رضایت خود به کار در خیابان تن ندادهاند، بلکه ناچار به این کار شدهاند. مشخص است که منافع عظیمی پشت جریان کار کودک در خیابان پنهان است و باندهای قدرتمند در موضوع کودکان کار فعالاند. در عین حال در پدیده کودکان کار، شاهد شکلگیری باندهای اجاره کودک هم هستیم. یعنی کودکان از استانهای محروم اجاره و در سطح شهر تهران به کار گرفته میشوند که عمده هدف آن هم تامین منافع برای افراد و گروههای خاص است. با این اوصاف راههایی نیز پیش روی ما قرار دارد که یکی از آنها پیشگیری از حضور کودکان در خیابان است که میتوان با سیاستهایی نظیر شناسایی خانوارهای فقیر و در معرض آسیب و مخاطره، به اهدافمان دست یابیم. طبق برآوردها حدود 70درصد کودکان کار و خیابان در سکونتگاهای غیررسمی و حاشیهشهرها زندگی میکنند که اگر نحوه ورود و سیاستگذاریها نظاممند و حمایتی باشد، میتوان از گسترش این پدیده پیشگیری کرد. یعنی اگر منابع و اعتبارات به سمت توانمندسازی خانوارها هدایت شود، بهترین اتفاق ممکن رخ خواهد داد. از سوی دیگر، کاملا مشخص است که کودکان کار و خیابان و خانوادههای آنها گرفتار فقرهای مضاعف و چندگانه آموزشی، درآمدی، مسکن و... هستند. همه ما میدانیم که آسیبهای اجتماعی ناشی از کجکارکردی و کارکردهای نظامهای اجتماعی مختلف نظیر اقتصاد، فرهنگ، خانواده و... است. برای مثال، اگر نظام اقتصادی و سیاست نامطلوب منجر به تولید و بازتولید آسیب اجتماعی میشود، امروز در مقام پاسخ باید نقشی در مناسبات و رسیدگیها ایفا کند و این در آییننامه ساماندهی بهخوبی تشریح شده است. برای انواع نهادهای دیگر نظیر شهرداری، وزارت بهداشت، تامیناجتماعی و... نیز نقشهای مختلفی درنظر گرفته شده، اما متاسفانه بعد از نزدیک به14سال، هنوز بسیاری از نهادها به این حوزه ورود عملی نکردهاند و پای کار نیامدهاند. با اینکه امروز صحبت از بگیروببند کودکان کار میشود، واقعیت این است که برای آموزش کودک و خانواده هم اکثر نهادها در شهرهای مختلف کشور تنها شاهد و ناظر موضوع هستند و نه مشارکت و یاریرسان. تاسفبارتر آنکه برخی حتی ژستهای روشنفکری هم میگیرند، اما دریغ از یک نظر و سیاست آلترناتیو. میدانیم که حضور کودک در خیابان، مصداق بارز و عینی کودکآزاری است و نمیتوانیم دست روی دست بگذاریم که کودکان بیشتری وارد خیابانها شوند، بنابراین طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان نهتنها مقطعی نخواهد بود بلکه استمرار خواهد یافت. بهطور طبیعی طرح کنونی اشکالاتی داشته که سعی در رفع آنها داریم و معتقدیم موفقیت طرح در استمرار آن است. واقعیت این است که بسیاری از ادعاهایی که درباره طرح ساماندهی کودکان کار مطرح میشود، نادرستاند. ما به این نکته اذعان داریم که کودکی دوران در خور اهمیت و نوعی برساخته اجتماعی است و در سازمان بهزیستی هم بسیاری از طرحها و برنامهها با رویکرد حمایت اجتماعی اجرایی میشود. ما ادعا نداریم طرح کنونی ساماندهی کودکان کار بیعیبونقص است، بلکه معتقدیم باید نگاه واقعبینانه داشت. سازمان بهزیستی بهطور رسمی آمادگی دارد مدیریت سه مرکز نگهداری از کودکان کار و خیابان را به نهادهای غیردولتی فعال در حوزه کودکان واگذار کند و از آنسو هم اگر فعالان حوزه کودک، مدل و الگوی حمایتی بهتری برای ساماندهی این اقشار دارند، بهطور قطع سازمان بهزیستی استقبال خواهد کرد.




