جای خالی برنامه‌ریزی مشارکتی در تامین مالی پس از بحران

یادداشت

جای خالی برنامه‌ریزی مشارکتی در تامین مالی پس از بحران

ارغوان فرزین معتمد؛ تحلیلگر مسائل پولی و بانکی

سیل آمد، همه غمگین شدند، همه کمک کردند، اما آیا مردم مناطق سیل‌زده به زندگی عادی بازگشتند؟ چه زمانی بازمی‌گردند؟... در بحران‌هایی نظیر سیل و زلزله و... طی سالیان متوالی همواره شاهد رویه‌ای مشابه در مدیریت بحران بوده‌ایم. مدیریتی که حتی پس از سالیان متمادی همچنان با مشکل مواجه است. همچنان آمادگی لازم برای مواجهه با بلایای طبیعی در کشور وجود ندارد. همچنان هنگام وقوع بلایای طبیعی برای دوره‌ای فضا‌سازی صورت می‌گیرد، آموزش‌های مختلف از شبکه‌های مجازی و... منتشر می‌شود، کمک‌های مالی صورت می‌گیرد و...‌ اما پس از مدتی گویی مسئله به فراموشی سپرده می‌شود و برنامه‌ای برای پیشگیری از حوادث، مدیریت بحران و اقدامات پس از بحران برای احیای جامعه بحران‌زده تدوین و اجرایی نمی‌شود.در کنار وجود چنین خلائی، خلأ دیگری نیز وجود دارد و آن نبود برنامه‌ریزی مشارکتی در پیشگیری از آسیب‌های بلایای طبیعی و مدیریت بحران است. این رویکرد متفاوت از رویکردی است که صرفا برنامه‌ریزی‌ها در مدیریت بلایای طبیعی را مبتنی بر سرمایه‌گذاری‌های کلان می‌داند که در بسیاری مواقع به محیط‌زیست و طبیعت آسیب‌های جدی نیز وارد می‌کند. در این رویکرد، مردم در مدیریت منابع طبیعی، رونق اقتصاد جوامع محلی و.... بسیج می‌شوند. این مسئله سبب می‌شود نه‌تنها محیط و طبیعت و مردم دوستانه در کنار یکدیگر قرار بگیرن بلکه موجب می‌شود افراد، با انگیزه در رونق‌بخشی اقتصاد جوامع خود نقش‌آفرینی کنند. برای حرکت به سمت چنین رویکردی همراهی و همکاری دولت، بخش خصوصی و مردم باید به‌صورت توأمان صورت گیرد. در ماجرای سیل اخیر نیز بخشی از بحران پیش آمده طبق دیدگاه کارشناسان امر مربوط به اقدامات نامناسبی بوده که در فرایند شهرسازی و توسعه مناطق بدون توجه به آسیب‌هایی که به طبیعت زده می‌شود یا در آینده می‌تواند خطرآفرین باشد صورت گرفته است. به این ترتیب همچنان جای خالی فرهنگ حفاظت از محیط با مشارکت مردم به‌عنوان یک برنامه جدی حس می‌شود.در کنار اهمیت و ضرورت پیشگیری، مدیریت شرایط بحران و پس از بحران اهمیت می‌یابد. چه در مدیریت شرایط بحرانی و چه مدیریت پس از بحران، یکی از مسائل مهم برخورداری از برنامه‌های مشارکتی است. نقش مشارکت مردم در مدیریت بحران و بهبود شرایط بسیار مهم است. در صورتی که مشارکت مردم به‌ویژه پس از بحران در شروع فعالیت‌های اقتصادی برنامه‌محور افزایش یابد، خروج از شرایط بحران و دستیابی به وضعیت مناسب‌تر اقتصادی سریع‌تر اتفاق خواهد افتاد.تمرکز بر رویکرد برنامه‌ای به‌ویژه در پرداخت تسهیلات و تامین مالی جوامع بحران‌زده ضروری است. متاسفانه فقدان چنین رویکردی در برنامه‌ریزی‌های مالی برای مدیریت بحران به‌طور معمول مانع از اثربخشی فزاینده منابع تزریق‌شده می‌شود.

پس از سیل اخیر، نظام بانکی مکلف به پرداخت تسهیلات به سیل‌زدگان برای مواردی نظیر تامین مایحتاج زندگی و کمک به تامین مسکن و.... شده است. بنابراین برنامه مشخصی برای تامین مالی بخش وسیعی از گروه‌های مردمی که نه‌تنها دارایی‌های خود را از دست داده‌اند، بلکه شغل خود را نیز از دست داده‌اند، وجود ندارد. متاسفانه رویکرد تامین مالی برای ایجاد اشتغال نیز معمولا در قالب پرداخت تسهیلات در ازای طرح‌هایی است که از سوی متقاضیان ارائه می‌شود. در مواردی نیز پرداخت تسهیلات برای سرمایه‌گذاری‌های کلان برای تاسیس کارخانجات و... در مناطق صورت می‌گیرد. عدم وجود نظام پرداخت مبتنی بر برنامه است و نه صرفا طرح. نظام بانکی غالبا تسهیلات را براساس توجیه اقتصادی طرح‌های ارائه شده از سوی متقاضیان پرداخت می‌کند و توجه چندانی به برنامه برای  پرداخت تسهیلات ندارد.در دیدگاه پرداخت تسهیلات به طرح‌های اقتصادی به‌ویژه در چنین شرایط نامتعادل اقتصادی، در بسیاری مواقع ارزیابی‌ها و بررسی هزینه -فایده طرح‌های موردتایید بانک یا موسسه اعتباری مثبت است، اما به‌دلیل نگاه جزیره‌ای و نه سیستمی به فعالیت‌های  اقتصادی در بسیاری موارد، اثرات سیستمی پرداخت تسهیلات در کل منطقه منفی می‌شود و به همین دلیل است که شاهد افزایش بیکاری، افزایش تورم و... به‌رغم پرداخت تسهیلات به طرح‌هایی هستیم که از نظر بانک یا موسسه اعتباری توجیه اقتصادی داشته است. این مسئله در نظام بانکی ما یک مشکل بسیار جدی است. رویکرد برنامه‌ای در پرداخت تسهیلات به‌صورت جدی وجود ندارد و به همین دلیل در بحران‌هایی نظیر سیل، زلزله و... و به‌رغم اختصاص تسهیلات، شاهد بهبود قابل‌توجه اوضاع به‌صورت پایدار و بلندمدت نیستیم.
ارسال دیدگاه