کودکان اینفلوئنسر؛ابزارهای زندگی دیجیتال
مهشید مهدیزاده روزنامه نگار
در عصری که شبکههای اجتماعی همهچیز را به صحنه نمایش بدل کرده، کودکان نیز به «کارگران دیجیتال» تبدیل شدهاند؛ بدون اینکه کسی به آنها یادآوری کند این کار واقعا چیست. آنها در مقابل دوربین لبخند میزنند، بازی میکنند، محصولات تبلیغ میکنند و لحظات شخصیشان را در معرض میلیونها چشم قرار میدهند. اما پشت این تصویر شاد، پرسشهای حقوقی، اخلاقی و روانی جدی نهفته است: آیا این کودکان واقعا انتخاب کردهاند که خود را در شبکهها عرضه کنند یا بردههای کوچک بزرگترهایشان هستند که پول و شهرت اینترنتی را بر کودکی آنها ترجیح دادهاند؟
کودکان اینفلوئنسر: بازی یا کار؟
کودکان اینفلوئنسر، معروف به «کیدفلوئنسر»، در چند سال اخیر تبدیل به پدیدهای جهانی شدهاند. این کودکان در ویدیوها و پستهای آنلاین ظاهر میشوند، از بازی و شوخیهای روزمره گرفته تا تبلیغات و همکاری با برندها، و فعالیتهایشان اغلب توسط والدین یا مدیران حسابها کنترل میشود.
برای جامعه، دیدن کودکی که بازی میکند و سرگرمکننده به نظر میرسد، بیضرر میآید، اما پژوهشها نشان میدهد بسیاری از این فعالیتها جنبهای اقتصادی دارد و کودکان ناخواسته درگیر سازوکارهای درآمدزایی شبکهها میشوند؛ بدون نظارت قانونی و بدون امکان تصمیمگیری واقعی درباره کار خود. بسیاری از والدین نیز گمان میکنند که حضور کودک در اینترنت فرصتی برای خلاقیت و تجربه آموزشی است، در حالی که این تجربه اغلب تحت فشار زمان و توقعات درآمدزایی شکل میگیرد و خود کودک کمترین سهم را در تصمیمگیری دارد.
آنها کودکی نمیکنند
یکی از بحثهای اصلی، فقدان رضایت آگاهانه کودکان است. آنها هنوز توان درک کامل پیامدهای نشر لحظات خصوصی خود در اینترنت را ندارند؛ بنابراین نمیتوانند تصمیمی کاملاً آزادانه بگیرند. بسیاری از کارشناسان هشدار میدهند که انتشار گسترده زندگی کودکان باید با مشارکت خود آنها و رعایت حریم خصوصی انجام شود، چیزی که غالباً در پلتفرمهای اجتماعی رعایت نمیشود.
آسیبهای روانی شامل اضطراب، کاهش عزتنفس و اختلال در شکلگیری هویت است. کودکانی که مجبور به حضور دائم در فضای مجازی هستند، با پیامهای منفی و مخاطبان بالغ نیز مواجه میشوند. بسیاری از والدین یا مدیران حسابها، از ساختارهای درآمدی و تبلیغاتی پلتفرمها آگاه نیستند که به طور سیستماتیک بهرهبرداری از فعالیت کودکان را تسهیل میکند. حتی زمانی که این کودکان بازی میکنند، اغلب در حال انجام کاری هستند که بهشدت برنامهریزی و کنترل شده است، نه تفریح واقعی.
اقتصاد توجه و درآمد پنهان
کودکان اینفلوئنسر نه تنها بازی میکنند، بلکه در اقتصاد توجه و درآمدزایی نقش مهمی دارند. حسابهای آنها تحت کنترل والدین یا مدیران، درآمدهای تبلیغاتی و فروش محتوا را مدیریت میکنند و در مواردی، کودکان هیچ کنترلی روی این فرایند ندارند.
این درآمد بالا گاهی باعث میشود مشکلات استثمار پنهان بماند. حتی برخی والدین یا مدیران حسابها اعتقاد دارند که شهرت و پول حاصل از فعالیتهای دیجیتال کودک، ارزش بیشتری دارد تا تجربه واقعی کودکی. نظرسنجیها نشان میدهد بخش قابلتوجهی از بزرگسالان این وضعیت را نوعی سوءاستفاده میدانند؛ نه سرگرمی یا آموزش. این واقعیت طنزی تلخ دارد: کودکی و درآمد در هم تنیده شدهاند و گاهی تنها با لبخند کودک اندازهگیری میشوند. هر «لایک» و «فالو» میتواند به معنای فشار بیشتر برای کودک باشد و حتی شادی بازیهای روزمره نیز رنگ پول میگیرد.
حق فراموش شدن و حمایت قانونی
در پاسخ به این چالش، مفهوم حقوقی «حق فراموش شدن» مطرح شده است: امکان حذف دادهها و تصاویر منتشر شده دوران کودکی تا کودک در آینده تحت تأثیر سوابق آنلاین قرار نگیرد. برخی کشورها قوانین ویژه برای مدیریت درآمدهای کودکان اینفلوئنسر و حمایت از حقوق آنها وضع کردهاند تا از استثمار و سوءاستفاده جلوگیری شود.
با وجود این اقدامات محدود، بسیاری از کودکان هنوز در معرض فشار و توقعات بزرگترها قرار دارند و آزادی واقعی برای تجربه کودکی ندارند. این موضوع پرسشی اخلاقی، اجتماعی و حقوقی جدی است که جوامع باید پاسخ دهند: آیا کودکان اینفلوئنسر واقعا آزاد هستند یا بردههای کوچک بزرگترهای خود در دنیای دیجیتالند؟ در بسیاری از موارد، حتی وقتی والدین نیت خیر دارند، ساختارهای اقتصادی و رسانهای باعث میشوند کودک در مسیر دیگری حرکت کند؛ مسیری که کمتر به کودک بودن و بیشتر به سودآوری مرتبط است.
بردههای کوچک یا بازیگران آزاد؟
وقتی کودک باید برای کسب درآمد و تعامل آنلاین هویت خود را عرضه کند و ارزش «لایک» و «فالو» جایگزین بازی و تجربه واقعی کودکی شود، دیگر نمیتوان گفت او واقعا کودک است. او در مسیر یکی از بیسروصداترین شکلهای استثمار مدرن گرفتار شده و حتی لبخند و بازیاش میتواند وسیلهای برای درآمد دیگران باشد. این واقعیت، طنز تلخ دیجیتال نامیده میشود: جایی که بازی و درآمد در هم تنیدهاند و کودکی با قیمتی تعیین میشود. حتی کودکانی که در ظاهر شاد و سرزنده به نظر میرسند، گاهی تنها مجریان نقشهایی هستند که بزرگترها برای آنها نوشتهاند؛ نقشی که لبخند و خنده کودک در آن، کالای دیجیتال میشود. این پدیده، هشدار اخلاقی و اجتماعی است که نشان میدهد چگونه شهرت و درآمد میتواند تجربه انسانی و معصومیت کودکی را در هم بکوبد. کودکان اینفلوئنسر، در ظاهر سرگرمکننده و جذاب، در واقع درگیر پرسشهای حقوقی، اخلاقی و روانی پیچیده هستند. حضور آنها در شبکههای اجتماعی با درآمدزایی، کنترل والدین و مدیران، و فقدان حمایت قانونی واقعی، تجربه کودکی را به کار و بهرهبرداری اقتصادی تبدیل کرده است. بدون استانداردهای اخلاقی و قانونی، این کودکان نه بازی میکنند و نه کودکی واقعی دارند، بلکه در یکی از بیسروصداترین شکلهای استثمار مدرن گرفتار شدهاند. شهرت و پول در دنیای دیجیتال گاهی بیش از تجربه انسانی ارزش پیدا میکند.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




