هرمز چگونه اقتصاد جهان را لرزاند
حمیدرضا کاشانی روزنامه نگار
بازارهای جهانی در هفتههای اخیر با یکی از پرتنشترین دورههای خود در سالهای گذشته روبهرو شدهاند؛ دورهای که بسیاری از تحلیلگران آن را نتیجه مستقیم تحولات ژئوپلیتیکی در خلیج فارس میدانند. آغاز جنگ رمضان و تشدید کنترل عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز از سوی ایران، نهتنها مسیر انتقال بخش مهمی از انرژی جهان را با اختلال مواجه کرده بلکه واکنش زنجیرهای در بازارهای کالایی، انرژی و حتی نظام مالی بینالمللی ایجاد کرده است. دادههای منتشر شده در بازارهای جهانی نشان میدهد تنها در فاصله کوتاهی پس از این تحولات، قیمت مجموعهای از کالاهای اساسی با جهشی قابل توجه روبهرو شده است؛ جهشی که دامنه آن از چند درصد تا دهها درصد متغیر بوده و نگرانیهایی جدی درباره آینده تجارت جهانی، امنیت انرژی و ثبات زنجیرههای تأمین به وجود آورده است.
جهش قیمت در بازارها
آمارهای منتشرشده از بازارهای کالایی جهان نشان میدهد آغاز جنگ رمضان و کنترل عبور کشتیها در تنگه هرمز، افزایش قابل توجه بهای انرژی و برخی مواد پایه را به دنبال داشته است. بررسی دادههای معاملاتی تا میانه این بحران حکایت از آن دارد که قیمت دستکم چهارده کالای مهم در بازارهای جهانی رشد محسوسی را تجربه کردهاند. چارلی بیللو، تحلیلگر بازارهای کالایی، در ارزیابی این تحولات تأکید میکند تنشهای ژئوپلیتیکی اخیر باعث جهش قابل توجه قیمت انواع انرژی و کالاهای پایه در سطح بینالمللی شده است. واکنش سریع بازارها به این تحولات نشان میدهد وابستگی اقتصاد جهانی به گذرگاههای راهبردی انرژی همچنان بسیار بالاست و هرگونه اختلال در آنها به سرعت در قیمتها منعکس میشود. براساس دادههای منتشرشده، بیشترین افزایش قیمت به نفت گاز گرمایشی تعلق دارد که رشد ۷۷ درصدی را ثبت کرده است. گاز طبیعی اروپا نیز با افزایش ۷۱ درصدی در رتبه بعدی قرار گرفته و نفت خام برنت با رشد ۵۸ درصدی و نفت خام آمریکا با افزایش ۵۱ درصدی، از دیگر کالاهایی هستند که بیشترین واکنش را به تحولات منطقه نشان دادهاند. افزون بر این، بازار نهادههای کشاورزی و صنعتی نیز تحت تأثیر قرار گرفته است. قیمت اوره ۴۸ درصد افزایش یافته، سوخت دیزل با رشد ۴۴ درصدی روبهرو شده و گوگرد نیز ۴۳ درصد گرانتر شده است. بنزین در بازارهای جهانی ۴۲ درصد افزایش قیمت داشته و بهای کودهای شیمیایی نیز حدود ۲۹ درصد بالا رفته است. دامنه این افزایشها به سایر کالاها نیز رسید. زغالسنگ ۲۱ درصد، روغن پالم ۱۴ درصد، سنگآهن و برنج هر کدام ۷ درصد و گاز طبیعی آمریکا نیز حدود ۶ درصد رشد قیمت را تجربه کردهاند. چنین روندی نشان میدهد شوک ناشی از تحولات ژئوپلیتیکی تنها به بازار نفت محدود نمانده و مجموعهای از بازارهای مرتبط را درگیر کرده است. نکته قابل توجه آن است که این افزایش قیمتها در شرایطی رخ داد که هنوز برخی گلوگاههای مهم دریایی بسته نشدهاند. تنگه بابالمندب همچنان به طور کامل مسدود نشده و عربستان سعودی نیز روزانه بیش از پنج میلیون بشکه نفت به بازارهای جهانی صادر میکند. با این حال، بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند در صورت گسترش تنشها، حتی تنگه راهبردی مالاکا نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد؛ گذرگاهی که اختلال در آن میتواند تجارت دریایی آسیا و بخش بزرگی از جریان انرژی جهان را با چالش جدی مواجه سازد.
اختلال در مسیر تجارت
گزارش تازه نشریه اکونومیست تصویر گستردهتری از پیامدهای این بحران ارائه میدهد. این نشریه مینویسد ایران با ایجاد اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز عملاً مسیر انتقال حدود یکپنجم نفت و گاز جهان را تحت فشار قرار داده و همین مسئله اقتصادهای بزرگ را با شوکی قابل توجه روبهرو کرده است.
اهمیت موضوع تنها به این آبراه محدود نمیشود. اکونومیست از شبکهای از گلوگاههای حساس در تجارت جهانی سخن میگوید که همزمان تحت فشار قرار گرفتهاند. تنگه بابالمندب نمونهای از این نقاط است؛ جایی که سهم آن در تجارت جهانی از حدود ۹ درصد به نزدیک ۴ درصد کاهش یافته است. دریای سیاه نیز همچنان تحت تأثیر جنگ اوکراین قرار دارد و انتقال غلات و نفت در این منطقه با محدودیتهایی روبهرو شده است.
افزون بر این، کانال پاناما نیز به دلیل خشکسالی با محدودیت عبور کشتیها مواجه شده و بسیاری از نفتکشها ناچار شدهاند مسیرهای طولانیتری را در اطراف آمریکای جنوبی طی کنند. همزمان ذوب یخهای قطبی نیز مسیرهای جدیدی را در شمال جهان گشوده که خود میتواند گلوگاههای تازهای در نقشه تجارت جهانی ایجاد کند. شاخصهای اقتصادی نیز ابعاد این بحران را روشنتر میکنند. گزارشها نشان میدهد حدود ۳۰۰ نفتکش در بنادر مختلف جهان معطل مانده یا مسیر خود را تغییر دادهاند. هزینه اجاره نفتکشهای بزرگ که پیشتر حدود ۹۰ هزار دلار در روز بود، اکنون به حدود ۲۳۰ هزار دلار رسیده است. هزینه سوخت دریایی نیز تقریباً دوبرابر شده و بسیاری از کشتیها برای کاهش مصرف، سرعت حرکت خود را کاهش دادهاند؛ به گونهای که میانگین سرعت کشتیها در ماه مارس حدود دو درصد افت کرده است. چنین تحولاتی نشان میدهد بسته شدن یا محدود شدن هر مسیر دریایی اصلی، هزاران مایل به مسیر سفرهای تجاری میافزاید و زمان حملونقل را هفتهها طولانیتر میکند. نتیجه طبیعی این روند، افزایش هزینههای حملونقل و فشار بیشتر بر قیمت کالاها در بازارهای جهانی است.
اکونومیست در جمعبندی تحلیل خود تأکید میکند تجارت جهانی ناچار شده برای عبور از این شرایط، مسیرهای تازهای را جستوجو کند. زنجیرههای تأمین در حال بازآرایی هستند و بسیاری از کالاها از طریق مسیرهای زمینی یا بنادر منطقهای جابهجا میشوند. چنین روندی نشان میدهد جغرافیا بار دیگر به عامل تعیینکننده در اقتصاد جهانی تبدیل شده است و کشورهایی که گلوگاههای مهم دریایی را در اختیار دارند، قدرت چانهزنی بیشتری پیدا کردهاند.
تلاطم در نظام مالی
پیامدهای این بحران تنها به بازار انرژی و حملونقل محدود نمانده و نشانههایی از تأثیر آن بر نظام مالی بینالمللی نیز دیده میشود. گزارش تازه دویچه بانک هشدار میدهد جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران میتواند به «طوفانی کامل برای پترودلار» تبدیل شود و روند افول نقش دلار در تجارت انرژی را سرعت بخشد.
تحلیلگران این بانک معتقدند ادامه این درگیری ممکن است به نقطه عطفی در تاریخ نظام پولی جهانی تبدیل شود؛ نقطهای که در آن سلطه دلار بر معاملات نفتی به چالش کشیده شود و ارزهای جایگزین سهم بیشتری در این تجارت به دست آورند. گزارشهایی نیز منتشر شده که نشان میدهد ایران در حال مذاکره برای آن است که عبور برخی کشتیها از تنگه هرمز تنها در صورتی مجاز باشد که پرداخت بهای نفت به یوآن چین انجام شود.
دویچه بانک یادآور میشود نشانههای تضعیف نقش دلار پیش از آغاز این درگیری نیز مشاهده میشد، اما بحران کنونی میتواند این روند را شتاب دهد. برخی کشورهای حوزه خلیج فارس ممکن است برای مقابله با فشارهای ناشی از بحران، بخشی از ذخایر دلاری خود را آزاد کنند. همزمان نگرانیهایی درباره توان آمریکا در تضمین امنیت منطقه و حفاظت از زیرساختهای انرژی مطرح شده که میتواند بر رفتار سرمایهگذاران تأثیر بگذارد.
ابعاد اقتصادی این بحران در گزارشهای برخی تحلیلگران بینالمللی نیز بازتاب یافته است. «هولگر اشایپیتس» تحلیلگر اقتصادی آلمانی، اعلام کرده جنگ با ایران تاکنون حدود ۱۲ تریلیون دلار از ارزش بازارهای جهانی کاسته است. این رقم از مجموع تولید ناخالص داخلی سه اقتصاد بزرگ آلمان، ژاپن و بریتانیا نیز بیشتر برآورد میشود. گزارشهای پیشین او نیز از کاهش حدود پنج تریلیون دلار از ارزش بازار سهام آمریکا و جهش ۵۵ درصدی قیمت نفت برنت خبر داده بود. چنین ارقامی نشان میدهد بحران کنونی تنها یک تنش منطقهای نیست بلکه شوکی بزرگ برای اقتصاد جهانی محسوب میشود؛ شوکی که میتواند مسیر بازار انرژی، تجارت جهانی و حتی ساختار نظام پولی بینالمللی را در سالهای آینده تحت تأثیر قرار دهد.
جهش قیمت در بازارها
آمارهای منتشرشده از بازارهای کالایی جهان نشان میدهد آغاز جنگ رمضان و کنترل عبور کشتیها در تنگه هرمز، افزایش قابل توجه بهای انرژی و برخی مواد پایه را به دنبال داشته است. بررسی دادههای معاملاتی تا میانه این بحران حکایت از آن دارد که قیمت دستکم چهارده کالای مهم در بازارهای جهانی رشد محسوسی را تجربه کردهاند. چارلی بیللو، تحلیلگر بازارهای کالایی، در ارزیابی این تحولات تأکید میکند تنشهای ژئوپلیتیکی اخیر باعث جهش قابل توجه قیمت انواع انرژی و کالاهای پایه در سطح بینالمللی شده است. واکنش سریع بازارها به این تحولات نشان میدهد وابستگی اقتصاد جهانی به گذرگاههای راهبردی انرژی همچنان بسیار بالاست و هرگونه اختلال در آنها به سرعت در قیمتها منعکس میشود. براساس دادههای منتشرشده، بیشترین افزایش قیمت به نفت گاز گرمایشی تعلق دارد که رشد ۷۷ درصدی را ثبت کرده است. گاز طبیعی اروپا نیز با افزایش ۷۱ درصدی در رتبه بعدی قرار گرفته و نفت خام برنت با رشد ۵۸ درصدی و نفت خام آمریکا با افزایش ۵۱ درصدی، از دیگر کالاهایی هستند که بیشترین واکنش را به تحولات منطقه نشان دادهاند. افزون بر این، بازار نهادههای کشاورزی و صنعتی نیز تحت تأثیر قرار گرفته است. قیمت اوره ۴۸ درصد افزایش یافته، سوخت دیزل با رشد ۴۴ درصدی روبهرو شده و گوگرد نیز ۴۳ درصد گرانتر شده است. بنزین در بازارهای جهانی ۴۲ درصد افزایش قیمت داشته و بهای کودهای شیمیایی نیز حدود ۲۹ درصد بالا رفته است. دامنه این افزایشها به سایر کالاها نیز رسید. زغالسنگ ۲۱ درصد، روغن پالم ۱۴ درصد، سنگآهن و برنج هر کدام ۷ درصد و گاز طبیعی آمریکا نیز حدود ۶ درصد رشد قیمت را تجربه کردهاند. چنین روندی نشان میدهد شوک ناشی از تحولات ژئوپلیتیکی تنها به بازار نفت محدود نمانده و مجموعهای از بازارهای مرتبط را درگیر کرده است. نکته قابل توجه آن است که این افزایش قیمتها در شرایطی رخ داد که هنوز برخی گلوگاههای مهم دریایی بسته نشدهاند. تنگه بابالمندب همچنان به طور کامل مسدود نشده و عربستان سعودی نیز روزانه بیش از پنج میلیون بشکه نفت به بازارهای جهانی صادر میکند. با این حال، بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند در صورت گسترش تنشها، حتی تنگه راهبردی مالاکا نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد؛ گذرگاهی که اختلال در آن میتواند تجارت دریایی آسیا و بخش بزرگی از جریان انرژی جهان را با چالش جدی مواجه سازد.
اختلال در مسیر تجارت
گزارش تازه نشریه اکونومیست تصویر گستردهتری از پیامدهای این بحران ارائه میدهد. این نشریه مینویسد ایران با ایجاد اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز عملاً مسیر انتقال حدود یکپنجم نفت و گاز جهان را تحت فشار قرار داده و همین مسئله اقتصادهای بزرگ را با شوکی قابل توجه روبهرو کرده است.
اهمیت موضوع تنها به این آبراه محدود نمیشود. اکونومیست از شبکهای از گلوگاههای حساس در تجارت جهانی سخن میگوید که همزمان تحت فشار قرار گرفتهاند. تنگه بابالمندب نمونهای از این نقاط است؛ جایی که سهم آن در تجارت جهانی از حدود ۹ درصد به نزدیک ۴ درصد کاهش یافته است. دریای سیاه نیز همچنان تحت تأثیر جنگ اوکراین قرار دارد و انتقال غلات و نفت در این منطقه با محدودیتهایی روبهرو شده است.
افزون بر این، کانال پاناما نیز به دلیل خشکسالی با محدودیت عبور کشتیها مواجه شده و بسیاری از نفتکشها ناچار شدهاند مسیرهای طولانیتری را در اطراف آمریکای جنوبی طی کنند. همزمان ذوب یخهای قطبی نیز مسیرهای جدیدی را در شمال جهان گشوده که خود میتواند گلوگاههای تازهای در نقشه تجارت جهانی ایجاد کند. شاخصهای اقتصادی نیز ابعاد این بحران را روشنتر میکنند. گزارشها نشان میدهد حدود ۳۰۰ نفتکش در بنادر مختلف جهان معطل مانده یا مسیر خود را تغییر دادهاند. هزینه اجاره نفتکشهای بزرگ که پیشتر حدود ۹۰ هزار دلار در روز بود، اکنون به حدود ۲۳۰ هزار دلار رسیده است. هزینه سوخت دریایی نیز تقریباً دوبرابر شده و بسیاری از کشتیها برای کاهش مصرف، سرعت حرکت خود را کاهش دادهاند؛ به گونهای که میانگین سرعت کشتیها در ماه مارس حدود دو درصد افت کرده است. چنین تحولاتی نشان میدهد بسته شدن یا محدود شدن هر مسیر دریایی اصلی، هزاران مایل به مسیر سفرهای تجاری میافزاید و زمان حملونقل را هفتهها طولانیتر میکند. نتیجه طبیعی این روند، افزایش هزینههای حملونقل و فشار بیشتر بر قیمت کالاها در بازارهای جهانی است.
اکونومیست در جمعبندی تحلیل خود تأکید میکند تجارت جهانی ناچار شده برای عبور از این شرایط، مسیرهای تازهای را جستوجو کند. زنجیرههای تأمین در حال بازآرایی هستند و بسیاری از کالاها از طریق مسیرهای زمینی یا بنادر منطقهای جابهجا میشوند. چنین روندی نشان میدهد جغرافیا بار دیگر به عامل تعیینکننده در اقتصاد جهانی تبدیل شده است و کشورهایی که گلوگاههای مهم دریایی را در اختیار دارند، قدرت چانهزنی بیشتری پیدا کردهاند.
تلاطم در نظام مالی
پیامدهای این بحران تنها به بازار انرژی و حملونقل محدود نمانده و نشانههایی از تأثیر آن بر نظام مالی بینالمللی نیز دیده میشود. گزارش تازه دویچه بانک هشدار میدهد جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران میتواند به «طوفانی کامل برای پترودلار» تبدیل شود و روند افول نقش دلار در تجارت انرژی را سرعت بخشد.
تحلیلگران این بانک معتقدند ادامه این درگیری ممکن است به نقطه عطفی در تاریخ نظام پولی جهانی تبدیل شود؛ نقطهای که در آن سلطه دلار بر معاملات نفتی به چالش کشیده شود و ارزهای جایگزین سهم بیشتری در این تجارت به دست آورند. گزارشهایی نیز منتشر شده که نشان میدهد ایران در حال مذاکره برای آن است که عبور برخی کشتیها از تنگه هرمز تنها در صورتی مجاز باشد که پرداخت بهای نفت به یوآن چین انجام شود.
دویچه بانک یادآور میشود نشانههای تضعیف نقش دلار پیش از آغاز این درگیری نیز مشاهده میشد، اما بحران کنونی میتواند این روند را شتاب دهد. برخی کشورهای حوزه خلیج فارس ممکن است برای مقابله با فشارهای ناشی از بحران، بخشی از ذخایر دلاری خود را آزاد کنند. همزمان نگرانیهایی درباره توان آمریکا در تضمین امنیت منطقه و حفاظت از زیرساختهای انرژی مطرح شده که میتواند بر رفتار سرمایهگذاران تأثیر بگذارد.
ابعاد اقتصادی این بحران در گزارشهای برخی تحلیلگران بینالمللی نیز بازتاب یافته است. «هولگر اشایپیتس» تحلیلگر اقتصادی آلمانی، اعلام کرده جنگ با ایران تاکنون حدود ۱۲ تریلیون دلار از ارزش بازارهای جهانی کاسته است. این رقم از مجموع تولید ناخالص داخلی سه اقتصاد بزرگ آلمان، ژاپن و بریتانیا نیز بیشتر برآورد میشود. گزارشهای پیشین او نیز از کاهش حدود پنج تریلیون دلار از ارزش بازار سهام آمریکا و جهش ۵۵ درصدی قیمت نفت برنت خبر داده بود. چنین ارقامی نشان میدهد بحران کنونی تنها یک تنش منطقهای نیست بلکه شوکی بزرگ برای اقتصاد جهانی محسوب میشود؛ شوکی که میتواند مسیر بازار انرژی، تجارت جهانی و حتی ساختار نظام پولی بینالمللی را در سالهای آینده تحت تأثیر قرار دهد.
ارسال دیدگاه




