ایدز و خطر نگرش‌های سنتی

یادداشت

ایدز و خطر نگرش‌های سنتی

مریم ایثاری؛ دانش آموخته جامعه‌شناسی

استیگما یا داغ ننگ از طریق آثار «اروینگ گافمن» وارد جامعه‌شناسی شد. او علاقه‌مند بود که شکاف میان آنچه یک شخص باید باشد، یعنی همان هویت اجتماعی بالقوه و آنچه یک شخص واقعا هست، یعنی هویت اجتماعی بالفعل را مورد بررسی قرار دهد. از نظر او، هرکسی که شکافی میان این دو هویتش برقرار باشد، داغ خورده است. از این رو بسیاری از بیماری‌ها و ناتوانی‌هایی که افراد گرفتار آن‌اند، همچون داغ ننگی است که شخصیت آنان را تباه می‌کند، زیرا می‌تواند مانع ادغام کامل شخص در جامعه شود. پیامدهای اجتماعی بیماری ایدز نیز مثال روشنی از وضعیتی است که فرد را درگیر داغ ننگ می‌کند. استیگمای ایدز از چند منظر منجر به طرد افراد بیمار می‌شود. آنچه داغ حاصل از بیماری ایدز را از سایر بیماری‌ها مجزا می‌کند بازنمایی جامعه از منشأ ابتلا به این بیماری است. اگر تفکر غالب، منشأ سرطان را ناشناخته یا ژنتیکی تصور می‌کند، ایدز را با روابط جنسی پرخطر یا اعتیاد درآمیخته می‌داند. گفتمان سلامت مسلط بر جامعه از آنجایی که روابط پرخطر و خارج از چارچوب ازدواج را منع می‌کند و درگیری با اعتیاد را جرم یا بیماری خانمان‌سوز تلقی می‌کند، افراد درگیر با ایدز را در وهله نخست هنجارشکنانی بی‌مبالات در اجتماع می‌داند؛ کسانی که با تصمیم اشتباه خود، سبک زندگی هنجارشکنانه‌ای را انتخاب کرده‌اند یا در مجاورت افراد هنجارشکن قرار گرفته‌اند. چنین نگاه فردانگارانه‌ای به مسئله، بهانه کافی برای طرد و بی‌اعتبارسازی هویت این افراد فراهم خواهد کرد.از نظر گافمن، کسی که از داغ بی‌اعتبارشدگی رنج می‌برد، مسئله بنیادینش، تخفیف تنش ناشی از این واقعیت است که دیگران قضیه را می‌دانند، اما کسی که دچار داغ «احتمال بی‌اعتباری» است، مسئله اصلی‌اش، راز نگهداری است تا قضیه‌اش برای دیگران همچنان ناشناخته باقی بماند. از این رو، بیماران درگیر با ایدز بخش مهمی از زندگی خود را یا باید به التیام‌بخشی زخم‌ها و تنش‌های ناشی از نگاه منفی جامعه به خود اختصاص دهند یا تلاشی مضاعف در جهت پنهان‌سازی بیماری انجام دهند. امری که در هر دو صورت نه تنها کمکی به بهبود اپیدمی ایدز در جامعه نخواهد کرد، بلکه فرایند پیشگیری و درمان آن را با اختلال جدی مواجه می‌کند. بنابر آمارهای جهانی، حدود یک‌هشتم بیماران درگیر با ایدز به‌دلیل استیگما و داغ ننگ این بیماری و تبعیض‌های مرتبط با آن، از دریافت خدمات درمانی محروم می‌شوند. 
براساس نتایج به‌دست آمده از یک پژوهش دانشگاهی در ایران، استیگمای ایدز تأثیر نامطلوبی بر جامعه پزشکی داشته است و این مسئله مانعی برای دستیابی بیماران مبتلا به اچ‌آی‌وی به حقوق درمانی برابر است.همچنین عدم‌آگاهی کافی از راه‌های انتقال بیماری به دیگران، می‌تواند منجر به دوری‌گزینی در ارتباطات روزمره با افراد بیمار و انزوای مضاعف آنان شود. به‌طوری که براساس گزارش پایش کنترل ایدز در ایران در سال 95،  باورهای غلط در مورد راه‌های انتقال اچ‌آی‌وی از جمله دست‌دادن یا خوردن غذا با فرد آلوده در میان افراد مورد مطالعه بسیار شایع بوده است. تفکرات محافظه‌کارانه معتقدند، تلاش در جهت کاهش استیگمای اجتماعی می‌تواند به عادی‌سازی ایدز در جامعه، بنابراین شیوع بیشتر آن منتهی شود. استیگمای اجتماعی حاصل از ایدز، نقشی منفی در روند پیشگیری و درمان اپیدمی ایدز ایفا می‌کند و صدمات و پیامدهای منفی بسیاری برای بیماران، خانواده‌های آنان و در نهایت کل جامعه خواهد داشت. از آنجایی که الگوهای انتقال بیماری ایدز در دهه اخیر تغییر کرده است، تغییر و انطباق راه‌حل‌ها و رویه‌ها در این زمینه امری ضروری است. در حالی که انتقال توسط وسایل مشترک در مصرف‌کنندگان مواد در دهه 70 و 80  شیوع بیشتری داشت، امروزه انتقال از طریق رابطه جنسی، سهم بیشتری را در شیوع این بیماری به خود اختصاص داده است. از این رو ضروری است به آگاهی‌بخشی در زمینه بهداشت جنسی و راه‌های پیشگیری از انتقال بیماری از طریق آمیزش جنسی تاکید کرد. 
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه