سیستمهای بازنشستگی چگونه رفاه ایجاد میکنند
سید علی خدادوست روزنامه نگار
سیستمهای بازنشستگی همیشه یکی از دغدغههای بزرگ هر جامعه بودهاند. مردم میخواهند مطمئن باشند وقتی سنشان بالا رفت و توان کار کردن نداشتند، درآمد کافی برای زندگی دارند. اما چگونه این پولها جمع میشوند و بین نسلها تقسیم میشوند؟ آیا روشهای مختلف تفاوت زیادی ایجاد میکنند؟ واقعیت این است که هر نوع سیستم بازنشستگی مزایا و معایب خودش را دارد و بعضی اوقات آنچه به نظر میرسد بهتر است، تنها یک دیدگاه حسابداری است، نه یک واقعیت اقتصادی. وقتی نسلهای مختلف با یکدیگر مرتبط میشوند، روشهای مختلف پرداخت یا سرمایهگذاری میتواند تصویری متفاوت از رفاه ایجاد کند. در این گزارش، تلاش میکنیم همه چیز را ساده و قابل فهم توضیح دهیم و نشان دهیم چگونه یک سیستم بازنشستگی میتواند برای همه نسلها به شکل عادلانه و پایدار عمل کند.
سیستم پرداخت مستقیم نسلها
سیستم پرداخت مستقیم نسلها یا همان PAYG، روشی است که در آن پول نسل فعلی مستقیماً به نسل قبل از خود میرسد. هیچ پسانداز واقعی شکل نمیگیرد و دولت یا سازمان بازنشستگی فقط نقش واسطه را دارد. وقتی فردی بازنشسته میشود، حقوق بازنشستگی او از مالیاتی که نسل کارگر در همان سال پرداخت کرده است تأمین میشود. این سیستم مزیت واضحی دارد: ساده و مستقیم است و نیازی به مدیریت داراییهای بزرگ و پیچیده ندارد. همچنین به نسل جوان اجازه میدهد بدون نیاز به پسانداز طولانی، به بازنشستگان کمک کند. اما در عین حال، این روش میتواند آسیبپذیر باشد؛ اگر جمعیت به طور ناگهانی کاهش یابد یا تعداد بازنشستگان افزایش پیدا کند. با وجود این، سیستم PAYG در بسیاری از کشورهای جهان، به دلیل سادگی و پاسخ سریع به نیازهای اجتماعی، همچنان محبوب است. نکته مهم این است که رفاه به ظاهر بهتر در این سیستم ناشی از کاهش پسانداز است، نه بهره اقتصادی ذاتی. در واقع وقتی نسل جوان پول خود را مستقیماً به بازنشستگان میدهد، ارزش داراییها کم میشود اما جریان نقدی برای بازنشستگان برقرار میماند. بنابراین، این روش تفاوت زیادی با سرمایهگذاری واقعی ندارد و تنها چارچوب حسابداری را تغییر میدهد.
سرمایهگذاری واقعی نسلها
سیستم سرمایهگذاری واقعی یا Capital-Funded، بر خلاف PAYG، بر پسانداز و سرمایهگذاری تأکید دارد. در این روش، هر نسل پول خود را در داراییها سرمایهگذاری میکند و بازنشستگی خود را از سود یا درآمد آن داراییها دریافت میکند. این داراییها میتوانند شامل سهام، اوراق قرضه یا پروژههای تولیدی باشند. مزیت اصلی این روش، استقلال نسلها است: هر فرد مستقیماً برای آینده خود پسانداز میکند و جریان مالی به نسل قبل وابسته نیست. در عین حال، این سیستم نیازمند مدیریت دقیق داراییها، نظارت بر ریسک و ثبات اقتصادی است. اگر سرمایهگذاریها سود ندهند یا بازارها ناپایدار باشند، ممکن است نسلها به بازنشستگی مطلوب نرسند. نکته ظریف اما مهم این است که تفاوت ظاهری بین PAYG و سرمایهگذاری واقعی بیشتر حسابداری است تا اقتصادی. هر دو سیستم در نهایت منابع یکسانی مصرف میکنند، اما روش ارائه و مدیریت آنها متفاوت است. در برخی شرایط،PAYG ممکن است بهتر به نظر برسد چون پول بدون سرمایهگذاری طولانی منتقل میشود، اما این تنها یک اثر ظاهری است. واقعیت این است که هر دو روش میتوانند رفاه مشابهی ایجاد کنند، اگر منابع به درستی تخصیص یابند و مدیریت مالی مناسب باشد.
ترکیب سیستم و پاداش
سیستم سرمایهگذاری با پاداش، ترکیبی از دو روش قبلی است. در این روش، هر نسل مقداری از پول خود را سرمایهگذاری میکند، اما دولت برای جبران تفاوت بین درآمد واقعی داراییها و نیاز بازنشستگان، پاداش یا کمک اضافی پرداخت میکند. این پاداش باعث میشود بازنشستگان همان سطح رفاه PAYG را دریافت کنند، در حالی که نسل جوان هنوز سرمایهگذاری میکند. این روش مزایای هر دو سیستم را ترکیب میکند: هم استقلال مالی نسلها حفظ میشود و هم جریان نقدی بازنشستگان تضمین میگردد. با این حال، اجرای این سیستم پیچیدهتر است و دولت باید منابع کافی برای پرداخت پاداشها داشته باشد. نکته جالب این است که وقتی بررسی کنیم، این سیستم در نهایت با PAYG معادل است. یعنی از نظر منابع مصرفی و رفاه، تفاوت اقتصادی واقعی وجود ندارد و تنها شکل حسابداری متفاوت است. این نکته نشان میدهد که آنچه به نظر میرسد مزیت سیستمهای PAYG است، در واقع ناشی از چارچوب نمایش داراییها و پرداختهاست، نه برتری ذاتی اقتصادی.
معضل پایداری سیستمها
بحث پایداری یکی از مهمترین موضوعات در سیستمهای بازنشستگی است. وقتی میگوییم یک سیستم پایدار است، معمولاً منظور این است که توانایی تأمین حقوق بازنشستگی نسلها در طول زمان وجود دارد. با این حال، معیارهای سنتی پایداری گاهی باعث اشتباه میشوند. برای مثال،PAYG بدون داراییهای واقعی ممکن است به نظر پایدار برسد، در حالی که سیستم سرمایهگذاری با دارایی و پاداش ممکن است به دلیل بدهیهای دولت ناپایدار جلوه کند. واقعیت این است که هر دو سیستم در سطح کلان معادل هستند و تفاوتها بیشتر از دید حسابداری است تا اقتصاد واقعی. به همین دلیل، روشهای معمول ارزیابی پایداری میتوانند گمراهکننده باشند و تصمیمگیرندگان را به خطا بیندازند. این موضوع اهمیت دارد چون سیاستهای بازنشستگی اغلب بر اساس ارزیابی پایداری اتخاذ میشوند.
شاخصهای جایگزین ارزیابی
برای رفع این سردرگمی، میتوان از شاخصهای جایگزین استفاده کرد که ارتباط مستقیم با اقتصاد دارند. یک روش مفید، «سهام شاخص» یا Index Shares است. در این رویکرد، هر واحد سهام شاخص نمایانگر یک حق بازنشستگی نسبی است که ارزش آن با شاخص اقتصادی مشخصی مانند جمعیت شاغل یا مجموع دستمزدها تعیین میشود. در سیستم PAYG، این سهام به طور مستقیم بین نسلها منتقل میشود. در سیستم سرمایهگذاری با پاداش، دولت این سهام را نگه میدارد و برای پرداخت پاداشها از افزایش ارزش آن استفاده میکند. با این روش، کل سیستم قابل مقایسه و ارزیابی است و هر دو روش به طور شفاف نشان میدهند که رفاه واقعی نسلها چه میزان است. این شاخصها به تصمیمگیرندگان کمک میکنند تا تصمیمات منطقیتری در مورد بازنشستگی بگیرند و اشتباهات ارزیابی سنتی را کاهش دهند.
درسهای کلیدی برای ایران
نتایج این تحلیل برای کشورهایی مانند ایران درسهای مهمی دارد. اول اینکه ظاهر برتری یک سیستم، همیشه واقعی نیست و باید بررسی شود که تفاوتها ناشی از چارچوب حسابداری است یا اقتصاد واقعی. دوم، توجه به شاخصهای اقتصادی و جمعیت شاغل برای ارزیابی رفاه و پایداری ضروری است. سوم، ترکیب سیستمها و استفاده از ابزارهایی مانند پاداش یا سهام شاخص میتواند رفاه نسلهای مختلف را تضمین کند؛ بدون اینکه فشار زیادی بر منابع دولت وارد شود. در نهایت، مهمترین درس این است که بازنشستگی یک حق اجتماعی است و هر سیاستی باید با هدف ایجاد رفاه پایدار و عادلانه برای همه نسلها طراحی شود. اگر این اصول رعایت شود، حتی نوجوانان امروز میتوانند مطمئن باشند که در آینده بازنشستگی امن و قابل اعتمادی خواهند داشت.
سیستم پرداخت مستقیم نسلها
سیستم پرداخت مستقیم نسلها یا همان PAYG، روشی است که در آن پول نسل فعلی مستقیماً به نسل قبل از خود میرسد. هیچ پسانداز واقعی شکل نمیگیرد و دولت یا سازمان بازنشستگی فقط نقش واسطه را دارد. وقتی فردی بازنشسته میشود، حقوق بازنشستگی او از مالیاتی که نسل کارگر در همان سال پرداخت کرده است تأمین میشود. این سیستم مزیت واضحی دارد: ساده و مستقیم است و نیازی به مدیریت داراییهای بزرگ و پیچیده ندارد. همچنین به نسل جوان اجازه میدهد بدون نیاز به پسانداز طولانی، به بازنشستگان کمک کند. اما در عین حال، این روش میتواند آسیبپذیر باشد؛ اگر جمعیت به طور ناگهانی کاهش یابد یا تعداد بازنشستگان افزایش پیدا کند. با وجود این، سیستم PAYG در بسیاری از کشورهای جهان، به دلیل سادگی و پاسخ سریع به نیازهای اجتماعی، همچنان محبوب است. نکته مهم این است که رفاه به ظاهر بهتر در این سیستم ناشی از کاهش پسانداز است، نه بهره اقتصادی ذاتی. در واقع وقتی نسل جوان پول خود را مستقیماً به بازنشستگان میدهد، ارزش داراییها کم میشود اما جریان نقدی برای بازنشستگان برقرار میماند. بنابراین، این روش تفاوت زیادی با سرمایهگذاری واقعی ندارد و تنها چارچوب حسابداری را تغییر میدهد.
سرمایهگذاری واقعی نسلها
سیستم سرمایهگذاری واقعی یا Capital-Funded، بر خلاف PAYG، بر پسانداز و سرمایهگذاری تأکید دارد. در این روش، هر نسل پول خود را در داراییها سرمایهگذاری میکند و بازنشستگی خود را از سود یا درآمد آن داراییها دریافت میکند. این داراییها میتوانند شامل سهام، اوراق قرضه یا پروژههای تولیدی باشند. مزیت اصلی این روش، استقلال نسلها است: هر فرد مستقیماً برای آینده خود پسانداز میکند و جریان مالی به نسل قبل وابسته نیست. در عین حال، این سیستم نیازمند مدیریت دقیق داراییها، نظارت بر ریسک و ثبات اقتصادی است. اگر سرمایهگذاریها سود ندهند یا بازارها ناپایدار باشند، ممکن است نسلها به بازنشستگی مطلوب نرسند. نکته ظریف اما مهم این است که تفاوت ظاهری بین PAYG و سرمایهگذاری واقعی بیشتر حسابداری است تا اقتصادی. هر دو سیستم در نهایت منابع یکسانی مصرف میکنند، اما روش ارائه و مدیریت آنها متفاوت است. در برخی شرایط،PAYG ممکن است بهتر به نظر برسد چون پول بدون سرمایهگذاری طولانی منتقل میشود، اما این تنها یک اثر ظاهری است. واقعیت این است که هر دو روش میتوانند رفاه مشابهی ایجاد کنند، اگر منابع به درستی تخصیص یابند و مدیریت مالی مناسب باشد.
ترکیب سیستم و پاداش
سیستم سرمایهگذاری با پاداش، ترکیبی از دو روش قبلی است. در این روش، هر نسل مقداری از پول خود را سرمایهگذاری میکند، اما دولت برای جبران تفاوت بین درآمد واقعی داراییها و نیاز بازنشستگان، پاداش یا کمک اضافی پرداخت میکند. این پاداش باعث میشود بازنشستگان همان سطح رفاه PAYG را دریافت کنند، در حالی که نسل جوان هنوز سرمایهگذاری میکند. این روش مزایای هر دو سیستم را ترکیب میکند: هم استقلال مالی نسلها حفظ میشود و هم جریان نقدی بازنشستگان تضمین میگردد. با این حال، اجرای این سیستم پیچیدهتر است و دولت باید منابع کافی برای پرداخت پاداشها داشته باشد. نکته جالب این است که وقتی بررسی کنیم، این سیستم در نهایت با PAYG معادل است. یعنی از نظر منابع مصرفی و رفاه، تفاوت اقتصادی واقعی وجود ندارد و تنها شکل حسابداری متفاوت است. این نکته نشان میدهد که آنچه به نظر میرسد مزیت سیستمهای PAYG است، در واقع ناشی از چارچوب نمایش داراییها و پرداختهاست، نه برتری ذاتی اقتصادی.
معضل پایداری سیستمها
بحث پایداری یکی از مهمترین موضوعات در سیستمهای بازنشستگی است. وقتی میگوییم یک سیستم پایدار است، معمولاً منظور این است که توانایی تأمین حقوق بازنشستگی نسلها در طول زمان وجود دارد. با این حال، معیارهای سنتی پایداری گاهی باعث اشتباه میشوند. برای مثال،PAYG بدون داراییهای واقعی ممکن است به نظر پایدار برسد، در حالی که سیستم سرمایهگذاری با دارایی و پاداش ممکن است به دلیل بدهیهای دولت ناپایدار جلوه کند. واقعیت این است که هر دو سیستم در سطح کلان معادل هستند و تفاوتها بیشتر از دید حسابداری است تا اقتصاد واقعی. به همین دلیل، روشهای معمول ارزیابی پایداری میتوانند گمراهکننده باشند و تصمیمگیرندگان را به خطا بیندازند. این موضوع اهمیت دارد چون سیاستهای بازنشستگی اغلب بر اساس ارزیابی پایداری اتخاذ میشوند.
شاخصهای جایگزین ارزیابی
برای رفع این سردرگمی، میتوان از شاخصهای جایگزین استفاده کرد که ارتباط مستقیم با اقتصاد دارند. یک روش مفید، «سهام شاخص» یا Index Shares است. در این رویکرد، هر واحد سهام شاخص نمایانگر یک حق بازنشستگی نسبی است که ارزش آن با شاخص اقتصادی مشخصی مانند جمعیت شاغل یا مجموع دستمزدها تعیین میشود. در سیستم PAYG، این سهام به طور مستقیم بین نسلها منتقل میشود. در سیستم سرمایهگذاری با پاداش، دولت این سهام را نگه میدارد و برای پرداخت پاداشها از افزایش ارزش آن استفاده میکند. با این روش، کل سیستم قابل مقایسه و ارزیابی است و هر دو روش به طور شفاف نشان میدهند که رفاه واقعی نسلها چه میزان است. این شاخصها به تصمیمگیرندگان کمک میکنند تا تصمیمات منطقیتری در مورد بازنشستگی بگیرند و اشتباهات ارزیابی سنتی را کاهش دهند.
درسهای کلیدی برای ایران
نتایج این تحلیل برای کشورهایی مانند ایران درسهای مهمی دارد. اول اینکه ظاهر برتری یک سیستم، همیشه واقعی نیست و باید بررسی شود که تفاوتها ناشی از چارچوب حسابداری است یا اقتصاد واقعی. دوم، توجه به شاخصهای اقتصادی و جمعیت شاغل برای ارزیابی رفاه و پایداری ضروری است. سوم، ترکیب سیستمها و استفاده از ابزارهایی مانند پاداش یا سهام شاخص میتواند رفاه نسلهای مختلف را تضمین کند؛ بدون اینکه فشار زیادی بر منابع دولت وارد شود. در نهایت، مهمترین درس این است که بازنشستگی یک حق اجتماعی است و هر سیاستی باید با هدف ایجاد رفاه پایدار و عادلانه برای همه نسلها طراحی شود. اگر این اصول رعایت شود، حتی نوجوانان امروز میتوانند مطمئن باشند که در آینده بازنشستگی امن و قابل اعتمادی خواهند داشت.
ارسال دیدگاه
تیتر خبرها




