سیگار؛ تجربه جمعی نوجوانان
افزایش سیگار کشیدن در میان دختران و زنان تنها یک «رفتار پرخطر» نیست؛ نشانگر تغییر عمیق در تجربههای جنسیتی، بازتعریف هویت، و نحوه مواجهه نسل جدید با ملال و هیجان است. زهرا محسنی فرد، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی، در این گفتوگو بر ضرورت شنیدن صدای نوجوانان و جوانان، تقدم پژوهش بر مداخله و نقش محوری خانواده در شکلگیری رفتارهای پرریسک تأکید میکند.
معمولاً درباره افزایش مصرف سیگار در میان دختران و زنان، دنبال یک علت مشخص میگردند؛ نظر شما درباره این پدیده چیست؟
پدیدههای اجتماعی را نمیتوان با یک علت ساده توضیح داد. وقتی درباره افزایش مصرف سیگار در میان دختران و زنان صحبت میکنیم، باید آن را در بستر گستردهتر، یعنی در چارچوب «تجربههای جنسیتی» در ایران امروز بررسی کنیم. جامعهای که با آن روبهرو هستیم، شاهد است که بسیاری از تجربههایی که تا چند دهه پیش صرفاً مردانه تلقی میشد، حالا وارد زندگی زنان و دختران شده است. این تغییر محدود به سیگار نیست؛ حتی ممکن است دامنهای فراتر داشته باشد و هم رفتارهای مثبت و هم منفی را در بر بگیرد. افزایش تمایل زنان به اشتغال، استقلال اقتصادی، یا تغییر در سبک زندگی، همه بخشی از همین دگرگونی است. در کنار اینها، برخی رفتارها نیز هستند که میتوان آنها را نابهنجار یا حتی مجرمانه دانست. برای فهم مصرف سیگار، باید آن را در دل این تغییر کلی دید؛ تجربههایی که قبلاً صرفاً مردانه بودند، حالا دوجنسیتی یا زنانه شدهاند. یک پرسش مهم این است که نسبت مصرف سیگار میان دختران و پسران نوجوان چگونه است، الگوهای آن چه تفاوتهایی دارند و این تفاوتها از کجا ناشی میشوند. بدون این تصویر آماری و تحلیلی، هر قضاوتی شتابزده خواهد بود. اما حتی پیش از آمار، باید کانتکست اجتماعی و فرهنگی این تغییر را در نظر گرفت؛ اینکه تجربههایی که پیشتر مردانه تلقی میشد، حالا برای دختران هم در دسترس، قابل تجربه و حتی ارزشمند شده است.
به نظر شما چرا سیگار برای نوجوانان و جوانان، بهویژه دختران، جذاب شده است؟ این جذابیت از کجا ناشی میشود؟
نوجوانان و جوانان امروز بیش از هر چیز دنبال «ملالگریزی» هستند. هر چیزی که بتواند بخشی از هیجان آنها را تأمین کند، برایشان جذاب است. زندگی روزمره ما سرشار از ملال است، اما نوجوانان به دلیل ویژگیهای زیستی و ساختار مغز خود، نیاز بیشتری به دریافت دوپامین دارند؛ این یک واقعیت بیولوژیک است. بنابراین، آنها سراغ چیزهایی میروند که این نیاز را -حتی به شکل نادرست- برآورده کند. نکته مهم این است که این رفتارها اغلب فردی نیست؛ بلکه جمعیاند. نوجوانان معمولاً سیگار را در جمع تجربه میکنند و آنچه برایشان لذتبخش است، الزاماً اثر نیکوتین یا خاصیت مخدر سیگار نیست، بلکه «تجربه جمعی» است: بودن در گروه، دیدهشدن، حس تعلق و هیجان مشترک.
در مورد دختران، این تجربه جمعی چه معنایی مییابد؟
در جامعه ما، انتساب به برخی ویژگیهای مردانه برای دختران ارزش محسوب میشود. یعنی اگر دختری رفتارهایی از خود نشان بدهد که بهطور کلیشهای مردانه تلقی میشود، ممکن است تشویق یا تحسین شود. اما اگر پسری رفتارهای زنانه نشان بدهد، اغلب با طرد مواجه میشود. این عدم تقارن، نشانه قدرت کلیشههای جنسیتی در جامعه ماست. برای برخی دختران، مصرف سیگار میتواند تلاشی باشد برای نمایش قدرت، جسارت، یا همان چیزی که خودشان میگویند «خفن بودن» یا «گنگ بودن». این یک زبان نمادین؛ زبانی برای ساختن هویت در دل گروه همسالان است.
وقتی مادر یا پدر سیگار میکشند، چه اثری بر نوجوان خود میگذارند؟
مصرف سیگار در میان زنان بالای ۲۵ سال نیز افزایش یافته است. بنابراین نوجوانان بارها مصرف سیگار را در خانه میبینند، چه از سوی مادر و چه پدر. این موضوع نشان میدهد که والدین هنوز نقش الگویی مهم دارند؛ الگویی که شاید در گذشته پررنگتر بود، اما امروز نیز اثرگذار است. علاوه بر خانواده، ویترین سوشالمدیا هم تأثیرگذار است؛ فیلمها، سریالها و محتواهایی که نوجوانان مشاهده میکنند، سیگار را نه تنها تابو نمیدانند، بلکه گاه بهعنوان بخشی از سبک زندگی جذاب و نرمال نمایش میدهند.
برخی معتقدند در دنیا مصرف دخانیات به دلیل فرهنگسازی در حال کاهش است، اما ایران این موضوع مسیر متفاوتی میرود. شما با این گزاره موافقید؟
فکر نمیکنم ما تافته جدا بافته باشیم. در بسیاری از کشورها هم مصرف دخانیات، بهویژه در میان جوانان، یک مسئله پروبلماتیک است. گاهی ما همان مسیری را میرویم که دیگران قبلاً طی کردهاند، و گاهی همان مسیر را دوباره تکرار میکنیم. نکته کلیدی این است که ما به پژوهشهایی نیاز داریم که دلایل این رفتار را از زبان خود نوجوانان بشنود. نه اینکه فقط بگوییم «افزایش پیدا کرده»، بلکه بپرسیم «چرا». صدای نوجوان باید شنیده شود؛ نه از زبان ما، بلکه از زبان خودش.
همیشه این نگرانی مطرح میشود که سیگار دروازه ورود به مواد مخدر و روانگردان است. این نگرانی چقدر واقعی است؟
من با این نگاه موافق نیستم. سیگار قطعاً چیز بدی است، اما اینطور نیست که هر کسی سیگار بکشد، لزوماً به مصرف مواد مخدر یا گرفتار جرم شود. تاریخ نشان میدهد افراد زیادی ــ از علما و هنرمندان گرفته تا افراد عادی ــ سیگار کشیدهاند و هرگز سراغ مواد دیگر نرفتهاند. به نظر من، سیگار باید همانطور که هست دیده شود؛ نه با بزرگنمایی. امروز نوجوانان به چیزهایی دسترسی دارند که حتی از سیگار هم راحتتر است، مثل ترکیب برخی نوشیدنیها با داروها؛ موادی که بهصورت بیصدا مصرف میشوند و اثرات خطرناکتری دارند. نگرانی اصلی، ناتوانی در آموزش نوجوانان برای مراقبت از خود است؛ بدون کنترلگری و نظارت دائمی. مسئله، توانمندسازی نوجوان و خانواده است، نه صرفاً ترساندن.
معمولاً درباره افزایش مصرف سیگار در میان دختران و زنان، دنبال یک علت مشخص میگردند؛ نظر شما درباره این پدیده چیست؟
پدیدههای اجتماعی را نمیتوان با یک علت ساده توضیح داد. وقتی درباره افزایش مصرف سیگار در میان دختران و زنان صحبت میکنیم، باید آن را در بستر گستردهتر، یعنی در چارچوب «تجربههای جنسیتی» در ایران امروز بررسی کنیم. جامعهای که با آن روبهرو هستیم، شاهد است که بسیاری از تجربههایی که تا چند دهه پیش صرفاً مردانه تلقی میشد، حالا وارد زندگی زنان و دختران شده است. این تغییر محدود به سیگار نیست؛ حتی ممکن است دامنهای فراتر داشته باشد و هم رفتارهای مثبت و هم منفی را در بر بگیرد. افزایش تمایل زنان به اشتغال، استقلال اقتصادی، یا تغییر در سبک زندگی، همه بخشی از همین دگرگونی است. در کنار اینها، برخی رفتارها نیز هستند که میتوان آنها را نابهنجار یا حتی مجرمانه دانست. برای فهم مصرف سیگار، باید آن را در دل این تغییر کلی دید؛ تجربههایی که قبلاً صرفاً مردانه بودند، حالا دوجنسیتی یا زنانه شدهاند. یک پرسش مهم این است که نسبت مصرف سیگار میان دختران و پسران نوجوان چگونه است، الگوهای آن چه تفاوتهایی دارند و این تفاوتها از کجا ناشی میشوند. بدون این تصویر آماری و تحلیلی، هر قضاوتی شتابزده خواهد بود. اما حتی پیش از آمار، باید کانتکست اجتماعی و فرهنگی این تغییر را در نظر گرفت؛ اینکه تجربههایی که پیشتر مردانه تلقی میشد، حالا برای دختران هم در دسترس، قابل تجربه و حتی ارزشمند شده است.
به نظر شما چرا سیگار برای نوجوانان و جوانان، بهویژه دختران، جذاب شده است؟ این جذابیت از کجا ناشی میشود؟
نوجوانان و جوانان امروز بیش از هر چیز دنبال «ملالگریزی» هستند. هر چیزی که بتواند بخشی از هیجان آنها را تأمین کند، برایشان جذاب است. زندگی روزمره ما سرشار از ملال است، اما نوجوانان به دلیل ویژگیهای زیستی و ساختار مغز خود، نیاز بیشتری به دریافت دوپامین دارند؛ این یک واقعیت بیولوژیک است. بنابراین، آنها سراغ چیزهایی میروند که این نیاز را -حتی به شکل نادرست- برآورده کند. نکته مهم این است که این رفتارها اغلب فردی نیست؛ بلکه جمعیاند. نوجوانان معمولاً سیگار را در جمع تجربه میکنند و آنچه برایشان لذتبخش است، الزاماً اثر نیکوتین یا خاصیت مخدر سیگار نیست، بلکه «تجربه جمعی» است: بودن در گروه، دیدهشدن، حس تعلق و هیجان مشترک.
در مورد دختران، این تجربه جمعی چه معنایی مییابد؟
در جامعه ما، انتساب به برخی ویژگیهای مردانه برای دختران ارزش محسوب میشود. یعنی اگر دختری رفتارهایی از خود نشان بدهد که بهطور کلیشهای مردانه تلقی میشود، ممکن است تشویق یا تحسین شود. اما اگر پسری رفتارهای زنانه نشان بدهد، اغلب با طرد مواجه میشود. این عدم تقارن، نشانه قدرت کلیشههای جنسیتی در جامعه ماست. برای برخی دختران، مصرف سیگار میتواند تلاشی باشد برای نمایش قدرت، جسارت، یا همان چیزی که خودشان میگویند «خفن بودن» یا «گنگ بودن». این یک زبان نمادین؛ زبانی برای ساختن هویت در دل گروه همسالان است.
وقتی مادر یا پدر سیگار میکشند، چه اثری بر نوجوان خود میگذارند؟
مصرف سیگار در میان زنان بالای ۲۵ سال نیز افزایش یافته است. بنابراین نوجوانان بارها مصرف سیگار را در خانه میبینند، چه از سوی مادر و چه پدر. این موضوع نشان میدهد که والدین هنوز نقش الگویی مهم دارند؛ الگویی که شاید در گذشته پررنگتر بود، اما امروز نیز اثرگذار است. علاوه بر خانواده، ویترین سوشالمدیا هم تأثیرگذار است؛ فیلمها، سریالها و محتواهایی که نوجوانان مشاهده میکنند، سیگار را نه تنها تابو نمیدانند، بلکه گاه بهعنوان بخشی از سبک زندگی جذاب و نرمال نمایش میدهند.
برخی معتقدند در دنیا مصرف دخانیات به دلیل فرهنگسازی در حال کاهش است، اما ایران این موضوع مسیر متفاوتی میرود. شما با این گزاره موافقید؟
فکر نمیکنم ما تافته جدا بافته باشیم. در بسیاری از کشورها هم مصرف دخانیات، بهویژه در میان جوانان، یک مسئله پروبلماتیک است. گاهی ما همان مسیری را میرویم که دیگران قبلاً طی کردهاند، و گاهی همان مسیر را دوباره تکرار میکنیم. نکته کلیدی این است که ما به پژوهشهایی نیاز داریم که دلایل این رفتار را از زبان خود نوجوانان بشنود. نه اینکه فقط بگوییم «افزایش پیدا کرده»، بلکه بپرسیم «چرا». صدای نوجوان باید شنیده شود؛ نه از زبان ما، بلکه از زبان خودش.
همیشه این نگرانی مطرح میشود که سیگار دروازه ورود به مواد مخدر و روانگردان است. این نگرانی چقدر واقعی است؟
من با این نگاه موافق نیستم. سیگار قطعاً چیز بدی است، اما اینطور نیست که هر کسی سیگار بکشد، لزوماً به مصرف مواد مخدر یا گرفتار جرم شود. تاریخ نشان میدهد افراد زیادی ــ از علما و هنرمندان گرفته تا افراد عادی ــ سیگار کشیدهاند و هرگز سراغ مواد دیگر نرفتهاند. به نظر من، سیگار باید همانطور که هست دیده شود؛ نه با بزرگنمایی. امروز نوجوانان به چیزهایی دسترسی دارند که حتی از سیگار هم راحتتر است، مثل ترکیب برخی نوشیدنیها با داروها؛ موادی که بهصورت بیصدا مصرف میشوند و اثرات خطرناکتری دارند. نگرانی اصلی، ناتوانی در آموزش نوجوانان برای مراقبت از خود است؛ بدون کنترلگری و نظارت دائمی. مسئله، توانمندسازی نوجوان و خانواده است، نه صرفاً ترساندن.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




