به سمت برندهای مطبوعاتی برویم

علی میرزاخانی:

به سمت برندهای مطبوعاتی برویم

علی میرزاخانی؛ سردبیر روزنامه «دنیای اقتصاد»

به نظر می‌رسد، آنچه امروزه عامل کاهش اقبال مردم از مطبوعات شناخته می‌شود، بیش از آنکه معلول گسترش فضای مجازی باشد، از جای دیگری نشئت گرفته است. گرچه ما دوره‌هایی از رونق مطبوعات را در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی و دوران اصلاحات شاهد بوده‌ایم، باید ببینیم این رونق حرفه‌ای بوده‌ یا کمّی. این پرسش جدی، نیازمند بررسی، واکاوی و آسیب‌شناسی است که آیا رونق ایجاد شده مربوط به رونق حرفه‌ای برآمده از نگاه مستندمحور، واقع‌گرا و تحلیلی و مسئولیت اجتماعی روزنامه‌نگاران بوده یا مطبوعات به این دلیل که خط‌مقدم دعواهای سیاسی بودند، به رونق کمّی دست یافتند. باید سهم خودمان و متولیان را در تحلیل چرایی وضع امروزمان مشخص کنیم. مطبوعات و روزنامه‌نگاران از این جهت سهم دارند که به سمت برندینگ حرکت نکردند. در حقیقت وضع نامناسب امروز حاکم بر مطبوعات تا حدود زیادی معلول همین غفلت از برندسازی است. در دنیای کنونی رسانه‌های مختلف در حال تکثیر و توسعه هستند و هرکدام نیز حرف خودشان را می‌زنند، سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی اضافه شده‌اند و انحصار مطبوعات در استفاده از منابع، شکسته شده است. این واقعیتی است که نمی‌توان چشم‌ها را بر آن بست. اگر ما به سمت برندسازی مطبوعاتی حرکت کنیم، در آن صورت روزنامه‌نگاری حرفه‌ای نه‌تنها با تهدید روبه‌رو نیست، بلکه صاحب فرصتی می‌شود که باید از آن استفاده کرد. مردم مایل‌اند در عصر هجوم اطلاعاتی، نیازهای خود را از برندهای معتبر و دقیق تامین کنند. این یک فرصت است که اهالی رسانه‌ باید از آن استفاده کنند. 
بخشی از آنچه مانع برندسازی مطبوعات ما شده، غفلت از تربیت نیروی انسانی آموزش‌دیده و حرفه‌ای در دانشکده‌هاست و از آن‌سو نیز مطبوعات ما توانایی جذب نیروهای حرفه‌ای را ندارد. علاوه بر این، در مطبوعات ما، دستمزدها به‌شدت پایین است و از بعدی دیگر نیز برخی نشریات دولتی با عملکردی خلاف اصول فعالیت حرفه‌ای مطبوعاتی، عرصه را بر رسانه‌های مستقل و خصوصی تنگ کرده‌اند. نکته دیگر اینکه باید از آزادی اعطای مجوز انتشار مطبوعات دفاع کرد. در این حالت است که نه‌تنها سرمایه‌گذاری در مطبوعات ممکن می‌شود، بلکه رونق می‌گیرد.
 آزادی انتشار به تزریق سرمایه به مطبوعات منجر می‌شود که این موضوع بخش‌ اعظمی از مشکلات فعلی‌مان را حل می‌کند. به نظر می‌رسد باید ضوابط کنونی اعطای مجوز انتشار که عمدتا متکی به مناسبات رانتی است، لغو شود تا هر کسی که مایل به سرمایه‌گذاری در این عرصه است، وارد گود شود. متولی در چنین وضعیتی تنها می‌تواند ضوابط بهره‌برداری و انتشار را تعیین و بر فرایندها نظارت کند. این هشدار جدی است که راه توسعه مطبوعات از مسیری که وزارت ارشاد و ضوابط و مقررات آن مشخص کرده‌اند، نمی‌گذرد. 
 موضوع دیگر این است که مثل اغلب حوزه‌ها، زمانی که از راه‌حل‌ها حرف می‌زنیم، منظورمان بسته‌ای از راه‌حل‌هاست و نه انتخاب گزینشی یک یا چند راه‌حل. یعنی تمام اجزای راه‌حل باید یکجا انتخاب شوند. آن چیزی که امروزه می‌تواند مطبوعات کشورمان را نجات دهد، راهکارهای ساختاری به‌ معنای عبور از مطبوعات گلخانه‌ای امروز است. مطبوعات گلخانه‌ای شامل تمام رسانه‌های متکی به مناسبات رانتی و غیرحرفه‌ای است که حضور و نقش‌آفرینی‌شان موجب مالکیت غیرحرفه‌ای در مطبوعات شده است. مالکیت غیرحرفه‌ای است که روزنامه‌نگار و خبرنگار رانت‌بگیر و رانت‌خواه ایجاد می‌کند. برای اینکه این مالکیت غیرحرفه‌ای لغو شود، نیازمند آزادی صدور مجوز هستیم. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، مطبوعات ما راه خودشان را پیدا می‌کنند و ارزش‌افزوده خلق می‌شود. در حقیقت خلق ارزش‌افزوده مطبوعات وابسته به این است که ابتدا مالکیت‌های غیرحرفه‌ای اعم از دولتی و رانت‌محور به کل ملغی شوند. مطالبه مکمل دیگر، روشن‌‌کردن خط‌قرمزهاست. دایره خط‌قرمزها در فضای مجازی نسبت به مطبوعات بسیار وسیع‌‌تر است و این نوعی بازی دو سر باخت است، چراکه  در شرایط بی‌بهرگی از برند‌های مطبوعاتی و بازتر بودن عرصه بر فضای مجازی، همه ما اعم از حاکمیت، مطبوعات و مردم خواهند باخت. 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه