نظم دریایی نوین در خلیج فارس
سیدطهحسین مدنی رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
کشور ما طی دهههای گذشته بیهیچ چشمداشتی، مسئولیت سنگین تأمین امنیت تنگه هرمز را بر عهده داشت؛ آبراهی که یکی از حیاتیترین گذرگاههای تجارت جهانی به شمار میرود. ایران در حالی این مأموریت را انجام میداد که میتوانست همانند بسیاری از گذرگاههای راهبردی جهان از محل عبور کشتیها، درآمدزایی یا هزینههای امنیتی را از ناوگان عبوری دریافت کند، اما ترجیح داد ثبات تجارت جهانی و آرامش بازار انرژی را بر منافع مالی کوتاهمدت مقدم بدارد. با این حال، جنگ رمضان و تجاوز نابخردانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، معادلات پیشین را دگرگون کرد و شرایطی جدید و نوین را در این آبراه راهبردی پدید آورد. واقعیت آن است که پس از این تحولات، سازوکارهای امنیتی تنگه هرمز دیگر نمیتواند دقیقاً به شکل گذشته ادامه یابد و طبیعی است که نظم تازهای در مدیریت آن شکل گیرد.
کشورهای عربی خلیج فارس نیز در جریان بحران اخیر دریافتند اتکای کامل به حضور نظامی آمریکا برای تأمین امنیت، کارآمدی لازم را ندارد. این کشورها که امنیت سرزمینی خود را به پایگاههای آمریکایی گره زده بودند، با آغاز جنگ رمضان مشاهده کردند آمریکا مسئولیت مستقیم در حفاظت از کشتیها را نپذیرفت و سامانههای دفاعی تنها هنگام هدفگیری سرزمینهای اشغالی فعال شد. همزمان نیز گزارشهایی از منشأ نامعلوم برخی حملات نیز منتشر گردید.
رخدادهای این دوره برای کشورهای منطقه روشن ساخت که امنیت خلیج فارس بدون نقشآفرینی ایران قابل تضمین نیست. حتی در حوزه بیمه کشتیرانی نیز شرکتهای بزرگ انگلیسی از پوشش محمولههای عبوری از خلیج فارس خودداری کردند و این مسئله خلأ جدی بیمهای در یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان به وجود آورد. همزمان، سامانههای دفاعی و ناوگان آمریکایی که مدعی تأمین امنیت منطقه بودند، فاصلهای بیش از 500 کیلومتر از محدوده بحران گرفتند و واشنگتن نیز اعلام کرد وابستگی مستقیمی به تنگه هرمز ندارد. چنین موضعی در عمل به معنای آن بود که کشورهایی که به منابع انرژی این منطقه نیاز دارند باید خود مسئولیت امنیت مسیرهای کشتیرانی را بر عهده گیرند.
تحولات اخیر در کنار تهدیدها، فرصتهایی تازه نیز برای ایران ایجاد کرده است. خلأ بیمهای موجود میتواند زمینه شکلگیری سازوکارهای منطقهای برای بیمه کشتیها و محمولههای عبوری را فراهم آورد؛ سازوکاری که با مشارکت کشورهای منطقه و حتی با اتکای بیمهای به شرکتهای روسی یا چینی قابل طراحی است. در چنین چارچوبی، کشتیهایی که از مبدأ خلیج فارس بارگیری میکنند، افزون بر بیمههای پایه بینالمللی، ملزم خواهند بود الحاقیهای ویژه برای تردد در این آبراه دریافت کنند. این الحاقیه میتواند هزینههای امنیتی، جبران آسیبهای واردشده به زیرساختها و تقویت ناوگان حفاظتی ایران را پوشش دهد.
کشورهای عربی خلیج فارس نیز در جریان بحران اخیر دریافتند اتکای کامل به حضور نظامی آمریکا برای تأمین امنیت، کارآمدی لازم را ندارد. این کشورها که امنیت سرزمینی خود را به پایگاههای آمریکایی گره زده بودند، با آغاز جنگ رمضان مشاهده کردند آمریکا مسئولیت مستقیم در حفاظت از کشتیها را نپذیرفت و سامانههای دفاعی تنها هنگام هدفگیری سرزمینهای اشغالی فعال شد. همزمان نیز گزارشهایی از منشأ نامعلوم برخی حملات نیز منتشر گردید.
رخدادهای این دوره برای کشورهای منطقه روشن ساخت که امنیت خلیج فارس بدون نقشآفرینی ایران قابل تضمین نیست. حتی در حوزه بیمه کشتیرانی نیز شرکتهای بزرگ انگلیسی از پوشش محمولههای عبوری از خلیج فارس خودداری کردند و این مسئله خلأ جدی بیمهای در یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان به وجود آورد. همزمان، سامانههای دفاعی و ناوگان آمریکایی که مدعی تأمین امنیت منطقه بودند، فاصلهای بیش از 500 کیلومتر از محدوده بحران گرفتند و واشنگتن نیز اعلام کرد وابستگی مستقیمی به تنگه هرمز ندارد. چنین موضعی در عمل به معنای آن بود که کشورهایی که به منابع انرژی این منطقه نیاز دارند باید خود مسئولیت امنیت مسیرهای کشتیرانی را بر عهده گیرند.
تحولات اخیر در کنار تهدیدها، فرصتهایی تازه نیز برای ایران ایجاد کرده است. خلأ بیمهای موجود میتواند زمینه شکلگیری سازوکارهای منطقهای برای بیمه کشتیها و محمولههای عبوری را فراهم آورد؛ سازوکاری که با مشارکت کشورهای منطقه و حتی با اتکای بیمهای به شرکتهای روسی یا چینی قابل طراحی است. در چنین چارچوبی، کشتیهایی که از مبدأ خلیج فارس بارگیری میکنند، افزون بر بیمههای پایه بینالمللی، ملزم خواهند بود الحاقیهای ویژه برای تردد در این آبراه دریافت کنند. این الحاقیه میتواند هزینههای امنیتی، جبران آسیبهای واردشده به زیرساختها و تقویت ناوگان حفاظتی ایران را پوشش دهد.
ارسال دیدگاه




