در مذمت تولید!

طنز کارگری

در مذمت تولید!

عبدالله مقدمی

فکر می‌کنم در حال حاضر در کشور ما فقط خواجه حافظ شیرازی خبر نداشته باشد که صندوق‌های بیمه و بازنشستگی مملکت در وضعیت نیمه‌‌بحرانی، شب را صبح می‌کنند، البته به هزار و یک دلیل. در مورد این هزار و یک دلیل اما، نه تنها همه آحاد جامعه که حتی خواجه حافظ شیرازی هم نظر می‌دهد و تاکید دارد که «فقط نظر من درست است و اگر همین سازمان‌ها را شش ماه دست من بدهند، یک جوری درستش می‌کنم از روز اولش هم بهتر!»
در تمام رشته‌ها ما دکتریم
درس ناخواندیم، اما دکتریم
کنتراتی در تمام مشکلات
راه‌حل داریم، زیرا دکتریم
در همین راستا، من هم با خود فکر کردم که مگر من چه‌ام از بقیه کمتر است؟ چرا من نتوانم نظریه‌های بنیادی برای حل مشکلات سازمان‌ها بدهم؟ رفتم جلو آینه و پرسیدم: «ای آینه درب و داغان پیزوری! چه کسی از همه مردم در همه زمینه‌ها متخصص‌تر و صاحب‌نظرتر و خوشگل‌تر است؟ بگو تا نَزَدم خرد و خاکشیرت کنم.» متاسفانه آینه حرفی نزد و همین طور قامت ناساز بی‌اندام سیاهم را نشانم داد و بِر و بر نگاهم کرد. 
اما من به این سیاه‌نمایی‌ها وقعی نمی‌نهم و نظرم را می‌دهم. اصلا هرچه شد، شد! در روزنامه خواندم که: «سازمان تامین‌اجتماعی باید از بنگاه‌داری فاصله بگیرد.» همین‌طور اضافه کرده بود: «باید سرمایه‌های سازمان را به سمت تولید ببریم.» خب مشکل همین جاست دیگر داداش! داری اشتباه می‌زنی. شما الان اگر از یک بچه پنج ساله هم بپرسی «این روزها نان توی چه کاری است؟» می‌گوید: «بنگاه‌داری و دلالی» بعدش اگر از همان بچه بپرسی «چه شغلی آدم را ورشکست و بدبخت خواهد کرد؟» سریع می‌گوید: «کار تولیدی!»
حالا شما می‌خواهید بنگاه‌ها را بفروشید و کارگاه تولیدی بزنید. خب این طوری که بیچاره می‌شویم که!
گفت روزی پیرمردی با جوانی خام و خرد
ای ببم جان! بشنو این اندرز و تردیدی نکن
در میان شغل‌ها هر کار می‌خواهی بکن
لیک تنها این میانه کار تولیدی نکن!
 
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه