آرش خوشخو:
معجزه کاغذ همچنان باقی است
آرش خوشخو؛ سردبیر روزنامه «هفت صبح»
امروزه با اینکه در کشورهایی مانند آمریکا، ژاپن، انگلیس، فرانسه و... تیراژ روزنامهها پایین آمده، با این حال تیراژ کل مطبوعات دنیا همچنان بالاست که این مدیون دو کشور چین و هند است که بهدلیل تغییر فضای فرهنگیشان، روزبهروز بر شمارگان روزنامههایشان افزوده میشود، بنابراین آنچه به بحران تیراژ روزنامه از آن یاد میشود، هنوز جهانی نشده و شاید تَرکِشهای معضلات مطبوعات در کشورهای صنعتی غربی به مرور به این دو کشور هم برخورد کند، در حال حاضر نمیتوان صفت «بحرانی» را برای جهان مطبوعات بهکار برد. تصور میکنم باید از فشارهایی که فضای مجازی به مطبوعات وارد میکنند، استقبال کرد، چراکه این فشارها مطبوعات را وارد دوران جدیدی میکند و ما را ناگزیر از آزمودن شیوههای نو نظیر برندسازی و تخصصیشدن و... میکند. به نظر میرسد، معجزه کاغذ همچنان باقی میماند. شبیه به وضعیتی که کتابهای چاپی از سرگذراندند و بر انواع و اقسام ابزارهای دیجیتال و الکترونیک پیروز شدند، درباره روزنامه نیز چنین احتمالی قوی است. به عبارت دیگر تا زمانی که «خواندن» -به معنای نوعی مهارت- پابرجاست، کاغذ نیز جایگاه خود را حفظ خواهد کرد. روزنامهها اگر فرمول کتاب را در پیش بگیرند و بهجای اطلاعرسانی و خبررسانی به سمت تولید محتواهای تحلیلی و سرگرمیهای جدی حرکت کنند، جدال و رقابت با رسانهها و شبکههای مجازی را خواهند برد، بنابراین اگر صفحات خود را با مصاحبههای بلند، طنز اجتماعی، تحلیل و سرگرمی، که به سختی در شبکههای مجازی یافت میشود، بیارایند، با اقبال و اعتماد عمومی روبهرو خواهند شد. در پیش گرفتن چنین رویکردی نیازمند بهرهگیری از نیروهای زبده و حرفهای است. به جرئت باید ادعا کرد، حجم بزرگی از نیروهای مطبوعات ما ژورنالیستهای ماهر نیستند. بسیاری از شاغلان کنونی مطبوعات ما کسانی هستند که در حرفههای قبلی خود موفق نبودهاند و به عالم روزنامهنگاری وارد شدهاند و عدهای دیگر هم صرفا برای اینکه بیکار نباشند، راه مطبوعات را در پیش گرفتهاند. این ادعا را دارم که ژورنالیستهای حرفهای مطبوعات ما در خوشبینانهترین حالت 300 یا 400 نفرند. تاسفبرانگیز اینکه همین تعداد اندک روزنامهنگار حرفهای را مطبوعات غیرخصوصی جذب کردهاند و از این نظر فشار سنگینی به روزنامههای مستقل و صاحبسبک وارد شده است. اتفاق تعیینکننده دیگر در رسیدن مطبوعات ما به وضع کنونی را باید نزد سیاستگذار و متولی جستوجو کرد. وزارت ارشاد ما الان پُر است از آدمها و رویههایی که سیستم مجوزدهی، توزیع و امتیازدهی مطبوعات را از اساس تغییر دادهاند. افرادی که مصداق بارز قانوندانان قانونشکن هستند و بهطرز زیرکانهای قوانین وزارت ارشاد را به سود منافعدوستان و گروههای نزدیک به خودشان منحرف کردهاند. از سال93 وزارت ارشاد، نظامی پیریزی کرده که براساس آن، جراید امتیازبندی میشوند و توزیع یارانه هم بر همین اساس صورت میگیرد. در حال حاضر روزنامههایی در کشور منتشر میشوند که تنها هدف و کارکردشان، گرفتن یارانه از وزارت ارشاد است. در شرایط فعلی تنها راهحل این است که دولت سایه خود را از سر مطبوعات بردارد و تولیگری خود در این عرصه را واگذار کند. چنین اتفاقی اگر بیفتد، میتوان امیدوار بود که مطبوعات برنده رقابت با فضای مجازی خواهد شد. یعنی نبردی برابر و منصفانه درخواهد گرفت که روزنامهها میتوانند با زورِ بازوی خود ماجرا را فیصله دهند، چراکه شبکههای مجازی با تمام کامیابیهای موقتی که داشتهاند و شکستهایی که به روزنامهها تحمیل کردهاند، ضعفهایی اساسی در جذب مخاطب جدی و انتشار مطالب تحلیلی دارند. تصور میکنم اگر روزنامهها از حکمرانی دولتی خلاص شوند، در آن صورت حتی میتوان از فضای مجازی بهمثابه یک فرصت هم نگاه کرد. نکته کلیدی درباره فضای مجازی این است که نقش اطلاعرسانی و خبر را از روزنامهها گرفتهاند و این موضوع رسانههای چاپی را ملزم میکند که برای بازپسگیری سهم خود به تحلیل و داستان و سرگرمی روی بیاورند. در روزگاری نهچندان دور، روزنامهنگار کسی بود که همه چیز میدانست، اما امروز افراد مختلفی مردان یا زنان همهچیزدان هستند. در چنین شرایطی روزنامهها باید همان کاری را انجام دهند که کتابها انجام دادند. در سالهای 85-84 روزنامه «هممیهن» همین کار را انجام داد. آن زمان این احساس ایجاد شده بود که مخاطب بهتدریج از فضای اطلاعرسانی به فضای تحلیل و سرگرمی و داستان در حال تغییر ذائقه است. مطبوعات ما نیاز به چنین رویکردهای تازهای دارد. نکته دیگر که باید آن را توفیق فشار فضای مجازی دانست و در آینده هم بیشتر به کمک مطبوعات میآید، تبدیل روزنامهها به بنگاه است. بنگاهشدن، دورنمای همه روزنامهها و سردبیران و صاحبان آنهاست. اگر روزنامهها به بنگاه تبدیل شوند و تراز مالی آنها بدون سخاوتنویسی، مثبت شود، در آن صورت مشکلات فعلی نیز از پیش پای آنها برداشته میشود. مسئله این است که در شرایط فعلی چنین امکانی وجود ندارد. تا زمانی که مشکلات پشت جبهه مبارزه با فضای مجازی حل نشود، ما نمیتوانیم دقیق بگوییم چه زمانی برنده میدان نبرد خواهیم شد.




