دودِ هویت در چشم دختران جوان
ریحانه صبورنژاد روانشناس
سیگاری شدن جوانان را نمیتوان به یک انتخاب ساده یا بیتوجهی فردی تقلیل داد. این پدیده، بر اساس مدل زیستی–روانی–اجتماعی، نتیجه تلاقی چند عامل درهمتنیده است؛ از آسیبپذیری عصبی مغز نوجوان تا فشار همسالان، الگوهای خانوادگی، بحران هویت و تصویرسازیهای رسانهای. شروع مصرف دخانیات عمدتاً در دوره نوجوانی و اوایل جوانی رخ میدهد؛ دورهای که قشر پیشپیشانی مغز، مسئول کنترل تکانه و تصمیمگیری، تا اواسط دهه سوم زندگی به تکامل کامل نمیرسد. نیکوتین با فعالسازی سیستم دوپامینی مغز، لذت کوتاهمدت ایجاد کرده و وابستگی عصبی شکل میدهد. این اثر زیستی، زمینهای برای مصرف مداوم و توسعه عادت فراهم میکند.
در کنار زمینه زیستی، نقش همسالان بسیار تعیینکننده است. نوجوانان نیاز شدیدی به پذیرفته شدن در گروه دارند و پژوهشها نشان دادهاند که داشتن دوستان سیگاری احتمال شروع مصرف را چند برابر افزایش میدهد. وقتی سیگار در یک جمع عادی تلقی شود، مقاومت فرد کاهش مییابد و هنجار گروهی گاه از هر آموزش رسمی قدرتمندتر عمل میکند. خانواده نیز نقشی کلیدی دارد؛ فرزندان والدین سیگاری نه تنها الگوگیری میکنند، بلکه خطر مصرف را نیز کمتر ادراک میکنند. عادیسازی سیگار در فضای خانه پیام ضمنی میدهد که این رفتار تهدیدکننده نیست و زمینه شروع مصرف در سنین پایین را فراهم میکند.
عامل دیگر سلامت روان و تنظیم هیجان است. بسیاری از نوجوانان و جوانان با اضطراب، افسردگی یا فشارهای تحصیلی و اجتماعی مواجهاند و نیکوتین بهطور موقت احساس آرامش یا تمرکز ایجاد میکند. این اثر گذرا به چرخه وابستگی میانجامد و فرد برای فرار از تنش دوباره به سیگار پناه میبرد. نوجوانی دوره جستجوی هویت است و برخی رفتارهای پرخطر، از جمله سیگار کشیدن، ممکن است بهعنوان نماد استقلال یا بلوغ تجربه شوند. گرایش به هیجانطلبی نیز با احتمال بالاتر مصرف دخانیات همبستگی دارد و در چنین بستری، سیگار کارکردی هویتی پیدا میکند. در سالهای اخیر افزایش گرایش زنان جوان به مصرف سیگار نشان میدهد تحولات فرهنگی و اجتماعی چگونه رفتارها را دگرگون میکنند. تغییر نقشهای جنسیتی و حضور اجتماعی و شغلی زنان باعث شده برخی رفتارهای پیشتر مردانه، بار نمادین خود را از دست دهند. صنعت دخانیات نیز زنان را هدف قرار داده و با تأکید بر آزادی، جذابیت و لاغری، نگرش آنها را تحت تأثیر قرار داده است. فشار مضاعف نقشها، اضطراب و افسردگی بالاتر و باورهای مرتبط با کنترل وزن نیز عوامل افزاینده مصرف هستند. در مجموع، سیگاری شدن جوانان تصمیمی آگاهانه برای آسیب زدن به خود نیست، بلکه محصول تلاقی آسیبپذیری عصبی، فشارهای اجتماعی، تحولات فرهنگی و تلاش برای تنظیم هیجان و تثبیت هویت است.
در کنار زمینه زیستی، نقش همسالان بسیار تعیینکننده است. نوجوانان نیاز شدیدی به پذیرفته شدن در گروه دارند و پژوهشها نشان دادهاند که داشتن دوستان سیگاری احتمال شروع مصرف را چند برابر افزایش میدهد. وقتی سیگار در یک جمع عادی تلقی شود، مقاومت فرد کاهش مییابد و هنجار گروهی گاه از هر آموزش رسمی قدرتمندتر عمل میکند. خانواده نیز نقشی کلیدی دارد؛ فرزندان والدین سیگاری نه تنها الگوگیری میکنند، بلکه خطر مصرف را نیز کمتر ادراک میکنند. عادیسازی سیگار در فضای خانه پیام ضمنی میدهد که این رفتار تهدیدکننده نیست و زمینه شروع مصرف در سنین پایین را فراهم میکند.
عامل دیگر سلامت روان و تنظیم هیجان است. بسیاری از نوجوانان و جوانان با اضطراب، افسردگی یا فشارهای تحصیلی و اجتماعی مواجهاند و نیکوتین بهطور موقت احساس آرامش یا تمرکز ایجاد میکند. این اثر گذرا به چرخه وابستگی میانجامد و فرد برای فرار از تنش دوباره به سیگار پناه میبرد. نوجوانی دوره جستجوی هویت است و برخی رفتارهای پرخطر، از جمله سیگار کشیدن، ممکن است بهعنوان نماد استقلال یا بلوغ تجربه شوند. گرایش به هیجانطلبی نیز با احتمال بالاتر مصرف دخانیات همبستگی دارد و در چنین بستری، سیگار کارکردی هویتی پیدا میکند. در سالهای اخیر افزایش گرایش زنان جوان به مصرف سیگار نشان میدهد تحولات فرهنگی و اجتماعی چگونه رفتارها را دگرگون میکنند. تغییر نقشهای جنسیتی و حضور اجتماعی و شغلی زنان باعث شده برخی رفتارهای پیشتر مردانه، بار نمادین خود را از دست دهند. صنعت دخانیات نیز زنان را هدف قرار داده و با تأکید بر آزادی، جذابیت و لاغری، نگرش آنها را تحت تأثیر قرار داده است. فشار مضاعف نقشها، اضطراب و افسردگی بالاتر و باورهای مرتبط با کنترل وزن نیز عوامل افزاینده مصرف هستند. در مجموع، سیگاری شدن جوانان تصمیمی آگاهانه برای آسیب زدن به خود نیست، بلکه محصول تلاقی آسیبپذیری عصبی، فشارهای اجتماعی، تحولات فرهنگی و تلاش برای تنظیم هیجان و تثبیت هویت است.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




