الزامات برنامه‌ریزی برای احیای رفاه مناطق سیل‌زده

از اشتغال موقت تا بازسازی زیرساخت‌های رفاهی؛ راهی که باید پیمود

الزامات برنامه‌ریزی برای احیای رفاه مناطق سیل‌زده

سیل امسال در کشور که بخش بزرگی از استان‌های کشور را درگیر کرد و خسارت‌های متعدد زیرساختی، انسانی و رفاهی به‌بار آورد، یکی از معضلات مهم پیش روی سیاست‌گذاری کوتاه و بلندمدت رفاهی در کشور است. در حال حاضر دستگاه‌های مختلفی درگیر بازسازی مناطق سیل‌زده هستند و ترمیم واحدهای مسکونی خسارت‌دیده یا ساخت واحدهایی که به‌کلی از بین رفتند در کنار جاده‌سازی و سایر زیرساخت‌های ابتدایی در اولویت قرار گرفته‌اند. هرچند ابنیه‌های ارتباطی و مسکونی هم در مقوله رفاهی اولیه دسته‌بندی می‌شوند و قاعدتا باید بازسازی آن‌ها در دستورکار قرار گیرد، اما سوالات مهم‌تری هم در حال حاضر مطرح است. یکی از مهم‌ترین آن‌ها چگونگی برنامه‌ریزی برای بازگرداندن رفاه کلی به این مناطق است.

بسته‌های حمایتی 
در حال حاضر در این مناطق بسته‌های حمایتی متعدد از تسهیلات ارزان‌قیمت ساخت مسکن و وام‌های بلاعوض گرفته تا بسته‌های بهداشتی و غذایی در حال توزیع است. سوال این است که این سیاست‌ها باید تا کجا و به چه شکل ادامه یابد. کارشناسان بر این باورند که تلاش برای افزایش توانمندی اقتصادی برای قطع نیاز آسیب‌دیدگان به این حمایت‌ها خصوصا کمک‌های غذایی و بهداشتی، از مهم‌ترین برنامه‌هایی است که باید در دستورکار قرار بگیرد، چراکه تعلل در احیای این توانمندی اقتصادی ممکن است اعتمادبه‌نفس کلی جامعه را تحت‌تاثیر قرار دهد و در چنین شرایطی ممکن است به‌طور کلی فرهنگ عمومی اقتصادی در این مناطق مورد تهدید جدی قرار بگیرد.
 
تعریف نقش‌ها ضرورت مهم 
حسام نیکوپور، معاون پژوهشی موسسه عالی پژوهش تامین‌اجتماعی در این‌باره به «آتیه‌نو» می‌گوید: «اتحادیه بین‌المللی سازمان‌های تامین‌اجتماعی از دو سال قبل، بلایای طبیعی را جزء 10چالش مهم پیش روی صندوق‌های تامین‌اجتماعی قرار داده که عمده دلیل آن، افزایش بلایای طبیعی در جهان است که در کشورمان به‌صورت سیل و زلزله خود را نشان می‌دهد.»او می‌گوید: «براساس تحلیل این سازمان، تا سال 2040 بین 2 تا 4میلیارد دلار، هزینه‌هایی است که سالانه به‌طور مستقیم با بلایای طبیعی در ارتباط است و صندوق‌های تامین‌اجتماعی باید خود را برای پرداخت آن آماده کنند، به همین دلیل کشورهای مختلف اقدامات پیشگیرانه را در دستورکار قرار داده‌اند.»نیکوپرور با بیان اینکه سازمان‌های تامین‌اجتماعی با وقوع چنین بلاهایی در زمینه‌های درمان و امنیت شغلی و... اقدام به سرمایه گذاری می‌کنند، می‌گوید: «به‌عنوان مثال، در کشور ژاپن، 200اقدام مختلف در این حوزه در حال اجراست.»این پژوهشگر حوزه تامین رفاه با بیان اینکه متاسفانه در کشورمان با وجود تعدد بلایای طبیعی که تجربه کرده‌ایم هنوز وظایف ارگان‌ها و سازمان‌های مختلف به‌خوبی تعریف نشده و همین مسئله باعث ایجاد هم‌پوشانی و هدررفت برخی هزینه‌ها شده است، می‌گوید: «به‌عنوان مثال، سازمان تامین‌اجتماعی باید در حوزه برقراری مستمری برای آسیب‌دیدگان و توانمندسازی اقتصادی آن‌ها کار کند، اما در کنار آن باید چادر و غذا و... هم ارسال کند. در نتیجه به نظر می‌رسد یکی از ضروری‌ترین اقداماتی که باید در حال حاضر انجام شود، تفکیک وظایف و تهیه یک پروتکل است که هر نهادی چه وظیفه ای دارد و باید چگونه انجام دهد. از این منظر چون هنوز آن الگو، تدوین نشده، نمی‌توان به این سوال به‌راحتی پاسخ داد که حمایت‌های مختلف از آسیب‌دیدگان در مناطق سیل‌زده تا کی و با چه کیفیتی باید ادامه یابد.»
 
شناخت خسارت و فرصت‌سازی 
یکی از راهکارهای پیشنهادی از سوی کارشناسان، برآورد دقیق خسارات، رفع نیازهای آنی و ضروری و فرصت‌سازی از بلای وقوع‌یافته برای بازگرداندن توانمندی اقتصادی ازدست‌رفته در مناطق و حتی ارتقای آن است. براساس تعاریف، «بلایا بحران‌هایی هستند که بر توانایی‌ها و توانمندی‌های مردم در مدیریت و به‌کارگیری منابع و امکانات، اثرات منفی می‌گذارد و موجب تلفات انسانی و حیوانی و خسارات مادی و محیطی می‌شود.» با این همه، آسیب‌دیدگان نیز با برخورداری از اطلاعات مناسب و توانمندی‌های مادی، می‌توانند در جلوگیری از افزایش دامنه آسیب‌ها نقش مهمی ایفا کنند. وقتی در منطقه‌ای بلای طبیعی روی می‌دهد، باید این احتمال را داد که این مسئله در آینده نیز تکرار خواهد شد و بر این اساس یکی از اقدامات مهم در این زمینه، ایجاد زیرساخت‌های لازم برای توانمندسازی افراد در برابر احتمال تکرار بلاست. از این منظر است که براساس تحقیقات انجام‌شده «شناسایی و تعریف این توانمندی‌ها و نیز شناخت ماهیت و ابعاد توانایی‌های فردی و اجتماعی یک جامعه در پیشگیری از وقوع بلایای طبیعی و کاهش آسیب‌های ناشی از آن و طراحی و اجرای برنامه‌های کوتاه و میان‌مدت برای تسریع آهنگ توسعه مناطق آسیب‌دیده حائز اهمیت است.»با توجه به افزایش شمار بلایای طبیعی در چند دهه اخیر، در حوزه علوم‌اجتماعی مطالعات متعددی با موضوع چگونگی افزایش توانایی انسا‌ن‌ها در پیش‌بینی و آماده‌سازی در مواجهه با بلایای طبیعی انجام شده است. آمارها نشان می‌دهد، در منطقه آسیا و اقیانوسیه، تعداد بلایای طبیعی به‌طور میانگین از 11رخداد به‌ازای هر کشور در دهه1970 به 28رخداد در دهه2000 رسیده است که این موضوع، اهمیت مطالعات روی آثار و پیامدهای اقتصادی بلایای طبیعی را دوچندان می‌کند.
 
بلایای طبیعی به‌مثابه یک موضوع اقتصادی و اجتماعی 
«آمارتیا سن»، نویسنده  کتاب «فقر و قحطی» در کتاب خود اشاره می‌کند که علم اقتصاد نه‌تنها در درک ما از اتفاقات بعد از وقوع بلایای طبیعی مهم است، بلکه کمک می‌کند، بدانیم وقوع این بلایا یک رخداد اقتصادی است. درواقع این جمله به اهمیت نوع نگرش نسبت به بلایای طبیعی اشاره دارد.فریبرز رئیس‌دانا هم در مطالعات خود در این زمینه، از هزینه‌های غیرمستقیم آسیب‌های طبیعی نام می‌برد که لازم است در دوره بازسازی به آن‌ها توجه شود: آسیب‌های روانی و اجتماعی و هزینه‌های ناشی از بی‌انگیزگی. این استاد مطرح دانشگاه همچنین بیان می‌کند، در دوره بازسازی
 دو عامل خواست مردم و نظرات کارشناسی باید موردتوجه قرار گیرد. به ‌نظر می‌رسد براساس آنچه تحقیقات علمی نشان می‌دهد، شناسایی ماهیت و نوع خسارات وارده، از اهمیت بالایی برخوردار است، چراکه درک ما از خسارات می‌تواند در حوزه بازسازی و کاهش پیامدهای بعد از وقوع بلایای طبیعی، مؤثر باشد.
 
هزینه‌های ناشی از بلایای طبیعی
براساس تحقیقات عملی انجام‌شده، همه بحران‌ها و وقایع تبدیل به فاجعه نمی‌شوند، همچنین همه مردم از یک فاجعه معین به‌صورت یکسان تاثیر نمی‌گیرند. این مسئله باعث به‌وجود آمدن سوالاتی از این دست  می‌شود؛ چرا، در چه جامعه‌ای و در چه زمانی وقایع تبدیل به بلایا می‌شوند؟ چرا برای برخی از گروه‌ها و مردم فاجعه است و برای برخی نیست؟ در پاسخ به این‌گونه پرسش‌هاست که تحلیل و تبیین درجه آسیب‌زایی‌ها و آسیب‌پذیری‌ها ضرورت می‌یابد. مردم به علت آسیب‌پذیربودن، قربانی فاجعه می‌شوند و چون در درجات متفاوت آسیب‌پذیری قرار دارند، به شیوه‌ها و سطوح متفاوت، تأثیر می‌پذیرند.
 
کوه یخ خسارات 
در حوزه برآورد خسارات ناشی از بلایای طبیعی، دسته‌بندی‌های متعددی وجود دارد. برای مثال،رئیس‌دانا هزینه‌ها را به سه گروه انسانی، مستقیم و غیرمستقیم دسته‌بندی و بیان می‌کند که برآورد پولی خسارات انسانی امکان‌پذیر نیست، اما ارتباط بین خسارات مستقیم و غیر‌مستقیم را به کوه یخ تشبیه می‌کند. به‌طوری که خسارات مستقیم همان قسمت بیرون از آب و نمایان کوه یخ است؛ خسارات غیرمستقیم بخش اعظم کوه یخی است که قابل‌مشاهده نیست. این نظریه علمی، نشان می‌دهد که توجه به خسارات غیرمستقیم از اهمیت بسزایی برخوردار است که باید به‌صورت ویژه خصوصا در سیاست‌گذاری‌های رفاهی موردتوجه قرار بگیرد.کمیسیون اقتصادی آمریکای لاتین بین آسیب‌های مستقیم و غیر‌مستقیم بلایای طبیعی تمایز قائل می‌شود. به‌نظر آن‌ها آسیب‌های مستقیم، آسیب‌هایی هستند که به دارایی‌های ثابت خسارت وارد می‌کند و به مواداولیه و منابع طبیعی قابل‌استخراج آسیب می‌رساند، افزایش مرگ‌ومیر و شیوع امراض نیز از پیامدهای مستقیم بلایای طبیعی است. اثرات غیرمستقیم با فعالیت‌های اقتصادی مرتبط است. به‌طور مشخص تولید کالاها و خدمات به‌دلیل بلایای طبیعی دیگر قابل‌انجام نیست. این اثرات ممکن است به‌دلیل اثر بلایای طبیعی بر زیرساخت‌ها یا به‌دلیل بازسازی منابع تولیدی بروز کند. آسیب‌های غیر‌مستقیم شامل هزینه‌های اضافی قابل‌توجهی می‌شود. در اینجاست که باید با سیاست‌های رفاهی درست و جهت‌گیری‌های منطبق بر این سیاست‌ها در بازسازی سخت‌افزاری به‌صورت ویژه سیاست‌های مناسب رفاه اجتماعی موردتوجه قرار گیرد.در بخش دوم این تعریف کمیسیون اقتصادی آمریکای لاتین، می‌توان آسیب‌هایی که موجب از بین رفتن اشتغال‌های موجود و ورودی‌های صندوق‌های بازنشستگی و... می‌شود را موردتوجه قرار داد.
 
سیل اخیر و رفاهی که باید بازسازی شود 
براساس آمارهای به‌دست‌ آمده، زمین‌های زراعی سه استان عمده درگیر سیل، زیر نهشته‌های حاصل از سیلاب آسیب دیدند. زیرساخت‌های متعددی متحمل خسارت عمده شدند؛ ۱۴هزار کیلومتر از راه‌های کشور، هفت‌هزار دهنه از پل‌های کشور، منازل مسکونی و واحدهای تجاری متعددی در این سه استان دچار خسارت شده است و به‌طور کلی در جریان این بارش‌ها، بیش از چهارهزار میلیارد تومان از زیرساخت‌های متعدد آسیب‌ دیده است.وقوع سیل، مخاطراتی همچون شیوع بیماری‌های واگیر و عفونی را با خود به همراه می‌آورد و از نظر بهداشت و درمان، مناطق آسیب‌دیده دچار ضعف می‌شوند.
به‌طور کلی آنچه دارای اهمیت است مقوله بازسازی رفاهی است. در حال حاضر همه ارگان‌ها در حال انجام اقداماتی برای بازسازی هستند و به نظر می‌رسد در همین مرحله اولیه باید پیوست‌های رساندن رفاه به حداکثر میزان خود را در این بازسازی‌ها مدنظر قرار دهند. این مسائل می‌تواند در حوزه احداث و تجهیز دوباره بیمارستان‌ها، مدارس و... به‌صورت ویژه موردتوجه قرار بگیرد. از سوی دیگر، یکی از مواردی که نباید به هیچ‌وجه فراموش شود، استفاده از فناوری‌های نوین و شرکت‌های دانش‌بنیان در حوزه‌های مختلف از صنعت گرفته تا کشاورزی و حتی مسائل اجتماعی است. می‌توان با این نگاه، سیل را تبدیل به یک فرصت برای جبران عقب‌ماندگی‌های قبل از این حادثه هم کرد.
 
توجه به اشتغال موقت
به‌گفته کارشناسان، در شرایط فعلی می‌توان برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت برای توانمندسازی در مناطق سیل‌زده را در دو دسته تقسیم‌بندی کرد. دسته اول اقدامات زودبازده که ایجاد اشتغال موقت یکی از آن‌هاست. اتفاقا این موضوع از سوی دست‌اندرکاران سازمان تامین‌اجتماعی موردتوجه قرار گرفته است، به‌طوری که 18اردیبهشت ماه امسال  حاتم شاکرمی، معاون روابط کار و معین وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در بازدید از مناطق سیل‌زده پلدختر، گفته است: «در اشتغال حمایتی می‌توان هم اشتغال موقت برای بیکاران ایجاد کرد و هم بخشی از اراضی کشاورزی که آسیب جدی دیده را احیا کرد. با اشتغال حمایتی ‌می‌توان در کنار اقدامات دیگر سایر دستگاه‌ها به احیای اشتغال در حوزه کشاورزی برای رسیدن به درآمد کمک کرد.» امیر شریفی دکترای برنامه‌ریزی شهری در این‌باره به «آتیه‌نو» می‌گوید: «بازسازی مناطق سیل‌زده در حال حاضر باید براساس اصول برنامه‌ریزی شهری باشد و یکی از موارد مهم در برنامه‌ریزی شهری، توجه به ایجاد ظرفیت‌های اشتغالی است.»به گفته وی، با توجه به اینکه این مناطق قبلا دارای سکنه فعال بوده‌اند و در حال حاضر این افراد کار خود را از دست داده‌اند، بنابراین اشتغال حمایتی و حمایت از اشتغال‌های موقت می‌تواند نقش مهمی در جلوگیری از استهلاک روحیه کار داشته باشد.
ارسال دیدگاه