سرعت گیر
سلبریتیبازی ممنوع!
عبدالله مقدمی
این هفته سراغ مسائل بودار نمیرویم. میخواهیم پای ستون بنشینیم و یک دل سیر خالهزنکبازی دربیاوریم و غیبت کنیم.
ظاهراً خودنماییها در شبکههای اجتماعی دارد به نقطههای خطرناکی میرسد. آخرین نقطه از این خفنکاریها، خنجر و کلتکشی یکی از بزرگان و پیشکسوتان این عرصه در برابر دوربین بود.
به حلق دوربین تا ناف بودی
پیاپی روز و شب علاّف بودی
بگو کی زندگی کردی شما که
تمام عمر در شوآف بودی
بله این «شوآف» درواقع همان «شوعاف» است که «بعضی» آدمها در آن و «تمام» سلبریتیها در اتهام آن زندگی میکنند. (آخآخ فکر کنم جمله سنگین شد؛ الان کمر ستون میشکند!)
به هر حال، این بزرگمرد عرصه نمایش اگرچه در بازیگری نتوانست موفقیت چندانی کسب کند، اما در زمینه خودنمایی همیشه چیزهایی زیادی برای غافلگیرکردنمان داشته است. اما خب همیشه که قرار نیست ما غافلگیر بشویم، بعضی وقتها هم ممکن است برعکس شود.
میگویند هواپیمایی در حال سقوط بود و مسافرها برای سبکشدن هواپیما، بندهخدایی را شیر یا یک حیوان زحمتکش باربر کرده بودند تا بپرد. طرف لحظه پریدن وصیت کرد و گفت: «برید به ننم بگید لاف آخر کار دستم داد.»
حالا ظاهراً شو«آف» آخر کار دست این بیچاره داده و از همان پشت فرمان ماشین، مستقیم افتاده وسط بند چهار اوین.
گشت ضایع کل استعداد حیف
رفت از کف هرچه شد ایجاد حیف
کار دست این و آن میدادم و
کارِ آخر کار دستم داد حیف
البته همان طور که گفتم تعداد زیادی آدم مشهور هم هستند که طفلکیها هر حرکتی میکنند، عدهای کارشناس مسائل به صفحه اجتماعیشان میریزند و یکصدا و متحد داد میزنند: «سلبریتی! حیا کن. این شوعافرو رها کن!» حالا آن طفلک هرچه بگوید: «آخر تعمیر هواکش مستراح خانه چه نمایشی دارد که یقه مرا گرفتهاید؟» مگر به خرج کسی میرود؟ همهشان دوباره دم میگیرند: «هواکش بیعدالت/ خجالت! خجالت!» یا «خانه بامستراح/ افتضاح! افتضاح!» خلاصه که در نظر عدهای هر کار آدم مشهور نوعی خودنمایی است حتی اگر واقعاً کاری درست انجام بدهد. این جماعت بهصورتی مستمر در صفحات آدمهای مشهور در رفتوآمدند و مدام متاسفاند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




