طنز کارگری
بازنشستهها و باز«ننشسته» ها
عبدالله مقدمی
داشتم شماره قبلی را ورق میزدم که چشمم خورد به یک صفحه با این تیتر: «واقعیتهای آماری بازنشستگی در ایران». اما وقتی مطلب را خواندم متوجه شدم که همه واقعیتها دیده نشده. البته کمی که بیشتر فکر کردم دیدم طفلی بچههای نشریه حق دارند. به هر حال آنها که بازنشست نشدهاند. بندگان خدا چه میدانند که یک گروه بازنشسته هستند که اصلا استخدام نشدهاند! اینها طبق مدارک مستند، 30سال بیکار بودهاند و حالا بازنشسته شدهاند. تنها تفاوتشان هم با بقیه این است که مستمری نمیگیرند.
افتاد ز کار هم کت و هم کولم
هم خسته و هم بسته و هم بیپولم
با اینکه همه سوالها را فولم...
سی سال به فرمپرکنی مشغولم
اما در عوض بازنشستگانی هم داریم که بازنشست نشدهاند. یعنی شدهاند ها، اما کم شدهاند. این گروه به سبب شوق فراوانشان برای خدمت به خلقالله وقتی از در بیرونشان میکنند، از پنجره اداره برمیگردند داخل. البته توجه داشته باشید: فقط به قصد خدمت ها! در واقع اگر آنطوری بازنشسته داریم، اینطوری هم «بازننشسته» داریم.
چل سال بیش رفت که من لاف میزنم
کمسابقهتر از همه در اداره منم
با قصد کار و خدمت و بیشوق پول و فیش
عمری به میز و صندلیام پیله میتنم
اما بزرگترین گروه بازنشستههای مملکت را «پارکنشین»ها تشکیل میدهند. پارکنشینها را «بازننشسته» هم میگویند. این جماعت مثل همدندانهای اروپایی و غربنشین خود در طول سال، مدام در سیر و سفرند. فقط آنها دور دنیا میچرخند، اینها دور پارک! از این دسته بازنشستگان، برای نگهداری نوه، خرید ماست، گرفتن پول شارژ ساختمان و گاهی هم برای پرکردن صندلی همایشها و جلسات دولتی استفاده میشود.
تعداد بسیار بسیار بسیار اندکی هم بازنشسته سیاهنما داریم. اینها با اینکه مستمری بسیار بسیار بسیار مُکفی خود را ماه به ماه و سر وقت میگیرند، اما باز هم با مشغولشدن در کارهای سخت و زیانآور، به افکارعمومی اینطور القا میکنند که کسی به فکرشان نیست. در حالی که اتفاقاً همه مسئولان مملکت به فکر آنها هستند. میگویید نه؟ بروید تیتر روزنامهها را بخوانید!
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




