از اشتباه‌ها فرار نکنیم

دل‌کوک

از اشتباه‌ها فرار نکنیم

نازنین متین‌نیا

دوسال پیش و در جریان انتخابات روسیه، «فیس‌بوک» به تاثیرگذاری در این انتخابات متهم شد. کمی بعد و در جریان انتخابات آمریکا هم همین اتفاق افتاد و بخشی از رای‌ دونالد ترامپ، به فیس‌بوک و شبکه‌های اجتماعی دیگر نسبت داده شد. حالا بعد از دوسال، یکی از مدیران فیس‌بوک اعلام کرده که اگرچه در دوسال گذشته این اتهامات را تکذیب کرده‌اند، اما احتمال این تاثیرگذاری ناخوشایند را مدنظر قرار داده‌اند و تلاش کرد‌ه‌اند تا در این سال‌ها راهی پیدا کنند که شبکه اجتماعی‌شان، در سرنوشت ملت‌ها تاثیر نداشته باشد و مردم بتوانند به راحتی در این فضا فعالیت کنند و در نهایت هم اعلام شد: «بله، فیس‌بوک می‌تواند به نفع دموکراسی نباشد.» خبر بالا در هفته گذشته در سایت‌های خبری جهان دست به دست چرخید و یکی از خبرهای داغ روزگار شد. حساسیت مردم به دو واژه «دموکراسی» و «فیس‌بوک»، کافی بود تا این اتفاق رخ دهد و شرکت بزرگی -در واقع بهتر است بگوییم غولی- مثل «فیس‌بوک» سرزبان‌ها بیفتد. البته در این نوشته قرار نیست که درباره حاشیه‌های سیاسی، اجتماعی و حتی رسانه‌ای این موضوع حرف بزنیم و به تحلیل برسیم که آیا واقعا فیس‌بوک، دموکراسی را خدشه‌دار می‌کند یا نه؟ بحث ما یک نشانه‌شناسی از این اتفاق است. نشانه‌شناسی از دلایل موفقیت شرکت بزرگی مثل فیس‌بوک و چرایی آن. احتمالا کارشناسان فنی، دلیل فراگیری و بزرگی فیس‌بوک را در خلاقیت، نوآوری و امکانات فنی آن می‌دانند که آنها را در اختیار مخاطبانش قرار می‌دهد. اما از زاویه نگاه این یادداشت، فیس‌بوک در کنار همه آن‌چه که خلاقیت و نوآوری و امکانات فنی نام می‌گیرد، یک ویژگی دیگر هم دارد؛ ویژگی‌ای که درواقع در منش مدیران آن نهفته است و اتفاقا هیچ ربطی هم به امکانات و خلاقیت ندارد. در رفتار مدیران فیس بوک، نوعی بلوغ و آگاهی در پذیرش احتمالات رفتار اشتباه وجود دارد. در واقع، مدیران فیس‌بوک به سادگی قبول کرده‌اند که ممکن است کامل نباشند و در مواجهه با هر نقد و اعتراضی، به جای محافظه‌کاری، تکذیب یا انکار، از سیستم پذیرش استفاده می‌کنند. این‌طور است که حتی وقتی به آن‌ها می‌گویند که ممکن است محصول‌شان، علیه یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های این روزهای انسان معاصر باشد، به جای انگ‌زدن، جنجال راه‌انداختن و هر رفتار دیگری، پذیرش را انتخاب می‌کنند. اگر خوب دقت کنیم، در زندگی ما آدم‌های عادی، هزینه‌های اشتباه‌ها کمتر است. در واقع، ما به اندازه مدیران فیس‌بوک، بابت یک اشتباه، نه سهام ارزشمند خود را از دست می‌دهیم و نه اعتماد عمومی دنیا را. اما اکثر ما در مواقع اشتباه، بدون پذیرش نقش خود، به دنبال راه‌حل‌هایی هستیم که هزینه را از روی دوش ما بردارد و کم‌رنگ کند. غافل از اینکه هزینه هر اشتباهی، به اندازه فرصت‌های خوبی که یک رفتار درست در اختیار ما قرار می‌دهد، مخصوص به ما است و فرار از این اشتباه‌ها یا انکار آنها، باعث نمی‌شود تا واقعیت تغییر کند یا از بین برود.

ارسال دیدگاه
ضمیمه
ضمیمه