یادداشت
نرخ مشارکت پایین زنان تهدید جدی و فرصتی طلایی
نرگس اکبرپور روشن؛ کارشناس اقتصادی
انسانها بهطور عام و نیروی کار بهطورخاص محور اصلی توسعه پایدار هستند. در شرایطی که نیروی کار در ادبیات اقتصادی همواره یکی از قدیمیترین و مهمترین عوامل رشد و توسعه اقتصادی بوده است، افزایش جمعیت در سنین کار، ظرفیت و فرصتی استثنایی برای رشد و توسعه کشورها محسوب میشود. در حالتی که پس از یک دوره انفجار موالید، بهواسطه سقوط ناهمزمان نرخهای مرگومیر و باروری، جمعیت گروه واقع در سن کار افزایش مییابد، طوری که نسبت حمایت (نسبت جمعیت در سن کار به جمعیت کودکان و سالمندان) افزایش مییابد، اصطلاحاً پنجره فرصت جمعیتی ایجاد میشود؛ دورانی طلایی برای ایجاد رشدهای چشمگیر.
تغییرات جمعیتی در ایران مدتی است که آن را در پنجره فرصت جمعیتی قرار داده است، اما مطالعات نشان میدهد، این ظرفیت بالقوه بهدلایل مختلف کاملا به منصهظهور نرسیده است. گرچه ظرفیتهای اقتصادی کشور و تکانههای ناشی از تحریمها دلایل مهمی برای عدمتوانایی کشور برای تبدیل این فرصت بالقوه به بالفعل بوده، اما نمیتوان نقش نرخ مشارکت پایین زنان و نبود فرصتهای اشتغال برای نیروی کار زنان را نادیده گرفت؛ زنان بهعنوان یکی از انواع سرمایههای انسانی، تقریباً نیمی از جمعیت در سنین کار را تشکیل میدهند. بدیهی است مشارکت بالای زنان بهعنوان نیروی کار، میتواند با افزایشدادن عرضه کار باعث افزایش رشد اقتصادی کشورها شود.
براساس نتایج طرح آمارگیری نیروی کار مرکز آمار ایران، در حالی که 8/56درصد از جمعیت 15ساله و بیشتر در سال 1395 غیرفعال بودهاند (8/33میلیون نفر)، 7/83درصد از زنان و 6/29درصد از مردان 15ساله و بیشتر، در این سال غیرفعال بودهاند. این امر حاکی از نرخ پایین مشارکت در کشور، بهخصوص در بین زنان است؛ نرخ مشارکت برای زنان و مردان 15ساله و بیشتر در این سال به ترتیب 3/16 و 4/70درصد و در مجموع 2/43درصد بوده است.
عوامل مختلفی بر نرخ مشارکت زنان در نیروی کار کشورها تأثیر دارند. این عوامل شامل سیاستهای دولت در جهت تقویت سطح آموزش و اشتغال زنان، فرصتهای اشتغال غیررسمی (که با افزایش توسعه اقتصادی کاهش مییابد)، تغییرات تکنولوژی و ساختاری، فقر، توزیع درآمد و هزینه خانوار، کارهای خانگی (شامل نگهداری بچه، آشپزی و غیره)، فرصتهای کسب درآمد در بازار کار، سطح تحصیلات، نرخ زادوولد، هنجارهای اجتماعی و طرز نگرش به کارهای دستی است. با این حال، حضور زنان در بازار کار، علاوه بر نرخ مشارکت که عرضۀ کار، آنها را شکل میدهد، به تقاضای کار هم بستگی دارد که خود تابعی از نرخ بیکاری، همچنین رویکرد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور برای اشتغال زنان است. بهدلیل وضعیت کلان اقتصادی و اعمال تحریمها در سالهای اخیر از یکسو و عرضه بالای نیروی کار (بهخصوص جوان) در بازار کار از سوی دیگر، نرخ بیکاری در کشور بالاست، بهطوری که این نرخ برای جمعیت 15سال و بیشتر در سال 1395رقمی برابر با 4/12درصد گزارش شده است (5/10درصد برای مردان و 7/20درصد برای زنان). این در حالی است که نرخ بیکاری جوانان بین 15 تا 24 سال بسیار بیشتر و حدود 2/29درصد بوده است (4/25 و 2/44 درصد به ترتیب برای مردان و زنان). نتیجه اینکه، نهتنها نرخ مشارکت زنان در کشور کم است (سهم بالایی از زنان در سن کار غیرفعال هستند)، احتمال یافتن شغل برای آن بخش از زنان که تمایل به اشتغال دارند و در جستوجوی کار هستند کمتر از مردان است. این شواهد گواهی این امر است که نتوانستهایم از پتانسیل جمعیت زنان در سن کار کشور برای رشد و توسعه اقتصادی بهرهمند شویم و بهبودهای متناسبی در رابطه با حضور زنان در بازار کار بهدست آوریم.
این وضعیت، گرچه یکی از مشکلات کنونی بازار کار کشور است، اما فرصتی استثنایی و خارقالعاده برای جهش در رشد و توسعه اقتصادی کشور نیز میتواند باشد. با توجه به افزایش سطح تحصیلات در بین زنان و بهبودهای چشمگیر در برابری جنسیتی آموزش، کاهش نرخ زادوولد (که باعث رهاشدن زنان از بخش مهمی از مسئولیتها و کاهش زمانی است که صرف فرزندآوری و فرزندپروری میکنند) همچنین جهتگیریهای سیاستی در کشور، پیشبینی میشود نرخ مشارکت زنان در سالهای آینده به مقدار قابلتوجهی افزایش یابد. بر پایه این ملاحظات، پیشبینیهای دفتر مدلسازی و مدیریت اطلاعات اقتصادی وزارت امور اقتصادی و دارایی نشان میدهد که نرخ مشارکت زنان در سال1415 به حدود 5/24درصد خواهد رسید. براساس گزارشهای صندوق بینالمللی پول و سازمان جهانی کار حتی فرض دوبرابرشدن نرخ مشارکت زنان تا 25سال آینده، دور از ذهن نیست. البته باید توجه داشت که حتی با وقوع این افزایش قابلتوجه نیز همچنان نرخ مشارکت زنان نسبت به نرخ مشارکت مردان بسیار پایینتر خواهد بود.
این زمینه و ظرفیت، خصوصاً با توسعه و رشدی که در سرمایه انسانی زنان بهوجود آمده است، میتواند نویدبخش رشد اقتصادی خیرهکنندهای باشد، اما پرسش اساسی این است که آیا در صورت تحقق این امر و افزایش نرخ مشارکت زنان، آماده بهرهبرداری از این فرصت هستیم؟ آیا ناتوانی محدود اقتصاد در ایجاد شغل همچنان ادامه خواهد یافت؟ که اگر این فرایند ادامه یابد، حتی افزایش نرخ مشارکت زنان هم به کمک رشد کشور نخواهد آمد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




