بررسی عوامل فرهنگی و موانع اجتماعی که به گسترش ایدز در ایران کمک میکنند
فقر اطلاعات، تابوی گفتوگو؛ ایدز همچنان میتازد!
مرتضی کریمی (Mortezakarimi7@gmail.com)
ایدز پیش و بیش از آنکه یک امر زیستی یا پزشکی باشد یک مسئله اجتماعی و فرهنگی است. ایدز هم یک بیماری است و هم انگ اجتماعی، یعنی نهتنها بیمار بودن را برای فرد مبتلا به همراه دارد، بلکه یک تابوی اجتماعی پیچیده و چندبُعدی است. امری که جامعه و فرهنگ رایج در ایران بهدلایل مختلف افراد را از درگیرشدن عملی، صحبتکردن و حتی فکرکردن به آن به شکل سیستماتیک باز میدارد.
«ادوین اشنیدمن»، روانشناس بالینی شهیر آمریکایی، معتقد بود، تابوهای اجتماعی سه نوع اصلی هستند؛ نخست آن دسته که نمیشود به آنها عمل کرد؛ مسائلی که جامعه، افرادش را از انجام آنها برحذر میدارد، همچون ارتکاب به قتل. دوم مسائلی که نباید درباره آنها صحبت کرد؛ جامعه افراد را از حرف زدن درباره آنها منع میکند، مانند حرفزدن درباره خودکشی. سوم مسائلی که نمیشود و نباید دربارهشان حتی فکر کرد، مثل زنای با محارم.
با شنیدن کلمه ایدز، نخستین تصویری که در ذهن هر شخص ایرانی شکل میگیرد مترادف است با «رابطه جنسی نامشروع». حرفزدن یا فکرکردن به امر جنسی، حتی در چارچوب خانواده و به شکل مشروع، در ایران بسیار دشوار است. تابو بودن و نداشتن کلمات و ادبیات و دشواری در میان گذاشتن مسائل جنسی برای متخصصان و افرادی که بهعنوان درمانگر یا پژوهشگر در این حوزه فعالیت میکنند نیز صدق میکند، بنابراین امر جنسی (حتی مشروع) در ایران، هر سه نوع تابوی مورد اشاره اشنیدمن را در برمیگیرد. این امر دشواری و پیچیدگی پرداختن به ایدز، که تصور عامه از آن، مترادف با رفتارهای پرخطر جنسی خارج از چارچوب خانواده است را نمایان میکند.
این در حالی است که از حدود چهل میلیون مبتلا به ایدز و اچآیوی در جهان، حدود دو میلیون از این جمعیت را کودکان زیر 15سال تشکیل میدهند که از طریق مادران خود به این بیماری دچار شدهاند. حتی شیر مادر میتواند ناقل این بیماری باشد. همچنین مایعات دیگری همچون خون میتوانند عامل این بیماری باشند که از طرق مختلف، مثلا موقع استفاده از تیغ اصلاح در آرایشگاهها یا سرنگهایی که افراد معتاد استفاده میکنند قابل انتقال است.
متاسفانه در ایران، آمار دقیقی از این بیماری در دست نیست که این امر باعث ورود ایران به باشگاه کشورهای در معرض آسیب ایدز شده است. در واقع افزایش مصرف موادمخدر و از طرف دیگر فقر اقتصادی، فرهنگی و اطلاعاتی باعث افزایش مبتلایان به ایدز شده است. اگرچه نباید زنان تنفروش و عدم سازمانیافتگی در این حوزه و روابط پرخطر را نیز از نظر دور داشت.
اما شاید مهمترین عامل شیوع این بیماری در ایران و پیامدهای نگرانکننده آن، نه به عوامل اقتصادی یا بهداشتی و پزشکی، بلکه به فقر فرهنگی و اطلاعاتی چه در حوزه عمومی و چه در میان سیاستگذاران و مسئولان مربوط باشد.
متاسفانه آمار و ارقام کم و غیردقیقی در این حوزه وجود داشته و مطالعات بسیار ناچیزی انجام شده و دستان محققان و پژوهشگران اجتماعی و فرهنگی در این خصوص کاملا خالی است. این در حالی است که ایدز از جمله بیماریهایی است که نه فقط سلامت فرد، بلکه به شکل مستقیم سلامت زنان، کودکان و سلامت مهمترین هسته اجتماعی، یعنی خانواده را در معرض خطر قرار میدهد.
آمارهای غیررسمی جهانی حاکی از آن است که حدود ۶۶ هزار نفر در ایران (در سال ۲۰۱۶) مبتلا به این بیماری بودهاند که فقط 14درصد آنها تحت مداوا قرار گرفتهاند. تنها در یک سال، (سال ۲۰۱۶) پنج هزار نفر به این بیماری مبتلا شدهاند که چهار هزار نفر از آنها متاسفانه در گذشتهاند. از میان زنان حامله مبتلا به ایدز تنها ۵۰ درصد آنها امکان این را داشتند که تحت مراقبتهای پزشکی مانع از انتقال این بیماری به فرزندان خود شوند. در تحقیقی که علی فیضزاده و همکارانش در سال ۲۰۱۰ انجام داده و منتشر کردند
(Eastern Mediterian Health Journal) گزارش شده، از میان بیش از ۶۰ هزار نفر مبتلا به ایدز که اکثرا از میان افراد ۱۵تا ۴۹ سال هستند حدود پنج درصد از این افراد، توسط سرنگهای اشتراکی به این بیماری مبتلا شدهاند که نشانگر خطر اپیدمیکشدن این بیماری است. آنها در مقاله خود بهطور ضمنی انتقاد میکنند که در برنامه اول ملی مقابله با ایدز که در سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ نوشته شد، توجه کمتری به اطلاعات علمی و مستند، همچنین گروههای خاص و نیاز آنها به اطلاعات طبقهبندی شده صورت گرفت.
به نظر آنها این برنامه بیشتر شامل توافقات و نظرات افراد متخصص در این حوزه و بسیار کلی بود. اما حتی در این برنامه، آموزش و اطلاعرسانی جزء مهمترین اصول یازدهگانه آن برنامه بود. با این وجود مهمترین یافته پژوهشی این محققان حاکی از فقر اطلاعات و آموزش در این زمینه است. انتظار اینکه مردم عادی و حتی تحصیلکرده در جامعهای که مبانی اولیه فعالیتهای جنسی به کودکان آموزش داده نمیشود در خصوص ایدز اطلاعات طبقهبندیشده و مفید داشته باشند شاید کمی خوشبینانه باشد!
در حالی که آمار ابتلا به ایدز در طول چند سال اخیر در سطح جهانی کاهش یافته و در حوزه پیشگیری و درمان نیز تدابیر مفیدی، بهویژه در شمال آفریقا انجام شده، اما آمار ایدز در ایران در کمال تعجب رو به افزایش است. تعجب، به دلیل اینکه با تدابیر و پیداشدن راهحلهای نوین برای کنترل یک بیماری، کاهش آمار ابتلا به یک بیماری بیشتر قابل انتظار است تا افزایش آن. مسعود مظفری و کنت مایر در پژوهشی در سال ۲۰۱۷ گزارش کردند که در طول یک دهه اخیر آمار ایدز در ایران حدود سه برابر رشد نشان داده و از از ۱۳درصد به ۴۰درصد رسیده است. این محققان در مقاله خود که تحتعنوان تغییر اجتماعی و اچآیوی در ایران (Correction to Lancet HIV)منتشر کردهاند، مدعی شدهاند آمار ابتلا به این بیماری از طریق برقراری روابط پرخطر در حال سبقت گرفتن از عوامل دیگر، نظیر استفاده از سرنگهای مشترک در میان معتادان است.
بالارفتن نرخ طلاق، فقیرترشدن کارگران جنسی و بیتوجهی به واقعیتهای اجتماعی و انکار پدیدههایی همچون اقلیتهای جنسی و مسائل و مشکلات آنها باعث ازدیاد رفتارهای پرخطر جنسی شده است. عدم آموزش، انکار واقعیتهای اجتماعی، دادن آمارهای غیرواقعی، مانعتراشی بر سر انجام تحقیقات علمی و پژوهشی و ممانعت از صحبت درباره امر جنسی و مسائل پیرامون آن، هرگز در هیچ جامعهای منجر به از بین رفتن مسئله نشده است.
تجربه نشان داده حتی در صورت مخالفت با یک پدیده بسیار ناهنجار میبایست به آموزش حداقلی آن پدیده پرداخت تا افراد، مخصوصا کودکان و جوانان بدانند که از چه چیزی باید دوری کرده یا در صورت قرارگرفتن در معرض آن، چگونه با پیامدهای آن مسئله برخورد صحیح و سالم داشته باشند. همچنین باید در نظر داشت که همهگیری و اپیدمی شدن فرهنگی ایدهها و کردارهای مرتبط با ایدز یا هر پدیده مخرب دیگری، میتواند بسیار خطرناکتر از همهگیری بهداشتی باشد و ممکن است اثرماندگارتری داشته باشد، بنابراین برای کاهش عواقب منفی رشد ابتلا به ایدز بهویژه در اثر رفتارهای پرخطر جنسی باید به متخصصان فرهنگی حتی بیش از متخصصان حوزه سلامت توجه کرد.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




