گلوگاه حیاتی اقتصاد جهان
تنگه هرمز همواره یکی از حساسترین مفاصل ژئوپلیتیک جهان بوده؛ نقطهای که بر لبه ظریف انرژی، امنیت و اقتصاد جهانی قرار دارد و کوچکترین اخلال در آن، میتوان موجهایی گسترده در بازارهای بینالمللی ایجاد کند. جایگاه این آبراه نهفقط در نقشه جغرافیا، که در ساختار گردش انرژی و معادلات قدرت تعریف میشود. گزارش اخیر مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد اهمیت هرمز تنها در ظرفیت انتقال نفت نیست، بلکه در چهار حوزه نفت خام، الانجی، فرآوردههای نفتی و مواد شیمیایی، تا ۳۰ درصد تجارت جهانی بر دهانه این آبراه حیاتی استوار است؛ عددی که عمق وابستگی جهان به این گلوگاه را آشکار میسازد.
ارزیابی جریان انرژی در این مسیر نشان میدهد روزانه بیش از ۱۴ میلیون بشکه نفت خام، میعانات و مایعات گازی از هرمز عبور میکند؛ رقمی که معادل ۲۱ درصد از کل تجارت جهانی نفت است. با لحاظکردن فرآوردهها، حجم انتقالی به بیش از ۲۰ میلیون بشکه در روز میرسد. عربستان، عراق و امارات در صدر صادرکنندگان این مسیر قرار دارند و چین، هند و کره جنوبی نیز بیشترین واردات نفت عبوری از این آبراه را ثبت میکنند. همین الگوی وابستگی، تنگه هرمز را به نقطهای تعیینکننده برای امنیت انرژی آسیا بدل کرده است.
سطح اثرگذاری هرمز محدود به نفت باقی نمیماند. این آبراه شاهراه حیاتی انتقال الانجی است و حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی گاز مایع از مسیر آن میگذرد. قطر بهعنوان دومین صادرکننده بزرگ الانجی جهان، بار اصلی این جریان را حمل میکند و چین، هند و کره جنوبی نیز مقصد نخست این محمولهها هستند. چنین تمرکزی نشان میدهد هرگونه اختلال در این مسیر تنها یک بحران منطقهای نخواهد بود و آثار آن بر شبکه انرژی سراسر جهان بلافاصله ظاهر میشود. تجارت فرآوردههای نفتی نیز نسبت چشمگیری به هرمز دارد. انتقال الپیجی، نفتا و سوخت جت به ترتیب ۳۷، ۲۴ و ۲۳ درصد تجارت جهانی این محصولات را شامل میشود. کشورهای آسیایی همچنان مقصد اصلی فرآوردهها هستند؛ با این تفاوت که اروپا پس از جنگ اوکراین، نیمی از واردات سوخت جت خود را از این مسیر تأمین میکند و نسبت به هر نوسان قیمت، حساسیتی مضاعف دارد. حوزه مواد شیمیایی نیز به همین میزان درگیر این آبراه است؛ تجارت متانول، اوره و پلیاتیلن وابستگی ۱۵ تا ۳۵ درصدی به هرمز دارد. حتی تجارت جهانی آلومینیوم که محصول صنایع انرژیبر کشورهای حاشیه خلیج است، با سهم حدود ۸ درصد، به این مسیر متصل مانده است.
ابعاد اقتصادی اخلال در هرمز در سناریوهای مختلف نشان میدهد بازار جهانی بهشدت در معرض تنشهای احتمالی قرار دارد. گزارشهای بینالمللی تأکید میکنند در وضعیت تنش محدود، بهای نفت میتواند به بازه ۸۰ تا ۱۰۰ دلار برسد و در صورت انسداد کامل، سطوح ۱۱۰ تا ۱۵۰ دلار دور از دسترس نخواهد بود. قیمت الانجی نیز در سناریوی شدید تا بیش از ۲۰۰ درصد افزایش مییابد. چنین جهشی توان ایجاد موجهای تورمی در اروپا و آمریکا را دارد و پیشبینیها از افزایش تورم تا سطح ۵.۵ درصد در دو سوی آتلانتیک حکایت میکنند.
ابعاد حقوقی نیز موقعیت ایران را در مدیریت عبور و مرور تقویت میکند. ایران کنوانسیونهای مربوط به عبور بیضرر و عبور ترانزیت را امضا اما تصویب نکرده و به عرف بینالمللی متعهد است. همین جایگاه امکان اعمال محدودیتهای امنیتی و تعلیق عبور کشتیهای مرتبط با دولتهای غیر بیطرف را فراهم میآورد؛ حقی که بر قواعد مخاصمات دریایی مبتنی است و ظرفیت اعمال مدیریت هوشمندانه بر تردد را تقویت میکند.
تنگه هرمز نهتنها آبراهی حیاتی، که آینهای از واقعیتهای ژئوپلیتیک جهان امروز است؛ جهانی که در آن جغرافیا دوباره در کانون قدرت نشسته است و مدیریت هوشمندانه این گذرگاه تعیینکننده، یکی از کلیدهای آینده امنیت انرژی و ثبات اقتصادی خواهد بود.
ارزیابی جریان انرژی در این مسیر نشان میدهد روزانه بیش از ۱۴ میلیون بشکه نفت خام، میعانات و مایعات گازی از هرمز عبور میکند؛ رقمی که معادل ۲۱ درصد از کل تجارت جهانی نفت است. با لحاظکردن فرآوردهها، حجم انتقالی به بیش از ۲۰ میلیون بشکه در روز میرسد. عربستان، عراق و امارات در صدر صادرکنندگان این مسیر قرار دارند و چین، هند و کره جنوبی نیز بیشترین واردات نفت عبوری از این آبراه را ثبت میکنند. همین الگوی وابستگی، تنگه هرمز را به نقطهای تعیینکننده برای امنیت انرژی آسیا بدل کرده است.
سطح اثرگذاری هرمز محدود به نفت باقی نمیماند. این آبراه شاهراه حیاتی انتقال الانجی است و حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی گاز مایع از مسیر آن میگذرد. قطر بهعنوان دومین صادرکننده بزرگ الانجی جهان، بار اصلی این جریان را حمل میکند و چین، هند و کره جنوبی نیز مقصد نخست این محمولهها هستند. چنین تمرکزی نشان میدهد هرگونه اختلال در این مسیر تنها یک بحران منطقهای نخواهد بود و آثار آن بر شبکه انرژی سراسر جهان بلافاصله ظاهر میشود. تجارت فرآوردههای نفتی نیز نسبت چشمگیری به هرمز دارد. انتقال الپیجی، نفتا و سوخت جت به ترتیب ۳۷، ۲۴ و ۲۳ درصد تجارت جهانی این محصولات را شامل میشود. کشورهای آسیایی همچنان مقصد اصلی فرآوردهها هستند؛ با این تفاوت که اروپا پس از جنگ اوکراین، نیمی از واردات سوخت جت خود را از این مسیر تأمین میکند و نسبت به هر نوسان قیمت، حساسیتی مضاعف دارد. حوزه مواد شیمیایی نیز به همین میزان درگیر این آبراه است؛ تجارت متانول، اوره و پلیاتیلن وابستگی ۱۵ تا ۳۵ درصدی به هرمز دارد. حتی تجارت جهانی آلومینیوم که محصول صنایع انرژیبر کشورهای حاشیه خلیج است، با سهم حدود ۸ درصد، به این مسیر متصل مانده است.
ابعاد اقتصادی اخلال در هرمز در سناریوهای مختلف نشان میدهد بازار جهانی بهشدت در معرض تنشهای احتمالی قرار دارد. گزارشهای بینالمللی تأکید میکنند در وضعیت تنش محدود، بهای نفت میتواند به بازه ۸۰ تا ۱۰۰ دلار برسد و در صورت انسداد کامل، سطوح ۱۱۰ تا ۱۵۰ دلار دور از دسترس نخواهد بود. قیمت الانجی نیز در سناریوی شدید تا بیش از ۲۰۰ درصد افزایش مییابد. چنین جهشی توان ایجاد موجهای تورمی در اروپا و آمریکا را دارد و پیشبینیها از افزایش تورم تا سطح ۵.۵ درصد در دو سوی آتلانتیک حکایت میکنند.
ابعاد حقوقی نیز موقعیت ایران را در مدیریت عبور و مرور تقویت میکند. ایران کنوانسیونهای مربوط به عبور بیضرر و عبور ترانزیت را امضا اما تصویب نکرده و به عرف بینالمللی متعهد است. همین جایگاه امکان اعمال محدودیتهای امنیتی و تعلیق عبور کشتیهای مرتبط با دولتهای غیر بیطرف را فراهم میآورد؛ حقی که بر قواعد مخاصمات دریایی مبتنی است و ظرفیت اعمال مدیریت هوشمندانه بر تردد را تقویت میکند.
تنگه هرمز نهتنها آبراهی حیاتی، که آینهای از واقعیتهای ژئوپلیتیک جهان امروز است؛ جهانی که در آن جغرافیا دوباره در کانون قدرت نشسته است و مدیریت هوشمندانه این گذرگاه تعیینکننده، یکی از کلیدهای آینده امنیت انرژی و ثبات اقتصادی خواهد بود.
ارسال دیدگاه




