چگونه فیلم کودک انتخاب کنیم؟
نوا مصدق
این روزها روی پرده سینماها فیلمی در حال نمایش است با نام «دزد و پری». نمیدانم چند مرتبه در طول این مدت از من پرسیدهاند: «فکر میکنی برای بچه مناسب باشه؟»، «نکنه بترسه؟» بارها در معرض این سوال قرار گرفتهام و هربار به تمام متصدیان سینما فکر کردهام که چرا رده سنی فیلمهای کودک را مشخص نمیکنند. آخرین نفری که این سوال را از من پرسید دقیقا دست گذاشت روی همین نقطه حساس: «گروه سنیاش را ننوشتهاند؟» لابد انتظار داشت زنگ بزنم به حسین قناعت، کارگردان فیلم، و ازش بپرسم: «ببخشید، فیلم شما برای بچه 4ساله ترسناک نیست؟» به هر حال مادر است دیگر، دلش نمیخواهد بچهاش از گریمهای ترسناک بترسد، دلش نمیخواهد خاطره بدی از سینما برای بچه به جا بماند و دلش نمیخواهد تا مدتها مجبور شود با گریم ترسناک گرگ و روباه در ذهن بچه بجنگد.
راهکار ساده
اگر شما هم از آن دسته پدرومادرها هستید که دلشان نمیخواهد با چنین تصویری قدم به سالن سینما بگذارند، راهکار سادهای به شما پیشنهاد میدهم؛ پیش از ورود به سینما، داستان یکخطی آن را بخوانید و عکسهای فیلم را در اینترنت جستوجو کنید. این روزها که همهمان به اینترنت دسترسی داریم، چنین ترفندی به کمک شما میآید تا فیلمی را انتخاب کنید که برای کودک مناسب است. راهکار دیگر هم نشان دادن عکسها به کودک است، به او بگویید که قرار است با چه تصویرهایی مواجه شود و ذهنش را کمی آماده کنید برای داستانی که قرار است ببیند. بگذارید خودش در شکلگیری این تصویر اولیه نقش داشته باشد. بگذارید پیش از آنکه گریمهای سنگین را روی صورت بازیگران ببیند و در مواجهه با اتفاقهای دراماتیک داستان قرار بگیرد، ذهنیتی از آنها پیدا کند و مواجهه یکدفعه و ناگهانی نداشته باشد.
اما اگر باز هم خیالتان راحت نشد، دستبهکار شوید و به مرحله بعدی بروید. شناختی از کارگردان به دست آورید و بدانید که کیست و معمولا در چه فضایی فیلم کودک میسازد. در این صورت میتوانید با خیال راحت دستبهکار شوید. برای نمونه همین حسین قناعت، او پیش از آنکه «دزد و پری» را بسازد، داستان روستایی کودکانهای را کارگردانی کرده بود به نام «ماجراهای اینترنتی» یا پیش از آن «من و نگین داتکام». قناعت اصولا فیلم کودکانه میسازد و با دنیای ذهنی کودکان آشنایی دارد. داستان «دزد و پری» نیز در مهدکودک میگذرد، یک روز سرهنگی بازنشسته مجبور میشود به جای دخترش اداره مهدکودک را در دست بگیرد و خب دردسرهایی سد راه میشود.
دنیای کودکی ما
در روزهای کودکی ما که از این خبرها نبود، ما را به سینما میبردند، نه گروه سنیاش مشخص بود و نه پیش از ورود به سالن سینما عکسی در اختیار داشتیم. اگر هم عکسی بود، همان عکسهای سیاهوسفیدی بود که در روزنامهها منتشر میشد و نه گریم آن مشخص بود و نه چیزی دیگر. نمونهاش «مدرسه موشها» بود که ما دهه شصتیها چندین و چند شب پشت سر هم خواب آن گربههای ترسناک را دیده بودیم و ترسیده بودیم ازشان. آنقدر که پس از ساخت «مدرسه موشهای 2» میپرسیدیم: «گربههایش همانقدر ترسناکاند؟» یا مثلا اگر مهدکودک و مدرسه میرفتیم، ما را به تماشای فیلمهایی میبردند که حتی پدر و مادرهایمان هم از دیدن آنها میترسیدند، چه برسد به ما. باورتان نمیشود اما زمانی که «بچههای خیابان» اکران شد، ما را به سینما بردند و داستان غمانگیزی را دیدیم از بچههای ناامیدی که در پرورشگاه زندگی میکنند و یکیشان بیمار است و یکیشان صدای خوبی دارد و داستان آنقدر غمبار و ترسناک بود که به هیچ کودکی در هیچ کجای دنیا دیدنش توصیه نمیشود، چه برسد به ما که اصولا ذهنمان را از پرورشگاه پر کرده بودند و وحشت روزهای کودکیمان بود. همهمان میترسیدیم از اینکه روزی ما را سر راه بگذارند و مجبور شویم در پرورشگاه زندگی کنیم. باورتان نمیشود؟ شادترین فیلمی که آن زمان دیدیم «گربه آوازهخوان» بود. آن گربه جذاب و دوستداشتنی که همیشه سرش را در سطل آشغال میکرد اما به حسن کمک کرد تا پدرش را پیدا کند. گربه آنقدر شاد بود و باهوش که شعرهایش هم ما را به خنده میانداخت.
کودکانههای امروز
امروز اما بچهها سادهتر فیلمهایشان را انتخاب میکنند، مخصوصا با اکران انیمیشنهای پرتعداد و فیلمهای کودک خارجی. مخصوصا با شبکه نمایش خانگی که باعث میشود بچهها آرامتر با فضای داستانگو آشنا شوند و بدانند که تفاوتی میان دنیای واقعی با دنیای داستانها وجود دارد. امروز و با رسیدن اینترنت به خانههای ما، بسیار جذاب و گیراست که بفهمیم چطور میشود فیلمی را انتخاب کرد که مناسب حال کودکان ما باشد و احتمالا بهترین قدم برای رسیدن به آن، شناخت کودک خودمان است. شاید باورتان نشود، اما بهترین راه این است که کودک خود را زیر نظر بگیرید و بدانید در مواجهه با کدام داستانها بیشتر میترسد و در مواجهه با کدام داستانها هیجان کمتری دارد و کدام داستانها او را شاد میکند. اگر به این شناخت برسید، بهسادگی میتوانید فیلمی را برای او انتخاب کنید. چهبسا بچههای هفتسالهای که در گروه سنی الف به سر میبرند و چهبسا بچههای چهارسالهای که در گروه سنی ب به شکل سرخوشانهای به زندگی ادامه میدهند. این آشنایی با کودکان و زبان آنها به صورت فردی، در دوره و زمانه ما به این شدت و جدیت حضور نداشت و به همین خاطر همه ما با تصویرهایی نامربوط و ترسناک در ذهنمان، همچنان زندگی میکنیم.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




