مفاهیم را تغییر دهیم

دل‌کوک

مفاهیم را تغییر دهیم

نگار مفید

شکست و پیروزی دو مفهوم مهم و عمیق در زندگی ما هستند. از کودکی این مفاهیم را یاد می‌گیریم و با آن‌ها بزرگ می‌شویم. به ما یاد می‌دهند که در بازی‌ها رقیب داشته باشیم و با رقبا مبارزه کنیم تا ببریم. پیروزی را از ما می‌خواهند تا آدم‌هایی شویم که در میدان مبارزه زندگی، جنگیدن را بلد باشیم و کم نیاوریم. شکست و پیروزی وارد زندگی ما می‌شود تا بتوانیم ادامه دهیم. برای هر شکست و هر پیروزی هم تعاریفی می‌سازند. گاهی می‌گویند شکست پلی است برای پیروزی و گاهی هم تعریف می‌کنند که پیروزی واقعی در منش و رفتار درست آدم‌هاست. قصه‌های زیادی هم می‌شنویم؛ داستان پهلوان‌هایی که در میدان مبارزه همیشه برنده هستند، افسانه قهرمانانی که به جنگ با بدی و شر رفته‌اند و درنهایت سربلند بیرون آمده‌اند. همه این‌ها را برای ما تعریف کردند تا در بزرگسالی آدم‌هایی باشیم که شکست و پیروزی، کلید زندگی‌مان باشد و با هر شکستی غم بخوریم و هر پیروزی را با شادی در آغوش بگیریم. یاد می‌گیریم همه رفتارها، برنامه‌ریزی‌ها، هدف‌ها، موقعیت‌ها، روابط و.... را در مسیر موفقیت و پیروزی بزرگ قرار دهیم. یاد می‌گیریم هر آنچه داریم را برای پیروزی خرج کنیم و در آغوش گرفتن آن لحظه موعود. به دنبال پیروزی ممکن است همه زندگی خود را هزینه کنیم، ممکن است از همه چیز و همه کس بگذریم تا فقط آن پیروزی را ببینیم. ممکن است حتی خودمان را هم فراموش کنیم و یادمان برود اصلا که بودیم و دنبال چه هستیم.
ذات جنگجوی تربیت‌شده ما همین را می‌خواهد. ما نوادگان نسلی هستیم که برای بقا باید می‌جنگیدند و پیروز می‌شدند. انگار جنگ برای بقا در دی‌ان‌ای ما نهفته شده، اما در عصر جدید دیگر مانند اجدادمان نیازی به آن نداریم. اما چون هست، آن را تبدیل به جنگی برای زندگی می‌کنیم و شکست‌ها و پیروزی‌ها را بی‌دلیل در درون خود اتفاقی لازم برای بقا می‌دانیم. اما آیا واقعا در عصر جدید و در دنیای ارتباطات ما به چنین دغدغه‌ای نیازمندیم؟ آیا ما باید خود را درگیر مفاهیمی مثل شکست و پیروزی کنیم و مدام به خاطر هر شکستی، خشم و غم و اضطراب و ناامیدی را به زندگی خود وارد کنیم و برای هر پیروزی سرخوشی و شادمانی کوتاه‌مدت را بپذیریم؟ آیا باید این‌چنین درگیر مفاهیم شویم و لحظه‌به‌لحظه زندگی را به خاطر نقطه‌ای که مشخص نیست تا چه اندازه پیروزی را برای ما به همراه می‌آورد، فراموش کنیم؟
این‌ها سوالاتی است که ما باید از خودمان بپرسیم. باید از ذات جنگجویمان بپرسیم که جنگیدن در میدان مبارزه‌ای که هر ثانیه‌اش به قیمت عمر ما هزینه می‌شود تا چه اندازه اهمیت دارد. باید بدانیم که این جنگ چطور زندگی ما را در خودش می‌پیچید و از یادمان می‌برد که همه‌چیز بردوباخت نیست. زندگی می‌تواند در لحظه‌ای به آرامش و خوشی بگذرد. در لحظه‌ای که ما مفاهیم را برای خود تغییر می‌دهیم و به جای اینکه در میدان نفس‌گیر جنگ برای رسیدن به پیروزی قرار بگیریم، در مرکز لحظه‌ها بایستیم و تنها به حال خوش فکر کنیم.
می‌توانیم مفاهیم را تغییر دهیم. می‌توانیم پای دوست داشتن و دوست ‌نداشتن‌ها را وارد زندگی‌مان کنیم و براساس لحظه‌ای که ما را به خوشی یا غم می‌برد، تصمیم بگیریم. اهمیت زندگی در روزگار فعلی، جنگ برای بقا نیست. اهمیت در دل خوش و حال خوب داشتن است و رسیدن به چنین مرحله‌ای نیازمند تغییر مفاهیم و واژه‌هاست.
ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه