ساختمان نیمهکاره-162
عادل و مادرش
مسعود مشایخی
دیگر سن و سالی از او گذشته. سومین دهه عمرش رو به پایان است و چیزی به دهه چهارم زندگیاش نمانده. بانزاکت و کمحرف است. اما کاربلد و پرتوان. موقعیت اجتماعی و اقتصادی نسبتاً خوبی هم دارد. خانهای از ارث پدری به او رسیده، ماشینی هم دارد و کار و بارش هم بد نیست، اما هنوز ازدواج نکرده و فعلا قصدش را هم ندارد. تنها دلیل ازدواج نکردنش هم، وجود مادرش است. بعد از فوت پدر، همه خواهرها و برادرهایش ازدواج کرده و پی زندگی خودشان رفتند. او که بچه آخر و تهتغاری خانواده است، دلش نمیآید مادرش را تنها بگذارد. عصر که کار در ساختمان تعطیل میشود، سریعتر از همه بچهها ساختمان را ترک میکند تا زود به خانه برسد و مادرش را از تنهایی در بیاورد. گاهی هم که بیکار است، مادرش را با خودش بیرون میبرد تا حوصلهاش سر نرود. از مادرش بگویم که یک فرشته زمینی است. پیرزنی مهربان و خوشرو. گَرد پیری، موهایش را همرنگ چهرهاش، سفید و نورانی کرده. همیشه خنده محبتآمیزی بر لب دارد و بسیار دوستداشتی است. یکی، دو باری که برای دیدن پسرش به ساختمان ما آمده، همه بچهها را شیفته مهربانی و محبتهایش کرده. گاهی به حال عادل غبطه میخورم. اینکه تا این حد به مادرش توجه دارد و برایش وقت میگذارد قابلتقدیر است. در این دوران مدرنیته و سرعت روزافزون پیشرفت تکنولوژی، که همه شتاب آن را دارند که از همدیگر سبقت بگیرند و از قافله تجدد عقب نمانند، دورهای که خانههای سالمندانمان پررونق و مهر و محبتها کمتر شده، ازخودگذشتگی عادل نمود بیشتری پیدا میکند. وقتی از او علت ازدواج نکردنش را میپرسی، جواب این است که اولویت اولم برای زندگی آینده، مادرم است. چند جایی هم که به خواستگاری رفته، اولین شرط ازدواجش، زندگی در خانه پدری و نگهداری از مادر بوده. این روزها هم که اکثر خانمها بهدنبال زندگی مستقل هستند که حق طبیعی و قانونی آنها هم است، از ازدواج با عادل صرفنظر کردهاند. میگوید دوست ندارم مادرم که این همه سال برای ما زحمت کشیده و بدون پدر، ما را بزرگ کرده، آواره خانه بچههایش شود. اینکه هرهفته و هرروز خانه یکی از بچههایش باشد برایش زجرآور است و نمیتواند آن را تحمل کند. نمیدانم عادل تا کی و کجا میخواهد ادامه بدهد و دوام بیاورد. تا کی میتواند ازخودگذشتگی کند و جور خواهرها و برادرهایش را بکشد. تا چند سال دیگر میتواند قید تشکیل خانواده و صاحب زندگی شدن را بزند. اما هرچه هست، مهر و محبت و فداکاری و قدرشناسی عادل، قابلستایش و تحسینبرانگیز است. امیدوارم شرایط بهگونهای رقم بخورد که عادل به مراد دلش برسد و مادرش هم تنها و دربهدر خانه فرزندانش نشود.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




