زبان نرم و معترض سخت

طنز کارگری

زبان نرم و معترض سخت

عبدالله مقدمی

حالا خیلی هم جالب نیست آدمی با یک جماعت عصبانی و قاطی که حتی زبانشان را هم بلد نیست، اختلاط کند. این طوری حتی اگر برایشان دعا هم بخوانی فکر می‌کنند از عوامل خودفروخته ماکرونی و ممکن است تبدیلت کنند به ماکارونی. بله دیگر؛ مشخص است که منظورمان چه گروهی‌اند. «جلیقه‌زردها» از هفته قبل آتشی در فرانسه راه‌ انداخته‌اند که حتی بی‌جلیقه‌های چهارشنبه‌سوری‌باز ایرانی هم کف‌شان بریده است. یعنی اگر زورشان به یوروی هوار تومانی می‌رسید، تا حالا صد بار خودشان را رسانده بودند به پاریس تا دلی از عزای «بترکون» دربیاورند. خب این هم یکی دیگر از خوبی‌های گرانی ارز!
«جلیقه‌زرد» صورت قرمز خوف!
چنان آتش زدی در شهر پاریس
که مکرون بس که سرپا ماند ‌دیروز
خبر آمد که شد درگیر واریس
یعنی ملت این‌قدر بی‌جنبه و بی‌نمک نوبر است والله. از وقتی فهمیدم که این معترض‌های گرانی قیمت‌ اجناس و نرخ مالیات به‌خاطر چند درصد افزایش افتاده‌اند وسط خیابان، هوس کردم پیاده راه بیفتم به سمت پاریس و یقه جلیقه تک‌تک‌شان را بگیرم و بگویم: «افزایش ندیدی مشتی!» اما هربار که این هوس در دلم بیدار می‌شود سعی می‌کنم بی‌خیال شوم، چون می‌ترسم همان وقت، یکی از آن خیلی قاطی‌ترهایش یقه‌ام را بگیرد و بچسباندم به دیوار و بگوید: «اعتراض ندیدی مشتی!»
در هرحال همه جا که مثل سرزمین زرخیز و پُر گهر خودمان نیست که مسئولان امر بتوانند با زبانی منطقی و نرم و خوش، ما مردم را مجاب کنند که این گرانی‌های چندبرابری اصلا وجود ندارد و آن چیزی که ما احساس و مشاهده می‌کنیم توهمی بیش نیست. در آن طرف دنیا، گروهی پلیس بد اسب‌سوار وجود دارند که علاقه زیادی به ترکاندن معترضان دارند. منطق پنطق! هم حالی‌شان نیست. برای همین است که معترضان فرانسه خیلی معترض‌تر از معترض‌های جای دیگرند. به هرحال آدم عصبانی خون جلو چشمش را می‌گیرد دیگر. حالا شما بگو شش ماه حقوقش را هم جلوجلو بگیرد یا بفرما که با یک ماه حقوقش بتواند کل مطالبات کارگر ایرانی را بدهد. اصلا فکر کن با این همه اعتراض به هیچ عنوان خطر اخراج شدن را بیخ گوشش احساس نکند. به هرحال ربطی ندارد. او که روزی ده بار از تلویزیون نمی‌شنود چقدر نجیب و شریف و فهیم و ناز و گوگولی است که!
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه